عطار

۱۳۹۵-۰۷-۱۱
benefit

شطحیات عرفا منافی عقل نیست

در شطحیات، از جهت معنی و مضمون چیزی که برخلاف مقتضای شرع و عقل باشد، وجود ندارد. به طور کلی می توان گفت در هر پیکره ای از اندیشه یک وجه ایجابی وجود دارد و این همان چیزی است که چند و چون دست یافته های اندیشه را بیان می کند. اما آنچه در گفتار آمده همچنین اشارتی نهایی دارد به آنچه نیندیشیده باقی مانده است. مرزهای دانش تنها یادآور آنچه در بر نمی گیرند نیز هستند. یکی از فلاسفه بزرگ و معاصر مغرب زمین می گوید: «آن زمان که فلسفه همه چیز را روشن کند، مهمترین چیز همچنان ناروشن باقی می ماند چیزی که آن را بیان نمی توان کرد و تنها نشان می توان داد، ادراک جهان بیرون از جهان است، همچنان که معنی لفظ در قالب لفظ محصور و محدود باقی نمی ماند.»
۱۳۹۵-۰۶-۱۶
Dr Dinani maarefat 6

عطار؛ کامل و بیگانه

بزرگی در باب تمیز عالم اندیشه و تن این مثال را طرح می کند که اگر یک ولی کامل که صاحب فضایل است و یک انسان شرور که صاحب رذایل است هر دو به دلیل بیماری به طبیب مراجعه کنند طبیب در طبابت خود آنچه را مد نظر قرار می دهد طبیعت آنهاست نه فضیلت یا رذیلت آنها. عطار نیز با خانه دادن به فضایل اندیشه در زبان ما را از آنها بهره مند ساخته است. طبیعت نسبت به اندیشه و آثار آن که فضیلت و رذیلت از جمله آنهاست حالت یکسان دارد و منشا آثار اندیشه نیز همان که است منشا خود اندیشه و به این ترتیب با هدایت درست اندیشه انسان می تواند به فضیلت و مکارم اخلاقی دست یابد.
۱۳۹۲-۰۴-۲۸
Dr Ebrahimi Dinani marefat (5)

برنامه معرفت بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲

رهبری بودست الحق رهنمای/میهمانی خواست یک روز از خدای/گفت در سرش خداوند جهان/کایدت فردا پگه یک میهمان/روز دیگر مرد کار آغاز کرد/هرچه باید میهمان را ساز کرد/بعد از آن میکرد هر سوئی نگاه/پیش درآمد سگی عاجز ز راه/مرد آن سگ را برانداز پیش خوار/همچنان میبود دل در انتظار/تا مگر آن میهمان ظاهر شود/هدیهٔ حق زودتر حاضر شود
۱۳۹۲-۰۴-۲۱
Dr Dinani maarefat 15

برنامه معرفت بیست و یکم تیر ۱۳۹۲

شد بر فرعون ابلیس لعین/یک کف پر ریگ برداشت از زمین/پس نمود آن ریگ مروارید باز/بعد از آنش ریگ گردانید باز/گفت گیر این ریگ و گوهر کن تو نیز/گفت ازین من میندانم هیچ چیز/پس زفان بگشاد ابلیس لعین/گفت تو با این سرو ریشی چنین
۱۳۹۲-۰۴-۱۵
Dr Dinani maarefat 6

دانلود برنامه معرفت چهاردهم تیر ۱۳۹۲

مرغکی بانگی زد و لختی بجست/سر بجنبانید و بر شاخی نشست/چون سلیمان بانگ آن مرغک شنود/گفت میدانید تا او را چه بود/میکندبرشاخ از دنیا گله/زار میگرید که چند از مشغله/کز همه دنیای عالم سوز من/نیم خرما خوردهام امروز من
۱۳۹۲-۰۴-۱۰
Dr Dinani maarefat 12

برنامه معرفت هفتم تیر ۱۳۹۲

سالک آمد پیش کوه گوهری/گفت ای مشغول گوهر پروری/ای مرصع کره از گوهر کمر/تیغ داری هم ز آهن هم ز زر/پای بر جائی نهٔ جائی بدست/زانکه داری بر سر گوهر نشست