برنامه معرفت ۷ آذر ۱۳۹۳
۱۳۹۳-۰۹-۰۷
برنامه معرفت ۱۴ آذر ۱۳۹۳
۱۳۹۳-۰۹-۱۷
نمایش همه

سخنرانی دکتر دینانی در روز جهانی فلسفه ۱۳۹۳

فلسفه و اجتماع

گزیده ای از سخنان دکتر دینانی با موضوع فلسفه و اجتماع | فایل صوتی و تصویری و متنی در انتهای این صفحه قابل دریافت است.

وقتی که از روز جهانی فلسفه سخن می گوئیم، بی درنگ یک پرسش مطرح می شود که فلسفه، جهانی است یا جهان، فلسفی است؟ «فیلسوف جهانی» شاید نداشته باشیم که همه حرف او را قبول داشته باشند، اما «فلسفه» جهانی است. فرق است بین «فلسفه» و «فیلسوف». غالب مردم، فلسفه را با فیلسوف اشتباه می گیرند. از فیلسوفی خوشش نمی آید و «فلسفه» را باطل می داند و یا برعکس. فلسفه غیر از فیلسوف است. هر فیلسوفی نسبتی با فلسفه دارد یا بهره ای از فلسفه دارد. اما «فلسفه» از هر فیلسوفی بالاتر است.

اخیرا برخی افراد بی هنر که نه علم دارند و نه فلسفه از انرژی کیهانی صحبت می کنند. یک نادانی از شعور کیهانی صحبت می کند و کائنات را در دست می گیرد! قدری غم انگیز است. اخیرا عرفان های کاذب توسط همین مهندس و فیزیک دان و امثال او در حال رواج یافتن است. عرفان هم اگر فلسفی نباشد، راه به جایی نمی برد. خوب گوش بدهید. عرفان بدون فلسفه، انسان را به زودی ابله می کند! عرفان، بد نیست اما اگر در آن تعقل نباشد به بلاهت کشیده می شود. فلسفه می خواهد جلوی بلاهت را بگیرد.

فلسفه و اجتماع

خوب موضوع بحث ما «فلسفه و اجتماع» است. اجتماع و جامعه چیست؟ آیا جامعه، مجموعه افراد است؟ در حال حاضر ایران هفتاد یا هشتاد میلیون فرد دارد. آیا جامعه از تک تک افراد بدون ارتباط ساخته می شود یا با ارتباط ها جامعه درست می شود؟ اگر صد میلیون آدم تک تک که هیچ رابطه فکری با هم نداشته باشند، در کنار هم باشند تشکیل جامعه می دهند؟ آیا گله گوسفندان، جامعه گوسفند ها است؟ یا گله گوسفند؟ شما تا بحال از جامعه گوسفندان شنیدید؟

در ادامه بخوانید:  سخنرانی دکتر دینانی در روز جهانی فلسفه سال ۱۳۸۹

طرفداران گوسفندها، جامعه اند. حالا جامعه تک تک اند بدون ارتباط فکری یا آن ارتباط، جامعه می سازد؟ ارتباطات چگونه انجام می شود؟ با تفکر و عقل. و گرنه لایتناهی فرد بدون ارتباط فکری، یک گله اند نه جامعه! فیلسوف بزرگی گفته است که «جهان مجموعه اشیاء نیست، مجموعه وقایع است» فرق بین شیئ و واقعه چیست؟ جهان، ارتباط است. یک پشه که در کنار درخت پرواز می کند با جبرئیل ارتباط دارد! می فهمید چه می گویم؟ یک تنفس شما با کل جهان ارتباط دارد. این وقایع، جهان است. جهان، از مفردات تشکیل نمی شود. تاریخ هم همین طور است. فلسفه هم در زبان، ظاهر می شود.

معنی «است» چیست؟ ربط است؟ معنی ربط چیست؟ ای کاش کتابی که چهل سال پیش نوشته ام را مطالعه کرده بودید. «وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامی» بیش از هر چیزی مردم درباره ربط صحبت می کنند اما ربط یعنی چه؟ می دانم که این به آن ارتباط دارد اما خود ربط معنی اش چیست؟ ربط کجاست؟ ارتباط را می فهمم بله…زن و شوهر، شاگرد و معلم، دو دوست با هم ارتباط دارند، اما خود ربط کجاست؟

نکته ای که در اینجا باید یادآور شد این است که مردم ما تعصب دینی را با تعصب عربی اشتباه می کنند. تعصب دینی خیلی هم بد نیست. گرچه هر تعصبی بد است. دین، آسمانی است. دین اسلام، آسمانی است به زبان عربی آمده است. می توانست به زبان دیگری هم بیاید. اشتباه نکنید، عربیت را با آسمانی. این روزها مشکلات داریم.

