۱۳۹۵-۰۱-۰۱

برنامه معرفت بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۴

برآور پنبهٔ پندارت از گوش / ندای «واحد القهار» بنیوش / ندا می‌آید از حق بر دوامت / چرا گشتی تو موقوف قیامت / درآ در وادی ایمن که ناگاه / درختی گویدت «انی انا الله» / روا باشد انا الحق از درختی / چرا نبود روا از نیک‌بختی / هر آن کس را که اندر دل شکی نیست / یقین داند که هستی جز یکی نیست
۱۳۹۴-۱۲-۲۱

برنامه معرفت بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴

بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است / که اصل مرکز دور محیط است / از او شد خط دور هر دو عالم / وز او شد خط نفس و قلب آدم / از آن حال دل پرخون تباه است / که عکس نقطهٔ خال سیاه است / ز خالش حال دل جز خون شدن نیست / کز آن منزل ره بیرون شدن نیست / به وحدت در نباشد هیچ کثرت / دو نقطه نبود اندر اصل وحدت / ندانم خال او عکس دل ماست / و یا دل عکس خال روی زیباست
۱۳۹۴-۱۱-۳۰

برنامه معرفت سی ام بهمن ۱۳۹۴

کتاب حق بخوان از نفس و آفاق/ مزین شو به اصل جمله اخلاق/ اصول خلق نیک آمد عدالت / پس از وی حکمت وعفت شجاعت / حکیمی راست گفتار است و کردار / کسی کو متصف گردد بدین چار - آفاق، سیر بیرونی است و أنفُس سیر درونی است. هر کسی دوستدار حق است و حق را می خواهد. اساسا حق، مطلوب بالذات است نه بالعرض
۱۳۹۴-۱۱-۲۳
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد

برنامه معرفت بیست و سوم بهمن ۱۳۹۴

شنیدم من که اندر ماه نیسان / صدف بالا رود از قعر عمان / ز شیب قعر بحر آید برافراز / به روی بحر بنشیند دهن باز / بخاری مرتفع گردد ز دریا / فرو بارد به امر حق تعالی / چکد اندر دهانش قطره‌ای چند / شود بسته دهان او به صد بند / رود با قعر دریا با دلی پر / شود آن قطرهٔ باران یکی در
۱۳۹۴-۱۱-۱۹

برنامه معرفت شانزدهم بهمن ۱۳۹۴

فیلسوف هم به آغاز می‌اندیشد و هم به انتها می‌اندیشد؛ منتهی در تفسیر شروع و پایان، اختلاف است. حتی علم به آغاز می‌اندیشد؛ انفجار بزرگ. منتهی در تفسیرها اختلاف است. انسان الهی و خداپرست آغازش خداوند است. انسان با روح قدسی به فرا زمان می‌رود. انسان دو جنبه دارد؛ مادی و معنوی، روحی و عنصری. انسان چون دو جنبه دارد می‌تواند از این عالم به عالم دیگر برود. در واقع از آن عالم آمده است، هبوط کرده است. هبوط یعنی چه؟ یعنی افتادن، پایین آمدن، سقوط کردن، فرو افتادن و از بالا به پایین آمدن؛ این بالا کجا بوده است
۱۳۹۴-۱۱-۰۹
خالق و مخلوق

برنامه معرفت نهم بهمن ۱۳۹۴

تنها جایی که انسان، به نارسایی سخن و ناتوانی بیان واقف می شود موقعی است که می خواهد سپاسگذاری کند و شکر منعِم به جا بیاورد. زبان، هیچ جا احساس ضعف ندارد و هر چیزی را و حتی عالم را، بیان می کند. هنگامی که من می خواهم شکر بجا بیاورم، از کسی شکر می کنم که نعمت ها را من داده است و صاحب نعمت است. همه عالم، نعمت است برای انسان؛ خود هستی انسان هم یک نعمت است و برای هستی خودم شکر بجا می آورم از صاحب نعمت. برای خود این سخن «که من می خواهم برای نعمت شکر بکنم» چگونه می توانم شکر کنم؟ خود توان شکر کردن، یک نعمت است. بر توان شکر کردن، اگر شکر بجا بیاورم، خود یک شُکر دیگر است.
۱۳۹۴-۱۱-۰۲
کنت کنزا مخفیا فأحببت أن اعرف

