قواعد عقلی و فلسفی

۱۳۹۲-۰۵-۰۶

قاعده ۳۲: ثبوت شیئ لشیئ فرع ثبوت مثبت له

این قاعده که در کتب فلسفی به نام قاعده فرعیت معروف شده است، عبارت است از اینکه ثبوت یک شیئ برای شیئ دیگر هنگامی می تواند صحیح باشد که شیئ دیگر، خود ثابت باشد؛ زیرا ثبوت شیئ برای امری که خود شیئ باشد، نامعقول و غیرممکن خواهد بود. به این جهت است که می بینیم از زمان ارسطو، فیلسوف بزرگ یونان که مبتکر علم منطق بوده است، تاکنون کلیه منطقیین وجود موضوع را در قضایای موجبه لازم دانسته اند.
۱۳۹۲-۰۵-۰۳

قاعده ۳۱: توارد العلتین علی معلول واحد محالٌ

صدرالمتألهین شیرازی نیز درکتاب اسفاراربعه فصلی را به بحث از این قاعده اختصاص داده، ولی در کتب معروف فارابی و ابن سینا بحثی تحت عنوان این قاعده مطرح نشده است؛ اگرچه می توان ادعا نمود که مفاد آن مورد توجه آنان بوده است؛ چنان که در مبحث تلازم میان هیولی و صورت، که در کتاب شفا و سایر کتب مهم فلسفه مطرح شده است و صورت را در این باب شریک العله خوانده اند، گفته اند صورت از جهت اینکه صوره ما است، یعنی دارای ابهام است، می تواند شریک العله باشد؛ ولی صورت از جهت اینکه معین و مشخص است، هرگز نمی تواند شریک العله باشد.
۱۳۹۲-۰۳-۲۸

واژه «حکم» در فلسفه

حکم یک فعل نفسانی است.یعنی کاری است که از نفس صادر می شود،واز این جهت مانند اراده وتصمیم و خشم وغضب است که همگی جزء افعال نفسانی است.‏بنابراین، حکم به طور عکس برداری مانند دیگر صور، ‏نزد ما نیامده است؛ بلکه یک فعل خارجی است که البته از سنخ علم و ادراک می باشد
۱۳۹۲-۰۳-۲۷

انواع «حرکت» در فلسفه

حرکت ارادی یا نفسانی،‏حرکت بالذات و حرکت بالعرض،‏حرکت توسطی،‏ حرکت جوهری،‏حرکت ذاتی و حرکت عارضی،حرکت طبیعی،حرکت قسری،حرکت قطعی...
۱۳۹۲-۰۳-۲۶

تعریف «حرکت »در فلسفه

سه تعریف ارائه شده است .تعریف اول :حرکت عبارت است از خروج تدریجی شیئ از قوه به فعل .تعریف دوم : حرکت عبارت است از تغیر تدریجی شیئ.تعریف سوم: حرکت، کمال اول است برای شیئ بالقوه، از آن جهت که بالقوه است. این تعریف از ارسطو نقل شده است.
۱۳۹۲-۰۳-۲۴

واژگان «حدوث و قدم » و انواع آن

در این بخش ،واژه حدوث و قدم را در ابتدا بررسی کرده و سپس به انواع آن که تقسیم می شود به :«حدوث و قدم ذاتی » «حدوث و قدم دهری» و « حدوث و قدم زمانی » خواهیم پرداخت