برهان صدیقین ابن سینا
برهان صدیقین ابن سینا
۱۳۹۶-۰۷-۱۱
متافیزیک
با از دست دادن عقل چه بدست می آورید؟
۱۳۹۶-۰۷-۱۲
نمایش همه

ملاصدرا و توجیه سخنان غزالی

نگاهی منتقدانه به فلسفه صدرالمتألهین

صدرالمتألهین درباره این مساله که کدامیک از دو کتاب تهافت الفلاسفه و مقاصد الفلاسفه پیش از دیگری تالیف یافته سخنی نگفته است؛ ولی از مطاوی کلام او در کتاب المبدأ و المعاد چنین بر می آید که غزالی کتاب مقاصد الفلاسفه را بعد از کتاب تهافت الفلاسفه تالیف کرده است. ملاصدرا در توجیه مخالفت های غزالی بسیار می کوشد؛ یکی از فیلسوفان معاصر این مساله را مطرح کرده و با صراحت تمام گفته است:

غزالی که با فلسفه مخالفت کرد، مخالفتش بعد از آشنایی با مسائل نبود؛ بلکه او از ابتدا و قبل از آشنایی به مسائل و جزئیات با فلسفه مخالفت کرد و پس از این مخالفت، مدت دو سال به مطالعه آثار فلاسفه گذراند و کتاب مقاصد الفلاسفه را نوشت. اتفاقا به نظر می رسد که غزالی پس از نوشتن کتاب مقاصد الفلاسفه نظرش نسبت به فلسفه تعدیل شده باشد……

سخن ملاصدرا در توجیه مخالفت های غزالی و توبه و بازگشت غزالی از حکم تکفیر خود نسبت به حکما، نوعی استنباط و اجتهاد است که سلیقه شخصی نیز تا حدودی در آن دخالت داشته است. این فیلسوف بزرگ هیچ گونه سند تاریخی برای اثبات این مدعا ارائه نکرده و کوشیده است مخالفت غزالی را با حکما از سه طریق توجیه کند؛ ولی آنچه در وی توجیه مخالفت غزالی با حکما بیان داشته، ناتمام است.

ملاصدرا در توجیه مخالفت های غزالی چگونه استدلال می کند؟
  • توجیه اول این بود که حکم تکفیر غزالی درباره حکما، معلول تقیه و ترس از فقهای ظاهربین بوده است. برای ارباب بصیرت پوشیده نیست که حکم دادن به کفر اشخاص، از موارد تقیه به شمار نمی آید. غزالی در جوامع علمی و دینی زمان خود، از چنان نفوذی برخوردار بود که اگر حکم تکفیر حکما را نیز صادر نمی کرد، هیچگونه خطری او را تهدید نمی کرد؛ بعلاوه اگر خطری هم از سوی فقهای زمان او را تهدید می کرد، شایسته نبود که برای رفع خطر از خود، حکم تکفیر اشخاص بیگناه را صادر نماید.
  • توجیه دوم این بود که مخالفت غزالی با حکما به منظور رعایت مصالح دینی و حفظ عقاید عامه بوده است. سوالی که در اینجا مطرح می شود، این است که رعایت مصالح دینی و حفظ عقاید مردم چگونه بر حکم به تکفیر اشخاص بی تقصیر مترتب می گردد؟ آیا راه دیگری برای حفظ عقاید مردم وجود نداشت؟
  • بالاخره در توجیه سوم، صدرالمتألهین بر این عقیده است که حکم تکفیر غزالی نسبت به حکما، در آغاز کار بوده و پس از آگاهی از عمق و صحت مطالب آنان، از گفته خود پشیمان گشته و راه توبه پیش گرفته است.
در ادامه بخوانید:  انتقال عرض محال است

همانگونه که ذکر شد، سخن صدرالمتألهین در این باب نوعی اجتهاد در یک مساله تاریخی است؛ ولی در این مورد، هیچگونه سند معتبری در دست نیست؛ بلکه از آغاز کتاب مقاصدالفلاسفه می توان دریافت که غزالی تا پایان عمر خود، در موضع مخالفت با فلاسفه باقی مانده است. او در نخستین صفحات این کتاب میگوید:

من قصد دارم تناقض آراء و عقاید فلاسفه را برملا ساخته و کج اندیشی های آنان را آشکار نمایم؛ ولی قبل از اینکه به این کار دست یازم، لازم میدانم که مقاصد این جماعات را در مورد علوم منطقی و طبیعی و الهی توضیح دهم ؛ زیرا بدون وقوف و احاطه به خصوصیات یک مسلک، عیوب و مفاسد آن را نمی توان آشکار ساخت.

این سخن غزالی با صراحت تمام دلالت دارد بر اینکه وی کتاب مقاصدالفلاسفه را قبل از کتاب تهافت الفلاسفه به رشته تحریر کشیده است. به این ترتیب کسانی که می اندیشند کتاب مقاصدالفلاسفه بعد از کتاب تهافت الفلاسفه نوشته شده و این امر را دلیل بازگشت غزالی از موضع ضد فلسفی بشمار میآورند، سخت در اشتباه می باشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *