دفاع از حدوث زمانی عالم

آیا فلسفه غرور آفرین است
مگر فیلسوف هم نیایش می کند؟
۱۳۹۶-۰۱-۱۸
ما ز بالاییم و بالا میرویم
برنامه معرفت بیستم و هفتم اسفندماه ۱۳۹۵
۱۳۹۶-۰۱-۲۰
نمایش همه

دفاع از حدوث زمانی عالم

زمان موهوم

زمان موهوم چیست

زمان موهوم ادعایی است که برخی متکلمان برای حل مسئله حدوث زمانی جهان استدلال کرده اند. سوال که در ابتدا مطرح می شود این است که چگونه می توان به واسطه زمان موهوم، حادث بودن زمانی عالم را به اثبات رساند؟ در پاسخ به این پرسش می توان گفت بدون تردید خداوند تعالی، واجب الوجود قدیم بالذات بوده و همواره نیز فعال است. کسی نمی تواند بگوید که خداوند، زمانی فعال نبوده و سپس فاعل بودن در او حادث شده است.

زیرا حق تعالی محل حوادث نیست و هیچ گونه دگرگونی و تغییر در ساحت مقدس او راه ندارد. به عبارت دیگر می توان گفت در دستگاه آفرینش تعطیل وجود ندارد و خداوند تعالی هرگز بیکار و بدون فعل نبوده است. چگونه ممکن است کسی به ذات و صفات حق تعالی باور داشته باشد و چنین پندارد که ذات و صفات حق تعالی برای مدتی نامعلوم یا غیرمتناهی منشا آثار نبوده است؟ شاید بتوان این پرسش را گسترش داد و با درک معنی واقعی وجود پرسید که آیا می شود یک موجود هر اندازه کوچک و فرومایه باشد، بی اثر شناخته شود و هیچ فعلی از آن صادر نگردد؟

اگر بپذیریم که وجود، عین منشاییت آثار است چگونه می توانیم از یک موجود بدون اثر و خاصیت سخن بگوییم. فلاسفه مسلمان ضمن اینکه فاعل بودن حق تعالی را قدیم می دانند به حادث بودن عالم سخت باور دارند. زیرا در نظر آنها عالم ممکن الوجود است و خارج شدن جهان از حد امکان و مرحله تساوی میان هستی و نیستی به سوی وجود، حادث شناخته می شود. ممکن از آن جهت که ممکن است با هستی و نیستی نسبت مساوی دارد. خارج شدن ممکن از حد تساوی همان چیزی است که در نظر حکما حادث شناخته می شود.

در ادامه بخوانید:  کلام ماتریدی

دفاع از حدوث زمانی عالم توسط متکلمان

در خارج شدن ممکن از حد تساوی میان هستی و نیستی و رسیدن به مرحله وجود فاصله زمانی تحقق نمی پذیرد زیرا اگر میان واجب الوجود بالذات و جهان به عنوان یک مخلوق، زمان فاصله شود باید میان واجب الوجود بالذات و زمان نیز به عنوان یک مخلوق زمان دیگری فاصله شود و این امر مستلزم تسلسل بی پایان یا دور باطل خواهد بود. به نظر متکلمان پیدایش عالم پس از نبودن آن در لحظه ای معین از زمان تحقق پیدا می کند و این لحظه معین نیز همان لحظه ای است که خداوند آن را اختیار می کند. براساس آنچه متکلمان در این باب می گویند پرسش هایی پیش می آید که پاسخ به آنها آسان نیست به همین جهت متکلمان در اینجا باب جدل می گشایند و سخن های بی اصل و اساس می گویند.

از جمله یکی از پرسش های این است که قبل لحظه آفرینش لحظه های بی شمار دیگری می توان فرض کرد که آفرینش در آنها امکان پذیر بوده است و اگر چنین است انتخاب آن لحظه معین برچه اساسی صورت پدیرفته و مرجح آن چه بوده است؟ ترجیح بدون مرجح براساس موازین عقل و خرد امکان پذیر نیست و نمی توان آن را به طور منطقی توجیه کرد. برخی از متکلمان گفته اند مرجح آفرنیش در آن لحظه معین جز اراده و اختیار خداوند چیز دیگری نیست. خداوند اراده و اختیار کرده که در لحظه ای معین عالم را بیافریند و همان اختیار و اراده مرجح آفرینش عالم شناخته می شود.

در ادامه بخوانید:  کتاب فلسفی را چرا به فارسی می نویسید؟

کسانی که با موازین عقلی و منطقی آشنایی دارند به خوبی می دانند که یک اراده هرگز نمی تواند مرجح همان اراده بوده باشد زیرا اراده از علم و حکمت ناشی می شود و در علم و حکمت کاری بدون وجه و بی اساس انجام نمی پذیرد. بنابراین چونکه لحظه های بی شمار دیگری قبل از لحظه معین آفرنیش قابل فرض است باید در انتخاب لحظه معین آفرینش نوعی مصلحت در نظر گرفته شود ولی کسی نمی تواند بداند که در آن لحظه معین چه مصلحتی در کار بوده است.

متکلمان پاسخ درستی به این پرسش نمی دهند بلکه همواره سخن خود را تکرار می کنند و می گویند اراده و اختیار خداوند، خود مرجح اراده خداوند است. این جماعت به این مساله توجه نمی کنند که اراده خداوند تبارک و تعالی نیز براساس علم و حکمت او عمل می کند و البته برای درک مصلحت و حکمت الهی باید تا آنجا که امکان دارد کوشش و تلاش کرد.

انگیزه طرح مساله زمان موهوم از نظر شیخ الرئیس ابن سینا، به دلیل شبهات غیرقابل حلی که برای متکلمان در مواجهه با مساله زمان و ارتباط آن با حدوث جهان پیش آمده بوده است و از طرفی هم متکلمین حداقل یک وجود برای زمان (ولو زمان موهوم) قائل شده اند که همین مساله خود گواه بر این است که وجود زمان غیرقابل انکار بوده و از آن گریزی نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *