۱۳۹۲-۰۳-۲۸

دانلود برنامه معرفت بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲

میشد ابراهیم ادهم در رهی/پیش اوآمد سواری ناگهی/گفت آبادانی ای رهرو کجاست/اوبگورستان اشارت کرد راست/شد سوار از قول اودر خشم سخت/تازیانه کرد بر وی لخت لخت/خون روان شد از سر واز روی او/تا زخون گل گشت خاک کوی او
۱۳۹۲-۰۳-۱۸
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد

برنامه معرفت هفدهم خرداد ۱۳۹۲

چون زفان را میکند این حال لال/از زبان لال باید گفت حال/از چنین جائی که جای جای نیست/قسم ما جز وای وای وای نیست/چون زنم من زین مقام صعب لاف/مور چون در پشت گیرد کوه قاف/عاقبت با خویش دادندش ز خویش/هرچه گوئی بیش دادندش ز پیش/چون محمد با خود آمد خود نبود/ای عجب گوئی که او خود خود نبود
۱۳۹۲-۰۳-۱۱
فراق و حال زار در عین وصل به معشوق

برنامه معرفت دهم خرداد ۱۳۹۲

طالبی مطلوب را گم کرده بود/روز و شب سر در جهان آورده بود/از غم جان وجهان بفریفته/در جهان میرفت جانی شیفته/پای از سر در طلب نشناخت او/خویش را نعلین آهن ساخت او/پس جهان صدباره چون پیموده کرد/ای عجب نعلین آهن سوده کرد
۱۳۹۲-۰۳-۰۴
فراق و حال زار در عین وصل به معشوق

برنامه معرفت سوم خرداد ۱۳۹۲

سالک صادق دم نیکوسرشت/آمد از صدق طلب پیش بهشت/گفت ای خلوت سرای دوستان/پای تا سر بوستان در بوستان/خاک روب کوی تو باغ ارم/ تشنهٔ یک قطرهٔ تو جام جم/آب حیوان خاک باشد بردرت/نیم مرده ز اشتیاق کوثرت/جملهٔ تن روحو ریحانی همه/جان عالم عالم جانی همه
۱۳۹۲-۰۲-۲۷

برنامه معرفت بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲

عاشقی میمرد چون دل زنده داشت/لاجرم چون گل لبی پرخنده داشت/سایلی گفتش که این خنده ز چیست/خاصه در وقتی که میباید گریست/گفت با معشوق خود چون عاشقم/میزنم یک دم که صبحی صادقم/صبح را خنده صواب آید صواب/کو درون سینه دارد آفتاب
۱۳۹۲-۰۲-۲۰

برنامه معرفت بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲

ادامه حکایتی از مصیبت نامه عطار (داستان سالک با حضرت موسی ) /آتش حضرت ز راهت در ربود/کهربای حق چو کاشت در ربود/بود تا آتش ز تو صد ساله راه/تو بیک جذبه شدی آنجایگاه/کرد آن آتش جهان بر تو فراخ/ای همه سر سبزی آن سبز شاخ/چون شدی بیخود ز کاس اصطناع/کرد جان تو کلام حق سماع
۱۳۹۲-۰۲-۱۳
کنت کنزا مخفیا فأحببت أن اعرف

برنامه معرفت سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲

سالک آمد پیش موسی ناصبور/موسم موسی بدید از کوه طور/گفت ای نور دو عالم ذات تو/نه فلک ده یک زنه آیات تو/ای بشب گنج الهی یافته/از شبانی پادشاهی یافته/در شبانی گر رمه کردی بدست/بلکه در یک شب همه کردی بدست
۱۳۹۲-۰۲-۰۶

برنامه معرفت ششم اردیبهشت ۱۳۹۲

غازیی از کافری بس سرفراز/خواست مهلت تا که بگزارد نماز/چون بشد غازی نماز خویش کرد/بازآمد جنگ هر دم بیش کرد/بود کافر را نمازی زان خویش/مهل خواست او نیز بیرون شد ز پیش
۱۳۹۲-۰۱-۳۰
در وصف پیامبر اسلام رحمة للعالمین

برنامه معرفت سی ام فروردین ۱۳۹۲

آنچه فرض دین نسل آدمست/نعت صدر وبدر هر دو عالمست/آفتاب عالم دین پروران/خواجهٔ فرمان ده پیغامبران/پیشوای انبیا و مرسلین/مقتدای اولین و آخرین/صادق القول زمین و آسمان/صد جهان در یک جهان پاک ازجهان/مرجع خلق و امام کائنات/فعل او هم حجت و هم معجزات
۱۳۹۲-۰۱-۲۳

برنامه معرفت بیست و سوم فروردین۱۳۹۲

غافلی شد پیش آن صاحب چله/کرد از ابلیس بسیاری گله/گفت ابلیسم زد از تلبیس راه/کرد دین بر من به طراری تباه/مرد گفتش ای جوانمرد عزیز/آمده بد پیش ازین ابلیس نیز/مشتکی بود از تو و آزرده بود/خاک از ظلم تو بر سر کرده بود/گفت دنیا جمله اقطاع منست/مرد من نیست آنکه دنیا دشمن است
۱۳۹۲-۰۱-۱۶

دانلود برنامه معرفت (پخش شده در ۱۶ فروردین ۹۲)

بایزید آمد شبی بیرون ز شهر/از خروش خلق خالی دید شهر/ماهتابی بود بس عالم‌ فروز/شب شده از پرتو او مثل روز/آسمان پر انجم آراسته/هر یکی کار دگر را خاسته/شیخ چندانی که در صحرا بگشت/کس نمی‌جنبید در صحرا و دشت
۱۳۹۲-۰۱-۱۶

دانلود برنامه معرفت (پخش شده در ۱۵ فروردین ۹۲)

سالک آمد پیش پیر رهروان/درس حال خویش برخواندش روان/پیر گفتش بحر صاحب مشغله/هست سر تا بن مثال حوصله/نوش کرده آب چندان وز طلب/مانده شوق قطرهٔ آن خشک لب/هرکرا سیرابئی ناید تمام/چاره نیست از تشنگی بر دوام