دانلود برنامه معرفت

۱۳۹۵-۰۵-۲۲
Dr Dinani maarefat 1

برنامه معرفت بیست و دوم مرداد ۱۳۹۵

آیا انسان به واسطه شناخت به جهان اطراف خود، به شناختن خود دست می یابد یا چون خود را می شناسد، می تواند جهان اطراف خود را نیز بشناسد
۱۳۹۵-۰۵-۲۱
Book2

قلب و عقل و معنی

عقل و قلب دو چیز جدا و بدون ارتباط نبوده و بیگانگی در میان آنها نیست، بلکه قلب و عقل دو چهره از حقیقت شناخته می شوند. آن حقیقت، همان چیزی است که هویت انسان خوانده می شود. شاید اگر نسبت میان عقل و قلب را به نسبت میان لفظ و معنی تشبیه کنیم، سخنی به گزاف نگفته باشیم؛ همانگونه که نسبت میان عقل و قلب بسیار لطیف و تنگاتنگ است، نسبت میان لفظ و معنی نیز بسیار دقیق و قابل تأمل به شمار می آید.
۱۳۹۵-۰۵-۱۶
Dr Dinani maarefat 3

برنامه معرفت پانزدهم مرداد ۱۳۹۵

ماهیت علم چیست و آیا علم، اضافه است یا حقیقتی است که «ذات اضافه» است. اتحاد علم و عالم و معلوم چیست. آیا روح و جسم ترکیبی هستند که انضمام به یکدیگرند یا متحدند؟
۱۳۹۵-۰۵-۰۸
Dr Ebrahimi Dinani marefat (4)

برنامه معرفت هشتم مرداد ۱۳۹۵

اگر انسان مخیر باشد میان اینکه همه چیز را ببیند ولی هرگز دیده نشود و یا برعکس دیده شود، ولی هرگز چیزی را مشاهده نکند، کدام یک از این دو طرف را برمی گزیند؟ ممکن است کسانی بگویند: «ما دوست داریم همه چیز را ببینیم، اگرچه هرگز دیده نشویم» و برعکس کسانی باشند که بگویند: «ما می خواهیم دیده شویم اگرچه هرگز نتوانیم چیزی را ببینیم» وقتی از دیدن و دیده شدن سخن می گوئیم، منظور فقط رویت و مشاهده نیست، بلکه شنیدن و شنیده شدن و به طور کلّ، فهمیدن و فهمیده شدن نیز از مصادیق همین پرسش به شمار می آیند.
۱۳۹۵-۰۵-۰۶
Dr Dinani maarefat 1

برنامه معرفت اول مرداد ۱۳۹۵

هر موجودی که دارای هستی و اختیار است، از هستی و اختیار خود رها می شود و به سوی اصل و سرمنشا خویش که همان هستی و آگاهی است بازمی گردد. این قاعده در همه جا و همه چیز جاری است و هرچیزی سرانجام به اصل و مبدأ خود بازمی گردد. فصل، بدون وصل تحقق نمی پذیرد و اگر وصل، تحقق نداشته باشد از فصل، سخن به میان نمی آید. جهان فصل، صورت عالم وصل است و عالم وصل، حقیقت جهان فصل و مقوّم آن به شمار می آید.
۱۳۹۵-۰۴-۲۶
Dr Dinani maarefat 7

برنامه معرفت بیست و پنجم تیر ۱۳۹۵

هرآنچه در جهان موجود می شود و به ظهور می رسد، در آگاهی آغاز می شود و سرانجام نیز در آگاهی پایان می پذیرد. اگر آگاهی تحقق نداشته باشد، از آغاز و پایان هیچ امری سخن به میان نمی آید. خود سخن نیز همانند هرچیز دیگری در عالم، آغاز و پایان دارد. اما به همان گونه که آغاز سخن براساس آگاهی شکل می گیرد، پایان آن نیز بر اصول آگاهی استوار می گردد. آنجا که آگاهی نباشد، سخن نیست و آنجا که سخن نباشد، هستی معنی پیدا نمی کند. وقتی می گوییم: «هستی معنی پیدا نمی کند» به طور قطع و یقین می دانیم که هستی بدون آگاهی، بی معنی و هزل است.