فردوسی

۱۳۹۵-۰۶-۱۶
Dr Dinani maarefat 6

عطار؛ کامل و بیگانه

بزرگی در باب تمیز عالم اندیشه و تن این مثال را طرح می کند که اگر یک ولی کامل که صاحب فضایل است و یک انسان شرور که صاحب رذایل است هر دو به دلیل بیماری به طبیب مراجعه کنند طبیب در طبابت خود آنچه را مد نظر قرار می دهد طبیعت آنهاست نه فضیلت یا رذیلت آنها. عطار نیز با خانه دادن به فضایل اندیشه در زبان ما را از آنها بهره مند ساخته است. طبیعت نسبت به اندیشه و آثار آن که فضیلت و رذیلت از جمله آنهاست حالت یکسان دارد و منشا آثار اندیشه نیز همان که است منشا خود اندیشه و به این ترتیب با هدایت درست اندیشه انسان می تواند به فضیلت و مکارم اخلاقی دست یابد.
۱۳۹۳-۰۲-۰۷

سخن هرکس، تراز روح اوست

آدم وقتی که اشعار فردوسی را می خواند و می شنود دیگر در اینکه این مرد یک موحد درستی بوده است شک ندارد و یک مسلمان تمام عیار و یک شیعۀ کامل، شیعۀ تمام عیار، در تشیعش انسان هیچ شکی نمی کند. همه این اشعار دلالت دارد بر متدیَن بودن و موحد بودن این مرد. یکی از بزرگان ما، قاضی نورالله شوشتری، آن مرد بزرگ، شیعه شناس خوبی است و معروف است به شیعه شناس، او می کوشد علمای بزرگ شیعه را معرفی کند. این جالب است که شما قضاوت قاضی نورلله شوشتری را درباره فردوسی بشنوید.
۱۳۹۳-۰۱-۰۶

برنامه معرفت در ایام نوروز ۱۳۹۳

هر روز در ایام نوروز از همین صفحه می توانید برنامه معرفت را دریافت کنید.
۱۳۹۳-۰۱-۰۴

برنامه معرفت ۴ فروردین ۱۳۹۳

اولین جلسه بررسی اندیشه های حکیم فارابی در برنامه معرفت، اختصاص دارد به آشنایی اجمالی با این اندیشمند اسلامی. پاسخ به این پرسش که چرا در این مقطع تاریخی به بررسی اندیشه های این حکیم پرداخته می شود نیز از جمله بحث های مطرح شده است.
۱۳۹۳-۰۱-۰۳
۲۹mordad

برنامه معرفت سوم فروردین ۱۳۹۳

بناهای آباد گردد خراب/زباران وز تابش آفتاب/پی افکندم از نظم کاخی بلند/که از باد و باران نیابد گزند/بسی رنج بردم در این سال سی/عجم زنده کردم بدین پارسی/بر این نامه بر سالها بگذرد/همی داند آن کس که دارد خرد/همه داستانم در او حکمت است برای خرد پیشگان عبرت است/بدین داستان دُرّه بارم همی/به سنگ اندرون لاله کارم همی/کنون خانه ام دین و دانش بود/که مغز سخن زآفرینش بود
۱۳۹۳-۰۱-۰۲
maarefat-1391.10.29-02

برنامه معرفت دوم فروردین ۱۳۹۳

کنون خورد باید می خوش گوار/که آمد بهار و دهد بوی یار/هوا پرخروش و زمین پر زجوش/خنک آنکه دل شاد دارد به نوش/همه بوستان پر زبرگ گل است /همه کوه پر لاله و سنبل است/بخندد همی بلبل از هردوان/چو بر گل نشیند، گشاید زبان/که داند که بلبل چه گوید همی / رخ گل ببیند چه موید همی