در ادامه بخوانید:  حجاب معاصرت

عبث دیدن فلسفه و اجتماع

حالا می خواهم از طرفداران عبث بودن عالم، یک سوال بکنم؛ آقایان عبثی، اگر کل عالم عبث است، آن وقت در این عبث گاه می شود که موجودی پیدا شود که بگوید، این عبث است؟ آیا فهم عبث، عبث است؟ آدم در این جهان به وجود آمده و می فهمد که عبث است آن وقت از داخل این عبث گاه بزرگ، یک فهمی آمده که عبث بودن را می فهمد؟ فهم عبث بودن، عبث نیست. اصلا فهم، عبث نیست. ببینید چه دنیای پریشانی است.

نتیجه می خواهم بگیرم که فلسفه، نظام معقول جهان است. این تعریف من از فلسفه است. صدها تعریف برای فلسفه شده است و هر فیلسوفی تابع مذاق خودش یک تعریفی برای فلسفه ارائه داده است. من هم یک تعریف برای فلسفه می خواهم بکنم: «درک نظام معقول هستی» فلسفه است. فیلسوف، می کوشد که نظام معقول جهان را (نه محسوس) دریابد. زیرا که محسوس کار به جایی نمی برد. و با این درک است که زبان پیدا می شود. هر زبانی یک نظام معقول است. اصلا زبان، نظام معقول است، لغات نیست. جهان هم یک نظام معقول است. فیزیک کوانتم، نظام را نمی تواند کشف کند.

لینک دانلود
Video-DownloadSound-Downloadaparat-Download Youtube-download

[aparat id=”Tizvh”]

3 دیدگاه ها

  1. Forouzan گفت:

    بی‌ نهایت سپاسگزارم !

  2. سمانه گفت:

    استاد ارجمند جناب آفای دکتر دینانی
    من یکی از دانشجویان رشته فلسفه هستم که برای فرصت تحقیق به یکی از دانشگاههای خارج از کشور آمده ام . موضوع کار من بر روی اخلاق معلمی است که در حال حاضر روی موضوعی تحقیقاتی با عنوان زیر کار می کنم و چند پرسش دارم The Role of virtues and emotions in Ethical Dilemmas of teaching: Opening Possibilities through Tabatabaei’s Theory and Aristotles’ Phronesis

    عنوان مقاله من نقش فضایل و احساسات در تعارضات اخلاقی است و قصد دارم نظریه اعتباریات علامه را با فرونسیس ارسطویی مقایسه کنم . مستحضرید که فرو نیسیس خود فضیلت عقلانی است و وظیقه آن ارزیابی و داوری است و اما پرسش ها آیا به نظر شما فرونسیس ارسطویی به اعتباریات شباهت دارد یا اعتباریات و یا عقل عملی به خرد عملی کانت نزدیک است کدامیک؟ ۲-. آیا باید گفت که علامه کاملا نسبی گراست ؟ من می دانم که علامه حقایق را به دو دسته تقسیم کرده اما آیا واقعا ارزش های اخلاقی اعتباری است و حظی از عینیت ندارند و آخر آنکه اگر علامه را در بحث ارزش های اخلاقی مطلق گرا و نه عین گرا بدانیم چه فرقی در ماجرا دارد. بی صبرانه منتظر پاسخ های متین شما استاد گرامی هستنم. لطفا این ایمیل را پاسخ بفرمایید
    با تشکر
    س. امینی

    • با سلام خدمت شما

      ابتدا (در باب مقایسه ارسطو و علامه در بحث اخلاق) باید عرض کنم که ساحت این دو تفاوت بنیادین دارند. اخلاق در نظر ارسطو یک واقعیت و ساحت وجودی است و طبیعت انسانی است در حالی که علامه اخلاق را کاملا اعتباری می داند و حتی ایشان درباب رابطه اعتباریات با حقایق بدرستی بحث را تنقیح نکرده اند. اختلاف فاحشی وجود دارد. علامه در اینکه ارسطو را در بحث اخلاق به کناری گذاشته مانند جان لاک و هابز است.
      به دلیل اختلاف مبنایی ارسطو و علامه در تعریف اخلاق، بحث پسینی در تاثیر احساس در اخلاق نمی تواند خیلی موجه باشد. به نظر می رسد که اگر عنوان مقاله را به «مقایسه تعریف اخلاق در نظر علامه و ارسطو» تغییر دهید، تقریر بحث بدرستی انجام شده باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *