معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
برنامه معرفت پانزدهم مرداد ۱۳۹۵
۱۳۹۵-۰۵-۱۶
عکس روی تو چو در آیینه‌ جام افتاد
برنامه معرفت بیست و دوم مرداد ۱۳۹۵
۱۳۹۵-۰۵-۲۲
نمایش همه

ارتباط عقل و قلب با معانی ادراکی

کلام ماتریدی

آنچه مطالعه می کنید، درباره ارتباط عقل و قلب با معانی ادراکی است. درست است که قلب انسان، محل محبت و کراهت و غم و شادی شناخته می شود، ولی هرآنچه در قلب تحقق می پذیرد، به هیچ وجه با عقل بی ارتباط نیست؛ چنانکه ادراکات عقلی نیز همواره در قلب اثر می گذارد و آن را دگرگون می کند. به دیگر سخن: می توان گفت قلب بدون عقل، آثار مثبت و معقولی ندارد. عقل بدون قلب نیز در زندگی انسانی منشأ آثار و هم بستگی نخواهد بود.

بنابراین عقل و قلب دو چیز جدا و بدون ارتباط نبوده و بیگانگی در میان آنها نیست، بلکه قلب و عقل دو چهره از حقیقت شناخته می شوند. آن حقیقت، همان چیزی است که هویت انسان خوانده می شود. شاید اگر نسبت میان عقل و قلب را به نسبت میان لفظ و معنی تشبیه کنیم، سخنی به گزاف نگفته باشیم؛ همانگونه که نسبت میان عقل و قلب بسیار لطیف و تنگاتنگ است، نسبت میان لفظ و معنی نیز بسیار دقیق و قابل تأمل به شمار می آید. ارتباط عقل و قلب با معانی ادراکی انکار ناپذیر است.

اگر بپذیریم که الفاظ به واسطه انسان برای معانی وضع شده اند، ناچار باید اعتراف کنیم که معانی قبل از الفاظ موجود بوده اند، اما بی درنگ با این پرسش روبرو می شویم که: اگر معانی قبل از الفاظ وجود داشته باشند، تفاوت آنها در چیست؟ و چگونه می توان به آنها دست یافت و از آنها خبر داد؟

در ادامه بخوانید:  علم عنایی حق تعالی

پاسخ به این پرسش آسان نیست و اندیشمندان نیز در این باب یکسان سخن نگفته اند. مشکل بودن این مساله در این است که وقتی از معنی سخن گفته می شود و تفاوت آن با لفظ آشکار می گردد، بدون فاصله این پرسش پیش می آید که معنی همان معنی که در سخن آمده است، چیست؟ و البته وقتی از معنی معنی پرسش به عمل می آید، خود معنی معنی نیز دوباره مورد پرسش واقع می شود و تا بی نهایت این پرسش ادامه می یابد.

زیرا اگر هرآنچه معنی شناخته می شود، خود معنی داشته باشد، پرسش از معنی متوقف نمی گردد و به هر معنایی دست پیدا کنیم، بازهم در جستجوی معنی همان معنی خواهیم بود. سلسله پرسش ها در مورد معنی تنها هنگامی پایان می پذیرد که معنی مطلق باشد و بالاتر از آن هیچ گونه معنی دیگری قابل فهم و ادراک نباشد. معنی مطلق، همان چیزی است که «مطلق معنی» خوانده می شود و مطلق معنی نمی تواند معنی دیگری که بالاتر از مطلق معنی شناخته می شود، داشته باشد. زیرا اگر معنی دیگری بالاتر از مطلق معنی وجود داشته باشد، مطلق معنی، دارای معنی نخواهد بود و اگر مطلق معنی بدون معنی باشد، همه چیز بی معنی خواهد بود و این همان چیزی است آشوب و پریشانی خوانده می شود. عارف شیرین سخن به همین مساله اشاره کرده، آنجا که می گوید:

در ادامه بخوانید:  نغمه عالم، نغمه ربط است

گفت «المعنی هو الله» شیخ دین     بحر معنی های ربّ العالمین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *