آگاهی

۱۳۹۵-۰۹-۲۶
jahannam

آتش جهنم، آتش چوب نیست!

ما خیال می کنیم که در جهنم، قدری هیزم جمع می کنند و نفت می ریزند و آتش میزنند و جهنم درست می شود. جهنم، آتش درون انسان است. {إنّما یأکلون فی بُطونهم ناراً} آتش حسد است، آتش ریا، آتش کبر، آتش نخوت، آتش ظلم، آتش فساد و این آتش هاست. آتش چوب نیست آتش های درون آدمی است
۱۳۹۵-۰۸-۲۰
truth

آیا یک فرد می تواند به همه حقیقت دست یابد؟

همان گونه که هنر مطلق در آثار هنرمندان به حسب استعداد و آمادگی آنها به ظهور می رسد، آگاهی مطلق نیز در هر یک از اشخاص آگاه به اندازه ظرفیت و شرایط وجودی او ظاهر و جلوه گر می گردد. ممکن است کسی از آگاهی مطلق سخن بگوید، ولی کسی که از آگاهی مطلق سخن می گوید، خودش، مطلق آگاهی نیست. سخن گفتن از «مطلق» غیر از مطلق بودن سخن است. درباره مطلق به آسانی سخن گفته می شود ولی به تصاحب در نمی آید و در حیطه ذهن، محدود و محبوس نمی شود.
۱۳۹۴-۰۱-۱۲
Dr-dinani-in-institute-Academy-philosophy

زبان قرآن، ویژه و منحصر بفرد است

هر چیز دانستنی، زبانی است. یعنی هر چیزی را که بدانیم می توانیم بیان کنیم. بنابراین اصلا مطرح کردن این موضوع که زبان قرآن «فرا زبان و بی زبان» است، اشتباه است. امکان ندارد چیزی فهم شود و وارد حوزه دانستن و دانایی بشود ولی به زبان نیاید و بیان نشود. در اینجا ممکن است اشکال شود که پس اینکه گفته می شود (یدرک ولایوصف) چیست. باید توجه داشت که لایوصف یعنی «به طاقت نمی توان گفت» ولی بالاخره می توان گفت. محال است چیزی درک شود ولی قابل بیان نباشد والّا باید قائل به این شویم که قرآن ناقص است یا پیامبر بسیاری از چیزها را نتوانسته است بگوید و ادا کند!
۱۳۹۲-۱۲-۱۶

مرجع ضمیر «من» سرچشمه همه آگاهی ها

انسان تنها موجودی است که با هستی خود، نسبتی آگاهانه دارد و به همین جهت می تواند به طرح پرسش از هستی مبادرت نماید. پرسش از هستی را نباید با کسب معلومات و فراگیری دانش درباره موجودات، متحد و یگانه به شمار آورد؛ زیرا پرسش از هستی به مراتب فراتر از کسب معلومات درباره موجودات شناخته می شود. پرسشی هستی، هنگامی پیدا می شود که فهم هستی تحقق یابد؛ ولی فهم هستی جز از طریق آگاهی انسان نسبت به خویشتن خویش، به ظهور و بروز نمی رسد.
۱۳۹۱-۰۷-۰۹
۰۳

راز چیست

راز آنجایی است که فاش کردنی نیست و زبان کوتاه می شود و دیگر نمی شود گفت؛ به عنوان مثال ذات حق تعالی را نمی شود گفت. ذات به بیان نمی آید و هر آنچه بگویید، اوصاف است. راز یک ساحتی است که فوق زبان است. چیزی که می توانی یک ساعت دیگر بگویی، راز نیست. انسان می رسد به جایی که می فهمد نمی تواند بالاتر از آن برود یعنی به محدودیت خویش آگاه می شود. یک چیز بالاتری هست که نمی شود به آن رسید، و این راز است