برنامه معرفت دوم بهمن ۱۳۹۴

بعضی از طرفداران اخلاق، امروزه از اخلاق منهای دین سخن می گویند. طرفداران اخلاق بدون دین و انسان های دینی، هر دو در اینکه دوستی و محبت مردم را می خواهند با هم شریک هستند؛ اما جدال این دو گروه در کجاست و چگونه از هم جدا می شوند؟ اختلاف آنها در چیستی انسانیت است. پیروان اخلاق جدید، انسان را چه تعریف می کنند و همین طور دین داران، انسان را چه تعریف می کنند.
۱۳۹۴-۱۰-۲۶

برنامه معرفت ۲۵ دی ماه ۱۳۹۴

کدامین فکر ما را شرط راه است / چرا گه طاعت و گاهی گناه است / درآلا فکر کردن شرط راه است / ولی درذات حق محض گناه است / بود درذات حق اندیشه باطل / محال محض دان تحصیل حاصل / چو آیات است روشن گشته از ذات / نگردد ذات او روشن ز آیات / همه عالم به نور اوست پیدا / کجا او گردد از عالم هویدا
۱۳۹۴-۱۰-۱۸

برنامه معرفت هجدهم دی ماه ۱۳۹۴

ظهور جملهٔ اشیا به ضد است/ ولی حق را نه مانند و نه ند است / چو نبود ذات حق را ضد و همتا / ندانم تا چگونه دانی او را / زهی نادان که او خورشید تابان / به نور شمع جوید در بیابان | به لحاظ درک ماهوی و ادراک جوهری، نیازی به شناخت ضد، برای شناخت نیست اما به لحاظ عالم اعراض، نیاز است که از طریق اضداد، اشیاء را بشناسیم زیرا که ما «حس جوهرشناسی» نداریم. زیرا که جوهر یک امر معقول است و تنها با عقل می شود شناخت.
۱۳۹۴-۱۰-۱۳

برنامه معرفت یازدهم دی ماه ۱۳۹۴

پرسش، نشان تفکر است و آنجایی که پرسش نباشد، تفکر می میرد. دو کس پرسش نمی کنند: اولی خداوند تبارک و تعالی است زیرا که علم مطلق است و اگر هم حالت سوالی در آیات قرآن هست، استفهام حقیقی نیست و صورت سوالی دارد. و دومین مورد، جماد و انسان نادان است. چه کسی پرسش دارد؟ کسی که چیزی را می داند و چیزی را نمی داند، یعنی در سایه روشن دانایی و نادانی است. سقراط حکیم هم گفت: من می دانم که نمی دانم. حال، می دانم که نمی دانم؛ به درستی می دانم که این دانایی از جایی می آید و این، همان نقطه ای است که تفکر از آنجا آغاز می شود.
۱۳۹۴-۱۰-۰۵
شناخت ظاهری

برنامه معرفت چهارم دی ماه ۱۳۹۴

حق تبارک و تعالی قدرت مطلق است و شیخ شبستری با «قاف قدرت» تعبیر می کند. قدرت مطلق نمی تواند بی اثر باشد و حتما «قادر»، مقدور می خواهد. هنگام ظهور قدرت، دو عالم پدید آمد که از آن به مُلک و ملکوت تعبیر می شود. امروزه از جهان های ممکنه صحبت به میان می آید. جهان های در عرضِ هم، معنی ندارد و هرچه عوالم در یک ردیف باشند، نهایتا یک جهان است. اما جهان ها اگر در طول هم باشند، می تواند متعدد باشد، مانند: ظاهر و باطن، مُلک و ملکوت، دنیا و آخرت، تن و جان و....
۱۳۹۴-۰۹-۲۸
بیت اول گلشن راز

برنامه معرفت ۲۷ آذرماه ۱۳۹۴

خداوند به جان، فکرت آموخت. جان، آن چیزی است که فکر می کند. جان آدمی آن چیزی است که می اندیشد. تفسیر و شرح بیت اول گلشن راز در برنامه معرفت ۲۷ آذر ۱۳۹۴