150 قاعده فلسفه

۱۳۹۲-۰۶-۱۶

قاعده ۳۸: ‏‏کلُّ حادثٍ مسبوقٌ بالمادّه

‏پیش از هر موجودی که در صحنه پهناور هستی و میدان گسترده زمان، خودنمایی کند، ماده ای وجود خواهد داشت که آن ماده حامل امکان آن موجود است. اگر این قضیه صادق باشد، چنانکه براهین بسیار محکم، مطابقت آن را با واقع تایید می کنند، عکس نقیض آن نیز صادق است که گفته شود اگر ماده ای که حامل قوه شیئ است، پیش از آن شیئ موجود نباشد، هیچ شیئ در جهان پای به منصه ظهور نخواهد گذاشت و عالم همچنان در کتم عدم یا مرحله کمون باقی خواهد ماند.
۱۳۹۲-۰۵-۲۰

قاعده ۳۴: الاتفاق لایکون دائمیاً و لا اکثریاً

‏بسیاری از بزرگان، کلمه«‏اتفاق» را در اینجا به معنای صدفه یا تصادف دانسته اند. کلمه «صدفه» ‏همواره در معنایی استعمال می شود که نقطه مقابل معنای لزوم است. بنابراین هنگامی که معنای لزوم به روشنی معلوم گردد، به قرینه مقابله، معنای اتفاق نیز معلوم می گردد. لزوم را به دو قسم تقسیم نموده اند که به ترتیب عبارتند از: لزوم منطقی و لزوم واقعی
۱۳۹۲-۰۵-۰۶

قاعده ۳۲: ثبوت شیئ لشیئ فرع ثبوت مثبت له

این قاعده که در کتب فلسفی به نام قاعده فرعیت معروف شده است، عبارت است از اینکه ثبوت یک شیئ برای شیئ دیگر هنگامی می تواند صحیح باشد که شیئ دیگر، خود ثابت باشد؛ زیرا ثبوت شیئ برای امری که خود شیئ باشد، نامعقول و غیرممکن خواهد بود. به این جهت است که می بینیم از زمان ارسطو، فیلسوف بزرگ یونان که مبتکر علم منطق بوده است، تاکنون کلیه منطقیین وجود موضوع را در قضایای موجبه لازم دانسته اند.
۱۳۹۲-۰۵-۰۳

قاعده ۳۱: توارد العلتین علی معلول واحد محالٌ

صدرالمتألهین شیرازی نیز درکتاب اسفاراربعه فصلی را به بحث از این قاعده اختصاص داده، ولی در کتب معروف فارابی و ابن سینا بحثی تحت عنوان این قاعده مطرح نشده است؛ اگرچه می توان ادعا نمود که مفاد آن مورد توجه آنان بوده است؛ چنان که در مبحث تلازم میان هیولی و صورت، که در کتاب شفا و سایر کتب مهم فلسفه مطرح شده است و صورت را در این باب شریک العله خوانده اند، گفته اند صورت از جهت اینکه صوره ما است، یعنی دارای ابهام است، می تواند شریک العله باشد؛ ولی صورت از جهت اینکه معین و مشخص است، هرگز نمی تواند شریک العله باشد.
۱۳۹۲-۰۳-۲۸

واژه «حکم» در فلسفه

حکم یک فعل نفسانی است.یعنی کاری است که از نفس صادر می شود،واز این جهت مانند اراده وتصمیم و خشم وغضب است که همگی جزء افعال نفسانی است.‏بنابراین، حکم به طور عکس برداری مانند دیگر صور، ‏نزد ما نیامده است؛ بلکه یک فعل خارجی است که البته از سنخ علم و ادراک می باشد
۱۳۹۲-۰۳-۲۷

انواع «حرکت» در فلسفه

حرکت ارادی یا نفسانی،‏حرکت بالذات و حرکت بالعرض،‏حرکت توسطی،‏ حرکت جوهری،‏حرکت ذاتی و حرکت عارضی،حرکت طبیعی،حرکت قسری،حرکت قطعی...