کتاب دکتر دینانی

۱۳۹۱-۱۱-۰۵
course1

انتقال فعل طبیعی از یک فاعل طبیعی

فاعل های طبیعی ، در افعال طبیعی دارای اراده و اختیار نیستند و از طرف دیگر فعل طبیعی برحسب مقتضای طبیعت فاعل طبیعی انجام میگیرد .به این ترتیب قیاس کردن فاعل طبیعی به فاعل مختار و توارد چند فاعل بر موضع واحد در فعل صحیح نیست . چنان که تفویض نمودن فعل در فاعل طبیعی به فاعل دیگر ، در حالی که فاقد اراده و اختیار است معقول نیست . پس اگر تفویض فعل در فاعل طبیعی به فاعل دیگر طبیعی و انتقال آن معقول نیست ، انتقال فاعل طبیعی نیز از یک فعل طبیعی به فعل طبیعی دیگر معقول نخواهد بود.
۱۳۹۱-۱۰-۲۷
Logic-Philosophy25

قاعده ۸ :الاول فی الفکر هو الاخر فی العمل

غایت و غرض اصلی از شجره ، همانا میوه است که در فکر و جهان اندیشه اول است به طوری که اگر اندیشه میوه در باغبان پیدا نشود ، هرگز درخت را در زمین نمی نشاند . ولی این غایت و غرض اصلی ، در عمل آخر است ؛ چون میوه هر گیاهی ، نتیجه نهایی سیر آن گیاه است . وجود حضرت ختمی مرتبت (ص ) نیز که میوه شجره نبوت است ، اگر چه در عمل آخرین پیغمبر است ، ولی در حقیقت ، غایت و غرض اصلی نبوت همه انبیاء است ، چنان که گفته شده است «لولاک لما خلقت الافلاک»
۱۳۹۱-۱۰-۲۶

قاعده اتحاد عاقل و معقول

قاعده اتحاد عاقل و معقول از قدیم الأیام مطرح بوده و گفته مى شود که فرفوریوس درباره آن به تفصیل سخن گفته است. این قاعده در میان حکماى اسلامى نیز مورد توجه واقع شده ولى ابن سینا آن را مردود شمرده است، کسانى مانند صدرالمتألهین شیرازى و هم مسلکان او به اتحاد عاقل و معقول سخت معتقد بوده و براى اثبات آن برهان اقامه کرده اند. صدرالمتألهین براى اثبات این مسئله به برهان تضایف تمسک کرده است و در تقریر این برهان روى چند اصل اساسى تکیه کرده است اصولى که در تقریر این برهان نقش ایفا مى کنند
۱۳۹۱-۱۰-۲۰
Ghavaed

قاعده چهارم: ازلی فسادناپذیر است

«موجود ازلی» عبارت است از موجودی که نیستی در آن راه نداشته و در قوام خویش به چیزی نیازمند نیست و هر موجودی که در قوام ذات خویش به چیزی نیازمند نیست، به علت نیز نیازمند نیست و همواره جاودان است و آنچه همواره جاودان است ، فساد به خود نمی پذیرد؛ پس موجود ازلی فسادناپذیر است.
۱۳۹۱-۱۰-۱۱

پیرامون آیه شریفه {هوالاول و الآخر والظاهر والباطن}

آنچه غیر ذات و صفات حق تبارک و تعالی باشد، می تواند با حق توجیه و تعلیل گردد. بنابراین باید گفت حق، میزان همه چیز است و هیچ چیز دیگر نمی تواند میزان حق قرار گیرد حق تبارک و تعالی در مقام هستی خویش هم فاعل است و هم غایت، خود انجام می دهد و غرض وی از انجام فعل خود، چیز دیگری جز خودش نمی باشد.
۱۳۹۱-۰۹-۰۷

حرکت در زمان

جهان جدید و دنیای مدرن، حقیقت زمان را فقط در حرکت افقی آن مورد ملاحظه و توجه قرار می دهد و به همین جهت در رسیدن به عالم معنی ناتوان مانده، هر چه در امتداد زمان پیش می رود، به سرگردانی و سرگشتگی اش افزوده می گردد.