حرکت حبی
حرکت حبّی
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
لزوم رسیدن به خدا از طریق انسان کامل
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
نمایش همه

آنچه آغاز ندارد نپذیرد انجام

اصالت عقل و اصالت تجربه

برای توضیح دقیق قاعده «آنچه آغاز ندارد نپذیرد انجام» نیازمند است که چند قاعده دیگر را نیز مورد بررسی قرار دهیم.

کل أزلی لا یمکن أن یفسد

این قاعده را نخستین فیلسوف اسلامی یعقوب اسحاق کندی مورد بحث و گفتگو قرار داده است؛ این قاعده در سخنان برخی از بزرگان شعر و عرفان به صورت بدیعی جلوه گر شده است، مانند این مصراع «آنچه آغاز ندارد نپذیرد انجام» گاهی مفاد این قاعده به شکل دیگری تعبیر میشود که از لحاظ طرز بیان و اسلوب ادا، با آنچه در مصراع فارسی مزبور آمد بسیار نزدیک است و آن عبارت است از: «ما ثبت قدمه ، امتنع عدمه» یعنی آنچه قدیم است هرگز عدم را به خود نمی بیند.

«ازلی» موجودی را گویند که سابقه نیستی ندارد. گاهی گفته میشود ازلی چیزی است که عدم وجود آن ضروری نیست. بر اساس این تعریف گفته می شود وجود هیچ گونه موجودی پیش از موجود ازلی متصور نیست. بنابراین موجود ازلی هرگز از چیزی قوام نیافته و به غیر خویش متکی نیست و در این صورت به آسانی میتوان دریافت که موجود ازلی، دارای هیچ گونه علتی نیست و با این فرض، موجود ازلی، موضوع و محمول نیز نخواهد داشت. در اینجا راه برای نداشتن جنس نیز هموار می گردد.

هنگامی که گفته می شود موجود ازلی جنس ندارد، به آسانی گفته می شود که موجود ازلی هرگز فاسد نمی شود؛ زیرا ««فساد» عبارت است از تبدل محمول از حالی به حال دیگر و این گونه تبدل همواره از یک حالت به نزدیکترین ضد آن حالت انجام می شود که آن هر دو حالت تحت یک جنس می باشند. مانند حالت حرارت که به برودت تبدیل می شود یا سفیدی که به سیاهی تبدیل می گردد؛ و این گونه اضداد همواره دارای یک جنس می باشند. پس ذکر این مقدمات می گوییم آنچه فاسد می شود، دارای یک جنس است و چون موجود ازلی دارای جنس نیست، پس هرگز به خود فساد نمی پذیرد.

در ادامه بخوانید:  قاعده ۲۲ :کُلُّ بسیٍط لا قابِلَ له فهو لا یعدم
آنچه اول ندارد، آخر نیز ندارد

«آنچه آغاز ندارد نپذیرد انجام» این قاعده را ابن رشد اندلسی در کتاب تهافت التهافت که در رد کتاب تهافت الفلاسفه غزالی نوشته است، ضمن مباحث حدوث و قدم عالم، مطرح و از آن به صورت گوناگون تعبیر کرده است. اگر کسی حرکات دوری افلاک را در آینده بی نهایت بداند، ناچار باید برای افلاک مبدئی قائل نباشد. زیرا چیزی که پایان ندارد، آغاز هم نخواهد داشت.

ابن رشد برای اثبات مفاد قاعده به تضایف تمسک نموده است؛ زیرا مبدأ و منتها یا اول و آخر همواره نسبت به یکدیگر متضایف اند و دو امر متضایف در وجود و عدم و قوه و فعل همیشه متساوی خواهند بود. او در این باره می گوید: و ذلک أیضا بین فی کون المبدأ و النهایه من المضاف.

چند نکته برای توضیح آنچه آغاز ندارد نپذیرد انجام

نکته اول: مقتضای دو قاعده «کل أزلی لا یمکن ان یفسد» و «ما ثبت قدمه امتنع عدمه» که هر کدام با براهین محکم به ثبوت رسیده اند، این است که هر موجودی که قدیم ازلی است، هرگز فساد نمی پذیرد و نیستی را به سوی آن راهی نیست. عکس نقیض یا نزدیکترین شیء به عکس نقیض این دو قاعده این است که «هر موجود حادث، سرانجام معدوم میگردد» و این همان معنایی است که حکما به صورت یک قاعده گفته اند: «کل کائن فاسد»

نکته دوم: مقصود از کلمه کائن، موجودی است که با یک سلسله فعل و انفعالات مادی در جهان حادث گردد و «کائنات و مکونات» عبارتند از موجودات مادی.

در ادامه بخوانید:  نگاهی منتقدانه به فلسفه صدرالمتألهین

نکته سوم: آیا عالم فساد می پذیرد یا نه؟ ابونصر فارابی در مقام پاسخ به این سوال، کون را در حقیقت یک نوع ترکیب یا چیزی شبیه به ترکیب دانسته و فساد را انحلال ترکیب به حساب آورده است. به این ترتیب مسئله کون و فساد در نظر وی عبارت است از یک نوع ترکیب و انحلال و یا به تعبیر دیگر یک نوع اجتماع و افتراق که سرانجام هر ترکیبی به تحلیل و هر اجتماعی به افتراق باز میگردد.

نکته چهارم: صدرالمتألهین نیز این قاعده را معتبر دانسته و در برخی موارد به آن استناد نموده است و آنچه از سخن صدرالمتألهین در این باب مستفاد میشود این است که اگر موجودی دارای دو صفت جوهریت و بساطت نباشد، در معرض زوال و نابودی است. بنابراین هر موجود عرضی و هرگونه موجودی که از عناصر مختلف ترکیب یافته باشد، اگرچه جوهر باشد، سرانجام فاسد خواهد شد و به این ترتیب قاعده «کل کائن فاسد» با قاعده «کل مرکب ینحل» در برخی موارد با یکدیگر مساوق خواهد بود.

نکته پنجم: حاج ملاهادی سبزواری نیز قاعده «کل کائن فاسد» را با قاعده «کل مرکب ینحل» در یک مورد به کار برده و برای اثبات این قاعده که هر موجود مرکب سرانجام منحل خواهد شد، چنین استدلال میکند: هر موجود مرکبی از عناصر مختلف تشکیل یافته است و پر واضح است که تشکیل موجود واحد از عناصر مختلف مستلزم این است که عناصر مختلف بر خلاف مقتضای طبیعت اولیه خویش در یکدیگر درآمیزند و در آمیختن عناصر مختلف در یکدیگر، خلاف مقتضای طبایع نخستین عناصر است و این امر مستلزم قسر در طبیعت است؛ و چون قسر در طبیعت به طور دائمی یا اکثری محال است، سرانجام این ترکیب به انحلال می گراید و عناصر اولیه به مقتضای طبایع اصلی خودشان به حالت نخستین باز می گردند.

در ادامه بخوانید:  واژگان «برهان إنّی» «برهان لمّی» «بطوء»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *