حرکت جوهری

۱۳۹۵-۰۶-۲۸
common-terms

مسئله مشترک لفظی

کسانی در وجودِ لفظ مشترک تردید روا داشته و چنین می اندیشند که برای مشترک بودن یک لفظ، وجه عقلی وجود ندارد و دلیلی برای اثبات آن در دست نداریم. زیرا اگر به وضع الفاظ برای معنی باور داشته باشیم، وضع کننده همواره لفظی را برای دلالت بر یک معنی در نظر می گیرد و با کمبود لفظ و قحطی کلمات نیز روبرو نمی گردد. به دیگر سخن: واضع در مقام وضع الفاظ برای معانی در تنگنای الفاظ و کلمات قرار نمی گیرد
۱۳۹۵-۰۶-۲۶
Art

اندیشه و آنچه به اندیشه در نمی آید

روبرو شدن اندیشه با این مشکل بزرگ، نه تنها ناامیدی ایجاد نمی کند و باعث شکست نمی شود، بلکه به حرکت اندیشه، معنی می بخشد و جایگاه آن را معین می سازد. یک اندیشه مادامی که با آنچه به اندیشه درنمی آید، روبرو نشود، خود را نمی شناسد و به جایگاه واقعی خویش واقف نمی گردد
۱۳۹۳-۰۴-۱۰
common-terms

اثر یک شیئ از هرجهت با خودش، مشابهت کامل ندارد

اگر بین اثر و مؤثر، مشابهت کامل وجود داشته باشد، لازم می آید که وجود اثر از هرگونه فایده ای خالی باشد و چیزی که از هر گونه فایده خالی باشد عبث است؛ و این امر در مورد حق تبارک و تعالی که اصل الاصول و مؤثر حقیقی است، ناروا و محال است؛ اگر اثر شیء با خود شیء از هر جهت مشابهت کامل داشته باشد، لازم می آید که وجود در یک حقیقت و یک رتبه بر وجه واحد دوبار حاصل شود؛ و این تکرار وجود و تحصیل حاصل است؛ و چون که تحصیل حاصل محال است، چیزی که موجب تحصیل حاصل می شود نیز امکان پذیر نخواهد بود.
۱۳۹۲-۱۱-۱۰

ملاصدرا قهرمان پاسخ به کدام مساله مجهول بشریت بود؟

حلال مشکلات و مبانی بنیادی ملاصدرا، حرکت جوهری است. یعنی حرکت جوهری با تحولات پی در پی دائم، ماده به آستانه تجرد می رسد. ماده روح می شود. تجسّم به تروّح می رود. یعنی خود این جسم، روحانی می شود. مسئله همین است و عظمت هم همین جاست. چه موقع روحانی می شود؟ از همان وقتی که متولد شد. طلیعه است، شکوفایی است
۱۳۹۲-۰۷-۳۰

قاعده ۴۱: رابطه لوازم ذاتی و علت وجودی شیئ

‏صدرالمتألهین در مقام توضیح این قاعده مثالی ذکر می کند که بنابر مشرب قائلین به اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت می توان آن را پذیرفت. آن مثال عبارت است از اینکه وجود معلول همیشه نیازمند به وجود جاعل است. ولی این نیازمند بودن به وجود جاعل هرگز مستلزم این نیست که ماهیت معلول نیز که امری ذاتی و عرضی نسبت به وجود است، نیازمند به جاعل باشد.
۱۳۹۲-۰۷-۲۴

‏قاعده ۴۰: الحرکه المستدیره یمتنع أن یکون طبیعیه

حکما حرکت را به دو قسم مستقیم و مستدیر تقسیم کرده اند و معتقدند که حرکت مستدیر هرگز نمی تواند طبیعی بوده باشد؛ و این از آن جهت است که حکما حرکت را هنگامی طبیعی می دانند که شیئ متحرک در مکان اصلی و حیّز طبیعی خود نباشد و بخواهد به حالت اولیه بازگردد.