متناهی

۱۳۹۳-۰۱-۱۷
subject-and-object

‏الشیئ مالم یتشخّص لم یوجَد

‏بهمنیار، شاگرد برجسته ابن سینا، در کتاب التحصیل، این قاعده را مطرح کرده، ولی برای اثبات آن استدلالی نیاورده است. آنچه بهمنیار در این باب می گوید این است که شیئ بدون اینکه تشخص یابد، هرگز موجود نمی شود. سپس اقسام تشخّص را نسبت به ذات هر شیئ برشمرده است. به این ترتیب که تشخّص را یا مقتضای ذات دانسته، مانند واجب الوجود یا از لوازم ذاتی شیئ به حساب آورده است
۱۳۹۳-۰۱-۰۷

الشیئ مالم یوجَد لم یوجِد

وجود مادام که به سر حد وجوب نرسد، ایجاد امکان پذیر نیست؛ چنان که وجوب بدون وجود وجه معقولی نخواهد داشت و این از آن جهت است که وجوب جز ضرورت وجود، چیز دیگری نیست؛ بنابراین، وجود و وجوب که هر دو مفهوم، جز از یک حقیقت حکایت نمی کنند، ملاک ایجاد و مبدأ آفرینش موجودات اند. مفهوم این قاعده در یک بیت لطیف فارسی به صورت ضرب المثل در آمده و در میان مردم معروف و مشهور است و آن عبارت است از این بیت: ذات نایافته از هستی بخش/کی تواند یافت که شود هستی بخش؟
۱۳۹۲-۱۲-۱۳

‏قاعده ۵۱: الشیئ ما لم یجِب لم یوجَد

حاج ملاهادی سبزواری نیز در مقام رد عقیده متکلّمین مبنی بر تعریف صفت قدرت حق تعالی به صحت فعل و ترک، ذات مقدس باری تعالی را فاعل موجِب (به کسر ج) دانسته است و اضافه می کند که واجب الوجود بالذات، واجب الوجود من جمیع الجهات است؛ یعنی همان طور که وجود برای ذات حق تعالی واجب است، سایر صفات نیز برای او واجب است. بنابراین، فعل خداوند به اراده و اختیارش واجب است و معنی امکان را به هیچ وجه در ساحت مقدسش راه نیست
۱۳۹۲-۱۱-۲۳

تجلی کلی الهی از حیث عام بودن، ظهور معینی ندارد

هرگونه تجلی کلی الهی که سبب ظهور صور جزئیات و نسب تعلقات است، از حیث این که سبب عام است و علت پیدایش عالم است، به هیچ گونه ظهور معینی تعیّن نمی پذیرد. چنانکه وجود عام از جهت اینکه نسبت به همه وجودات دارای نسبت عام است، هیچ گونه تعیّن مخصوص را اقتضا نمی کند. همچنین طبایع کلیه هنگامی که بشرط لا اعتبار شوند و از حیث کلیت و شمول مورد ملاحظه قرار گیرند، تعیّن به هیچ یک از آحاد را نمی پذیرند؛ مگر اینکه به نحو کلی طبیعی و لا بشرط اعتبار شوند و حیثیت کلیت و شمول آنها لحاظ نگردد
۱۳۹۲-۱۱-۰۹

‏الزائد علی المتناهی بقدر المتناهی متناهی

اگر برای ممکنات سلسله ای از علت ها و معلول ها را در نظر بگیریم و آن سلسله به یک مبدأ که واجب بالذات است؛ منتهی نگردد، سلسله ای از علت ها و معلول ها تا بی نهایت به طور بالفعل تشکیل خواهد شد.