عارف

۱۳۹۵-۰۷-۱۱
benefit

شطحیات عرفا منافی عقل نیست

در شطحیات، از جهت معنی و مضمون چیزی که برخلاف مقتضای شرع و عقل باشد، وجود ندارد. به طور کلی می توان گفت در هر پیکره ای از اندیشه یک وجه ایجابی وجود دارد و این همان چیزی است که چند و چون دست یافته های اندیشه را بیان می کند. اما آنچه در گفتار آمده همچنین اشارتی نهایی دارد به آنچه نیندیشیده باقی مانده است. مرزهای دانش تنها یادآور آنچه در بر نمی گیرند نیز هستند. یکی از فلاسفه بزرگ و معاصر مغرب زمین می گوید: «آن زمان که فلسفه همه چیز را روشن کند، مهمترین چیز همچنان ناروشن باقی می ماند چیزی که آن را بیان نمی توان کرد و تنها نشان می توان داد، ادراک جهان بیرون از جهان است، همچنان که معنی لفظ در قالب لفظ محصور و محدود باقی نمی ماند.»
۱۳۹۵-۰۵-۲۱
Book2

قلب و عقل و معنی

عقل و قلب دو چیز جدا و بدون ارتباط نبوده و بیگانگی در میان آنها نیست، بلکه قلب و عقل دو چهره از حقیقت شناخته می شوند. آن حقیقت، همان چیزی است که هویت انسان خوانده می شود. شاید اگر نسبت میان عقل و قلب را به نسبت میان لفظ و معنی تشبیه کنیم، سخنی به گزاف نگفته باشیم؛ همانگونه که نسبت میان عقل و قلب بسیار لطیف و تنگاتنگ است، نسبت میان لفظ و معنی نیز بسیار دقیق و قابل تأمل به شمار می آید.
۱۳۹۵-۰۴-۱۵
benefit

مفهوم وجود در نظر ابن عربی

معنی وجود، بدان گونه که ابن عربی مطرح می کند، همان چیزی است که با ضرورت مساوق است. البته منظور ما ضرورت ذاتی نیست، بلکه ضرورت ازلی مورد نظر است، زیرا ضرورت ذاتی، قید دارد. مثلاً زوجیت برای عدد چهار، ضروری است و عدد چهار بالضروره زوج است، اما یک قید دارد: مادامی که چهار، چهار است، زوج است. همچنین سه ضلع داشتن برای مثلث ذاتاً ضروری است و نیز ضرورت به شرط المحمول و دیگر اقسام ضرورت. اما اگر ما در وجود، ضرورت بدانیم (به معنای وجوب) یعنی زوال ناپذیری و عدم ناپذیری را به طور مطلق به وجود نسبت دهیم که به معنای تأکُّد در هستی و ضرورت بدون هیچ قید و شرط (وجوب ازلی و ابدی) است، آنگاه این معنا منحصر در حق است. حقّ، بالضروره هست؛ بالضروره الازلیه الابدیه. چنین وجودی تنها از آن حق است.
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
philosophy

فکر چگونه می اندیشد؟

عظمت فکر در این است که فکر به خود فکر می کند. یعنی اندیشه به خود می اندیشد. معنای این امر این است که: اندیشه خود را موضوع خود قرار می دهد. به عبارت دیگر: به بالا می پرد و روی خودش سوار می شود. یعنی خودش از بالا به خودش نگاه می کند. این امر مستلزم یک جهش است و این جهش همان چیزی است که من از آن به «فاصله گرفتن از خود» تعبیر می کنم. یعنی فکر، خود فکر را موضوع قرار می دهد و از بالا به خودش نگاه می کند
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
IMG00004910

خرد جاویدان، منطقه ای و نژادی نیست

سهروردی بیش از هر کس دیگری فلسفه یونان را می‌شناخته و بسیاری از آثار سهروردی به سبک یونانیان بوده، اما می‌دانسته است که در مقابل یونان یک حکمت برتری هم وجود دارد و آن هم حکمت ایران باستان است. سهروردی میان دو جریان مهم فلسفی در جهان یعنی فلسفه یونان و حکمت ایران باستان پیوندی محکم و جدایی‌ناپذیر می‌بیند، آثار سهروردی تنها کتاب حکمه‌الاشراق نیست، مثل ابن سینا در چندین کتاب حکمت یونان را توضیح داده، اما می‌گوید حکمتی دیگری در عالم وجود دارد که مورد غفلت واقع شده و آن هم حکمت ایران باستان است
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
molavi6

آیا می توان گفت که دین یک راز است؟

دین روزآمد هست. چون دین برای زندگی انسان‌ها فرود آمده است، منتها باید تفسیر شود. تفسیر باید روزآمد شود. آن وقت ما هر حرفی که می‌زنیم، تفسیر است. قرآن بدون تفسیر ممکن نیست. حتّی کسانی که می‌گویند: قرآن قابل تفسیر نیست خود آن‌ها هم تفسیر می‌کنند. بدون تفسیر نمی‌توان هیچ کتابی خواند. شما هر کتابی را که بخوانید دارید آن را تفسیر می‌کنید. روز آمدی دین به این معناست که باید نسبت به مسائل روز، پاسخگو باشد و اگر نبود، معلوم می‌شود که مفسران دین کوتاهی کرده‌اند یا نتوانسته‌اند آن را فهم کنند.