کتاب قواعد کلی فلسفه

۱۳۹۲-۰۶-۱۵

انواع واژه «حیثیت» در فلسفه

حیثیت اطلاقیه، حیثیت تعلیلیه، حیثیت تقیدیه؛درقضایایی مانند «انسان از آن جهت که انسان است ناطق است» عبارت «از آن جهت که انسان است» حیثیت اطلاقیه قضیه را بیان می کند؛وظیفه ای که حیثیت تعلیلیه در قضایا بر عهده دارد آن است که همواره واسطه در ثبوت حکم برای موضوع است، نه واسطه در عروض آن؛قیود و جهاتی که حقیقتاً در موضوعیت موضوع قضایا دخالت دارند، تا آنجا که بدون اعتبار آنها موضوع اصلا فاقد شخصیت و عنوان موضوعیت می باشد، حیثیت تقییدیه نام دارد
۱۳۹۲-۰۶-۱۰

قاعده شماره ۳۶:کل جسمٍ بسیط فشکلُهُ الطبیعی کرویٌّ

‏تقریر برهان برای اثبات قاعده به این ترتیب است که گفته می شود: طبیعت که بسیط و واحد است، جز یک فعل ندارد و فعل واحد که از طبیعت واحد است، در ماده واحده متشابه خواهد بود. و هنگامی که فعل واحد در ماده واحده، متشابه و به طور متساوی انجام گیرد، شکل آن کروی خواهد بود. نتیجه این می شود که شکل جسم بسیط همیشه کروی است.
۱۳۹۲-۰۵-۰۸

قاعده ۳۳: ما ثبت قدمه امتنع عدمه

‏برای اثبات برخی مسائل فلسفی از این قاعده استفاده شده و در کتب متعدد به ان استناد کرده اند. از جمله آن کتب، حاشیه میرزا جان بر کتاب محاکمات است که در نمط سوم مبحث نفوس ارضیه، محشّی مسئله کون و فساد را مطرح کرده و آن را با حدوث و فنا مرادف دانسته، سپس مطابق نظر ابن سینا در نمط پنجم کتاب اشارات زمان را قدیم و مقدار حرکت فلک پنداشته و گفته است چیزی که قدیم است ، فنا نمی پذیرد.