شرح غزلیات سعدی

۱۳۹۱-۰۹-۲۷

برنامه معرفت بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱

خلاف طریقت بود کاولیا/تمنا کنند از خدا جز خدا/گر از دوست چشمت بر احسان اوست/تو در بند خویشی نه در بند دوست/تو را تا دهن باشد از حرص باز/نیاید به گوش دل از غیب راز
۱۳۹۱-۰۹-۱۷

برنامه معرفت هفدهم آذر ۱۳۹۱

یکی خرده بر شاه غزنین گرفت/که حسنی ندارد ایاز ای شگفت/گلی را که نه رنگ باشد نه بوی/غریب است سودای بلبل بر اوی!/به محمود گفت این حکایت کسی/بپیچید از اندیشه بر خود بسی/که عشق من ای خواجه بر خوی اوست/نه بر قد و بالای نیکوی اوست
۱۳۹۱-۰۹-۱۰

برنامه معرفت دهم آذر ۱۳۹۱

گفتم از آسیب عشق روی به غاری نهم/عرصه غارم گرفت حسن جهانگیر او/با همه تدبیر خویش ما سفر انداختیم/روی به دیوار غار چشم به تقدیر او/کشته معشوق را درد نباشد که خلق/زنده به جانند و ما زنده به تاثیر او/در همه گیتی نگاه کرده و باز آمدم/صورت کس خوب نیست پیش تصاویر او
۱۳۹۱-۰۹-۰۸

برنامه معرفت سوم آذر ۱۳۹۱

بزرگی را پرسیدم در معنی این حدیث که اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک گفت به حکم آنکه هر آن دشمنی را که با وی احسان کنی دوست گردد . مگر نفس را که چندان که مدارا بیش کنی مخالفت زیادت کند فرشته خوی شود آدمی به کم خوردن و گر خورد چون بهائم بیفتد چون جماد .
۱۳۹۱-۰۹-۰۷

برنامه معرفت بیست و ششم آبان ۱۳۹۱

یــکی کـــرد بـــر پارســایی گــــذر/به صـورت جـهود آمـدش در نظر/قــفـــایی فــروکــوفــــت بر گــردنــش/بـبـخــشید درویـش پیراهـــنــش/خجل گفت کانچه از من آمد خطاست/ببخشای بر من چه جای عطاست/به شــکرانه گفـته بـه ســر بیــستم/که آنـم پنـداشــتــی نیــســتـــم
۱۳۹۱-۰۸-۱۹

برنامه معرفت نوزدهم آبان ۱۳۹۱

به حق مهـر و وفایی که میان مـن و توسـت/که نه مهر از تو بریدم ، نه به کس پیوستم/پیش از آب و گل من ، در دل من مهر تو بود/با خـود آوردم از آنجا ، نه به خود بر بســتم
۱۳۹۱-۰۸-۱۳
دل دریچه دلبری است

برنامه معرفت دوازدهم آبان ۱۳۹۱

من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم/تو بـه یک جـرعه دیـگر بـبـری از دسـتـم/هر چــه کــوتـه نظرانـند بر ایـشـان پیــمـای/که حـریـفـان ز مـل و مـن ز تـامل مـسـتـم/به حق مهـر و وفایی که میان مـن و توسـت/که مه مهر از تو بریدم ،نه به کس پیوستم/بیش از آی و گل من ، در دل من مهر تو بود/با خـود آوردم از آنجا نه به خود بر بســتم
۱۳۹۱-۰۸-۰۷

برنامه معرفت پنجم آبان ۱۳۹۱

حضرت استاد ما حکایتی خواندیم جلسه پیش که به جای حساسی رسید و آن اینکه جناب شیخ اجل به دنبال تفسیر آیه { یا أیها الذین امنوا اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغد} هست . نتیجه این شد که {اتقوا الله } همان خود احضاری است در محضر رب العالمین است.