ابن عربی

۱۳۹۵-۰۵-۲۱
Book2

قلب و عقل و معنی

عقل و قلب دو چیز جدا و بدون ارتباط نبوده و بیگانگی در میان آنها نیست، بلکه قلب و عقل دو چهره از حقیقت شناخته می شوند. آن حقیقت، همان چیزی است که هویت انسان خوانده می شود. شاید اگر نسبت میان عقل و قلب را به نسبت میان لفظ و معنی تشبیه کنیم، سخنی به گزاف نگفته باشیم؛ همانگونه که نسبت میان عقل و قلب بسیار لطیف و تنگاتنگ است، نسبت میان لفظ و معنی نیز بسیار دقیق و قابل تأمل به شمار می آید.
۱۳۹۵-۰۴-۱۵
benefit

مفهوم وجود در نظر ابن عربی

معنی وجود، بدان گونه که ابن عربی مطرح می کند، همان چیزی است که با ضرورت مساوق است. البته منظور ما ضرورت ذاتی نیست، بلکه ضرورت ازلی مورد نظر است، زیرا ضرورت ذاتی، قید دارد. مثلاً زوجیت برای عدد چهار، ضروری است و عدد چهار بالضروره زوج است، اما یک قید دارد: مادامی که چهار، چهار است، زوج است. همچنین سه ضلع داشتن برای مثلث ذاتاً ضروری است و نیز ضرورت به شرط المحمول و دیگر اقسام ضرورت. اما اگر ما در وجود، ضرورت بدانیم (به معنای وجوب) یعنی زوال ناپذیری و عدم ناپذیری را به طور مطلق به وجود نسبت دهیم که به معنای تأکُّد در هستی و ضرورت بدون هیچ قید و شرط (وجوب ازلی و ابدی) است، آنگاه این معنا منحصر در حق است. حقّ، بالضروره هست؛ بالضروره الازلیه الابدیه. چنین وجودی تنها از آن حق است.
۱۳۹۲-۰۷-۰۶
Jalal-al-din-davani

جلال الدین دوانی، فیلسوف ذوق التاله

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، مولف کتاب،‌ دوانی را یکی از شاخص‌ترین چهره‌های تفکر عقلی در جهان اسلام دانسته و تصریح می کند: فرهنگ اسلامی در شئون مختلف از جمله اصول و فقه و حدیث، غنی ست و ما کمتر توانسته‌ایم غنای آن را به جهان نشان دهیم.
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
IMG00004910

مخالفت فلسفه، فلسفه دیگری است

طرفداران فلسفه، مخالفان خود را در مقابل این استدلال قرار می‌دهند، و می‌گویند: یا فلسفه و استدلال فلسفی طریقی است که انسان می‌تواند از آن طریق به نوعی از حقیقت نائل گردد یا نه؟ اگر کسی بگوید: فلسفه چیزی است که می‌تواند چهره ای از حقیقت را برای انسان آشکار سازد، ناچار به ارزش و اعتبار فلسفه اعتراف کرده است. ولی اگر کسی این ارزش و اعتبار را انکار کرده و فلسفه را امری بی حاصل به شمار آورد، ناچار باید برای اثبات این سخن به نوعی استدلال دست یازد و در همین مورد است که منکر فلسفه با حربهٔ فلسفه به جنگ فلسفه می‌رود و در عین انکار فلسفه، به دامن فلسفه پناه می‌برد.
۱۳۹۱-۰۵-۳۱

غیب آدمی کجاست؟

امر معقول، دیدنی نیست و به ادراک عقلی در می آید اما هم عقل دارید و هم معقول، این غیب شماست. عقل، غیب شماست اما جهان عقل که جهان غیب شماست یک جهان بی کرانه است که می توانی به غیب اندر غیب، پرده اندر پرده، راه پیدا کنی تا آنجایی که عقل به جایی برسد وبگوید دیگر من ناتوان شدم