اتحاد میان منطق و فلسفه

۱۳۹۲-۱۲-۰۵
Art

هر قوه ای امکان وصول به مرتبه اعلی را دارد

‏در برخی از موجودات عشق و شوق غریزی به مافوق بدیهی است و در برخی دیگر محسوس است، به طوری که مشهود بالعیان است. در برخی هم به وسیله برهان کشف می گردد و بالاخره از طریق استقراء می توان این خاصیت را در کلیه موجودات اثبات نمود
۱۳۹۲-۱۱-۲۷

سعادت هر نیرو، رسیدن به اقتضای ذات است

‏این قاعده را صدرالمتألهین در باب سعادت نفس ناطقه و کیفیت حصول آن مطرح کرده است. به موجب این قاعده: «سعادت هر نیرو، رسیدن به چیزی است که ذاتش اقتضاء می کند، بدون اینکه مانعی سد راه کند و از رسیدن به مقتضای ذاتی آن جلوگیری به عمل آورد» بنابراین سعادت هر شیئ، از نوع همان شیئ است و به خود آن اختصاص دارد. چنانکه گفته اند: کمال قوه شهویه همانا وصول به شیئ مورد اشتها است و کمال قوه غضبیه غلبه و انتقام است
۱۳۹۲-۱۱-۰۶

اراده کلی نمی تواند منشأ صدور یک عمل شخصی در خارج باشد

‏مفاد قاعده این است که: اراده کلی هرگز نمی تواند منشأ صدور یک عمل شخصی در خارج قرار گیرد، مگر اینکه مخصّصی به آن ضمیمه گردد. مثلا اگر شخصی در مقام اتفاق، سکه مخصوص را که در دست دارد، به شخص دیگری که استحقاق آن را دارد ببخشد، هرگز نباید منشا آن عمل را یک حکم کلی مبنی بر لزوم انفاق در هر حال ‏دانست.
۱۳۹۲-۱۱-۰۲
Logic-Philosophy25

اتحاد میان منطق و فلسفه

رابطه علم منطق با فلسفه رابطه ای است که آن را در اصطلاح رابطه میان «ما ‏به ینظر و ما فیه ینظر» نام نهاده اند. صناعت منطق آیینه ای است که صورت فلسفه در آن منعکس می گردد. آنجا که فیلسوف به فلسفه می نگرد، منطق را نمی بیند. ولی آیا بدون منطق می توان به فلسفه نگریست؟
۱۳۹۱-۱۰-۱۷
Ghavaed

قاعده اول: انتقالُ الاعراضِ محالٌ

تا آنجا که از مطالعه کتب فلسفی و کلامی بر می آید ، کسی قائل به جواز انتقال عرض از یک موضوع به موضوع دیگر نیست ؛ بلکه آن را از نظر عقل محال دانسته اند .در تعریف عرض گفته اند : عرض عبارتست از ماهیتی که هر گاه در خارج موجود شود ، در موضوعی موجود می شود و بدون موضوع ، تحقق آن امکان پذیر نیست ؛ مانند دو مقوله کم و کیف و هفت مقوله اعراض نسبیه که هرگاه در خارج موجود شوند در موضوع موجود می شوند