مکاشفه و شهود

۱۳۹۴-۰۵-۲۱
Davani

فلسفه، کوشش بی دریغ برای فهم مسائل بنیادی

هر چه در باب ماهیت فلسفه گفته شود یک واقعیت غیر قابل انکار نیست آن واقعیت این است که در فلسفه نوعی کوشش بی دریغ برای فهم بنیادی ترین امور و اساسی ترین مسائل به چشم میخورد. کسانی که با تعلیمات و معارف ادیان آشنایی دارند به خوبی می دانند که کوشش انسان برای فهم اساسی ترین مسائل مربوط به هستی به هیچ وجه مذموم و نکوهیده نیست. در اثر همین کوشش اصیل انسانی است که تاریخ فرهنگ دینی در یک مقیاس وسیع رشد و گسترش یافته است.
۱۳۹۴-۰۵-۱۱
subject-and-object

فلسفه و درک وحدت

فلسفه نمی تواند از جستجوی وحدت بنیادی در این جهان آرمانی چشم بپوشد. در نظر فیلسوف هیچ گونه کثرت و تعددی قابل ادراک نیست مگر اینکه پیش از آن نوعی وحدت مفروض باشد. بر اثر همین تمایل به وحدت است که همه تجربه ها و اندیشه های انسانی در عین اینکه به صور مختلف در راستای تاریخ ظاهر شده اند کل واحد را تشکیل میدهند. ذهن آدمی از چنان وحدت و جامعیتی برخوردار است که با بازگشت و توجه به گذشته می تواند امکانات آینده خود را مورد جستجو و ارزیابی قرار دهد، به همین جهت می توان گفت کسی که با گذشته ارتباط ندارد بطور ژرف و عمیق به آینده نمی نگرد.
۱۳۹۴-۰۳-۲۵
Dr-dinani-in-institute-Academy-philosophy

استدلال، ظهورِ شهود است

سهروردی می‌گوید خود استدلال، مکاشفه است و اگر مکاشفه نباشد، استدلال نیست. مقدمات برهان بدیهی است و بداهت آن با شهود اثبات می‌شود. بحث انکشاف این است که پس از صغری و کبری، نتیجه از درون این‌ها درمی‌آید یا در مواجهه با صغری و کبری، بر ما افاضه می‌شود؟ مفری از شهود نیست و مبنای سهرودی این است که استدلال ظهور، شهود است. برخی شهود را در مقابل استدلال می‌دانند، آن‌ها توانایی استدلال ندارند و توهمات خود را مشاهده می‌دانند. اگر شهودی استدلال نداشته باشد، موهوم است