اصالت وجود

۱۳۹۵-۰۵-۲۱
Book2

قلب و عقل و معنی

عقل و قلب دو چیز جدا و بدون ارتباط نبوده و بیگانگی در میان آنها نیست، بلکه قلب و عقل دو چهره از حقیقت شناخته می شوند. آن حقیقت، همان چیزی است که هویت انسان خوانده می شود. شاید اگر نسبت میان عقل و قلب را به نسبت میان لفظ و معنی تشبیه کنیم، سخنی به گزاف نگفته باشیم؛ همانگونه که نسبت میان عقل و قلب بسیار لطیف و تنگاتنگ است، نسبت میان لفظ و معنی نیز بسیار دقیق و قابل تأمل به شمار می آید.
۱۳۹۵-۰۴-۱۵
benefit

مفهوم وجود در نظر ابن عربی

معنی وجود، بدان گونه که ابن عربی مطرح می کند، همان چیزی است که با ضرورت مساوق است. البته منظور ما ضرورت ذاتی نیست، بلکه ضرورت ازلی مورد نظر است، زیرا ضرورت ذاتی، قید دارد. مثلاً زوجیت برای عدد چهار، ضروری است و عدد چهار بالضروره زوج است، اما یک قید دارد: مادامی که چهار، چهار است، زوج است. همچنین سه ضلع داشتن برای مثلث ذاتاً ضروری است و نیز ضرورت به شرط المحمول و دیگر اقسام ضرورت. اما اگر ما در وجود، ضرورت بدانیم (به معنای وجوب) یعنی زوال ناپذیری و عدم ناپذیری را به طور مطلق به وجود نسبت دهیم که به معنای تأکُّد در هستی و ضرورت بدون هیچ قید و شرط (وجوب ازلی و ابدی) است، آنگاه این معنا منحصر در حق است. حقّ، بالضروره هست؛ بالضروره الازلیه الابدیه. چنین وجودی تنها از آن حق است.
۱۳۹۳-۰۵-۱۹
Ghavaed

هر شیء مدرک با آنچه ادراک می کند، شباهت دارد

‏الشیء إنّما یدرک ما هو شبیهه/ شیخ الرئیس ابوعلی سینا این قاعده را به فیلسوف قدیم یونان انباذقلس که یکی از ‏فلاسفه معروف است، نسبت داده است. هر شیء مدرک با آنچه ادراک می کند، شباهت دارد
۱۳۹۳-۰۴-۱۹
Ghavaed

ذات شیء، هرگز مقتضی نیستی خودش نیست

‏به مقتضای این قاعده، هیچ چیز خود به خود نابود نمی شود و ذات شیء هرگز مقتضی نیستی خود نمی باشد. بلکه همواره نیستی عارض بر ذات شیء می شود؛ زیرا اگر ذات هر شیء نیستی را اقتضا می کرد، هرگز موجود نمی شد.
۱۳۹۳-۰۴-۱۰
common-terms

اثر یک شیئ از هرجهت با خودش، مشابهت کامل ندارد

اگر بین اثر و مؤثر، مشابهت کامل وجود داشته باشد، لازم می آید که وجود اثر از هرگونه فایده ای خالی باشد و چیزی که از هر گونه فایده خالی باشد عبث است؛ و این امر در مورد حق تبارک و تعالی که اصل الاصول و مؤثر حقیقی است، ناروا و محال است؛ اگر اثر شیء با خود شیء از هر جهت مشابهت کامل داشته باشد، لازم می آید که وجود در یک حقیقت و یک رتبه بر وجه واحد دوبار حاصل شود؛ و این تکرار وجود و تحصیل حاصل است؛ و چون که تحصیل حاصل محال است، چیزی که موجب تحصیل حاصل می شود نیز امکان پذیر نخواهد بود.