واژه های فلسفه

۱۳۹۲-۰۳-۱۹

واژگان «جسم» و «جسم تعلیمی »

‏جسم تعلیمی در برابر جسم طبیعی است. جسم طبیعی همان جوهر ممتد در جهات سه گانه است که یکی از اقسام جوهر است. جسم تعلیمی در واقع حجمی است که جسم طبیعی را احاطه می کند، و مقدار امتداد آن در جهات سه گانه را معین می سازد. بنابراین ، جسم طبیعی یک امتداد جوهری است ء ولی جسم تعلیمی یک امتداد عرضی است. جسم طبیعی موضوع علوم طبیعی است ، اما جسم تعلیمی موضوع هندسه است
۱۳۹۲-۰۳-۱۸

واژگان «تمیّز» «جزئی»،«جزء لایتجزّی»

‏جز، لایتجزی یعنی جزء تقسیم ناشدنی،که به آن جوهر فرد نیز گفته می شود. به عقیده متکلمان، اجسام محسوس از این جواهر فرد تشکیل شده اند. جزء لایتجزی یا جوهر فرد در نظر متکلمان دارای سه ویژگی است
۱۳۹۲-۰۳-۱۷

واژگان «تقدم و تاخر رتبی ،زمانی ،علّی، طبعی،ماهوی»

در تقدم و تاخر رتبی ،ملاک تقدم و تاخر عبارت است از :« نسبت قرب و نزدیکی به یک مبدا معین و محدود » این نوع از تقدم و تاخر در جایی تصویر می شود که چینش و ترتیب خاصی میان چند شیئ برقرار شود و آنگاه آن اشیاء با مبدا خاصی سنجیده و نسبت دوری و نزدیکی آنها به آن مبدا لحاظ شود ؛ پس آنچه به مبدا نزدیکتر باشد، متقدّم و سابق خواهد بود و آنچه از مبدا دورتر باشد ، متاخر و ‏لاحق خواهد بود
۱۳۹۲-۰۲-۱۹

واژگان «تقابل تناقض» «تقدم و تاخر»

‏تقدم و تاخر به حقیقت و مجاز در جایی است که دو چیز در اتصاف به یک وصف مشترک باشند و آن وصف به هر دوی آنها اسناد داده شود، با این تفاوت که اتصاف یکی از آن دو بالذات و حقیقی است، اما اتصاف دیگری بالعرض و مجازی می باشد. مثلا هنگامی که آب در چوب یا ناودان جریان می یابد اگر بگوییم: آب چوب یا آب ناودان جاری می باشد، در اینجا اتصاف، حقیقی و بالذات است
۱۳۹۲-۰۲-۱۸

واژگان «تغیّر» «تقابل»

‏تعریف فنی و دقیق تقابل چنین است: «تقابل عبارت است از امتناع اجتماع دو شیئ در محل واحد و از جهت واحد و در زمان واحد ‏در این تعریف «امتناع اجتماع» به «دو شی ء»، به طور مطلق و بدون مقید کردن آن به یک حیثیت خاص نسبت داده شده تا نشان دهد که این امتناع ، بخاطر ذات آنها می باشد. یعنی تقابل در جایی است که دو شی ء با هم جمع نمی شوند و این جمع نشدن آنها مستند به شیئیت و ذات آنها می باشد، نه امور بیرون از ذات. بنابراین، غیریّت غیر ذاتی از تعریف فوق بیرون خواهد بود.
۱۳۹۲-۰۲-۱۱

واژگان «تعریف اسمی» «تعریف حقیقی» «تعریف لفظی»

تعریف حقیقی : عبارت است از یک رشته مفاهیم که موجب شناسایی چیزی می شوند. به عنوان مثال اگر کسی بداند که مثلث چیست؟ و به او گفته شود: مثلث عبارت است از شکلی که دارای سه ضلع و سه زاویه می باشد یک تعریف حقیقی خواهد بود.‏تعریف حقیقی از جنس و فصل و عرض خاصه تشکیل می شود