قواعد فلسفه

۱۳۹۲-۱۰-۱۵
home_school_slide_1_bg

سه قاعده مهم فلسفی در مورد «ذاتی»

ذاتی کلّ شیئ لم یکن معلّلاً؛ ذاتی کلّ شیئ بیّن الثبوت له؛ الذاتی لا یختَلِف ولا یتخلّف. ‏این سه قاعده از جمله قواعدی است که در بسیاری از کتب فلسفی مورد استفاده حکما قرار گرفته است و در برخی مسائل به آنها اشاره شده است. چنانکه ملاحظه می شود این قواعد عبارت از سه قضیه حملیه است که موضوع در همه آنها کلمه «ذاتی» است.
۱۳۹۲-۰۶-۱۵

انواع واژه «حیثیت» در فلسفه

حیثیت اطلاقیه، حیثیت تعلیلیه، حیثیت تقیدیه؛درقضایایی مانند «انسان از آن جهت که انسان است ناطق است» عبارت «از آن جهت که انسان است» حیثیت اطلاقیه قضیه را بیان می کند؛وظیفه ای که حیثیت تعلیلیه در قضایا بر عهده دارد آن است که همواره واسطه در ثبوت حکم برای موضوع است، نه واسطه در عروض آن؛قیود و جهاتی که حقیقتاً در موضوعیت موضوع قضایا دخالت دارند، تا آنجا که بدون اعتبار آنها موضوع اصلا فاقد شخصیت و عنوان موضوعیت می باشد، حیثیت تقییدیه نام دارد
۱۳۹۲-۰۶-۱۳
Ghavaed

نسخه الکترونیکی کتاب قواعد کلی فلسفه

نسخه الکترونیکی کتاب قواعد کلی فلسفه در فلسفه اسلامی که برای اولین بار توسط این وب سایت منتشر می شود یک نقطه امیدآفرین برای علاقه مندان به آثار فلسفی و مخصوصا استاد دینانی است.
۱۳۹۲-۰۵-۰۶

قاعده ۳۲: ثبوت شیئ لشیئ فرع ثبوت مثبت له

این قاعده که در کتب فلسفی به نام قاعده فرعیت معروف شده است، عبارت است از اینکه ثبوت یک شیئ برای شیئ دیگر هنگامی می تواند صحیح باشد که شیئ دیگر، خود ثابت باشد؛ زیرا ثبوت شیئ برای امری که خود شیئ باشد، نامعقول و غیرممکن خواهد بود. به این جهت است که می بینیم از زمان ارسطو، فیلسوف بزرگ یونان که مبتکر علم منطق بوده است، تاکنون کلیه منطقیین وجود موضوع را در قضایای موجبه لازم دانسته اند.
۱۳۹۲-۰۵-۰۳

قاعده ۳۱: توارد العلتین علی معلول واحد محالٌ

صدرالمتألهین شیرازی نیز درکتاب اسفاراربعه فصلی را به بحث از این قاعده اختصاص داده، ولی در کتب معروف فارابی و ابن سینا بحثی تحت عنوان این قاعده مطرح نشده است؛ اگرچه می توان ادعا نمود که مفاد آن مورد توجه آنان بوده است؛ چنان که در مبحث تلازم میان هیولی و صورت، که در کتاب شفا و سایر کتب مهم فلسفه مطرح شده است و صورت را در این باب شریک العله خوانده اند، گفته اند صورت از جهت اینکه صوره ما است، یعنی دارای ابهام است، می تواند شریک العله باشد؛ ولی صورت از جهت اینکه معین و مشخص است، هرگز نمی تواند شریک العله باشد.
۱۳۹۲-۰۳-۲۸

واژه «حکم» در فلسفه

حکم یک فعل نفسانی است.یعنی کاری است که از نفس صادر می شود،واز این جهت مانند اراده وتصمیم و خشم وغضب است که همگی جزء افعال نفسانی است.‏بنابراین، حکم به طور عکس برداری مانند دیگر صور، ‏نزد ما نیامده است؛ بلکه یک فعل خارجی است که البته از سنخ علم و ادراک می باشد