شرح مثنوی مولوی

مرداد ۲۹, ۱۳۸۹

برنامه معرفت بیست و نهم مرداد ۱۳۸۹

نفس کلید معارف و راه حق است اجازه بدید من این جا یک جمله بهش اضافه کنم که نفس به همان اندازه که کلید می تواند باشد، قفل هم هست. هم در را می‌بنده و هم در را می‌گشاید حالا این چگونه است که یک چیز می‌تواند هم قفل باشد و هم کلید، از عجایت خلقت انسان است. تجلی تمام ذات یعنی حق در تمام هستی‌ اش تجلی کرده است، تمام تجلی ذات میشه. مصداق تجلی تمام ذات انسان کامل است. بنابراین، انسان کامل که تجلی تمام ذات حق است، اعجوبه آفرینش است. پس می توان گفت نفس یک راه بی‌انتهایی است؛ انسان یک موجود در بین موجودات نیست.
مرداد ۲۲, ۱۳۸۹
معرفت حاصل فکر و ذکر

برنامه معرفت بیست و دوم مرداد ۱۳۸۹

کلمه نفس در عربی یعنی خود در فارسی وقتی مولوی می گوید: خودم یا خود، همان نفس است و ام المسائل و اصل همه مسائل نفس است منتها نفس چون در خلأ نیست و از ملکوت به ناسوت آمده و در عالم زندگی می‌کند. نفس هبوط کرده است. در علم ازلی مقام نورانی داشته است. اما با هبوط خودش که این استعداد هبوط داشته یعنی استعداد عصیان، به عالم ناسوت آمده است.
مرداد ۱۵, ۱۳۸۹

برنامه معرفت پانزدهم مرداد ۱۳۸۹

جناب مولوی نی را انسان کامل می‌داند و اوصاف و مشخصات این نی را بیان کرد. می‌شود از این ۱۸ بیت نتیجه گرفت که انسان کامل یک مأموریتی دارد در این جهان هستی که دست سالکان را بگیرد دست کسانی که در این دنیا هستند بگیرد و به حریم عشق ببرد و یک انسانی است دو سویه یعنی هم ساحت عرشی را درک کرده و ساحت فرشی را. چنین انسانی قابلیت و صلاحیت دارد که از سالکان دستگیری کند. چرا برای این که بیت بعد همین را می‌رساند.
مرداد ۸, ۱۳۸۹

برنامه معرفت هشتم مرداد ۱۳۸۹

در واقع به نظر می‌رسد نی تشبیهی است که جناب مولوی آن را بهانه کرده تا صفت عشق را بیان بکند تا حالا دو صفت از عشق را که عشق هم آتش است هم جوشش. یعنی نی هست و می این تعبیر زیبایی است. سوال من این است پس می‌توان آتش را نمادی از عشق یا تجلی خدا دانست. کما اینکه در سوره طه هست: حضرت موسی علیه السلام که با همسرش می‌رفت ابتدا آتش را دید. نار همیشه با نور است. شاید نور بدون نار باشد اما نار بدون نور نیست. هیچ وقت آتش بدون نور نیست.
مرداد ۱, ۱۳۸۹
الا یا ایها الساقی أدر کأسا و ناول ها

برنامه معرفت اول مرداد ۱۳۸۹

جلسه سوم برنامه معرفت، شرح مثنوی معنوی مولوی است با تفسیر دکتر ابراهیمی دینانی؛ هر کسی از ظن خود شد یار من/ از درون من نجست اسرار من؛ هیچ کس به سر سویدای کسی راه نمی‌تواند بیابد، مولانا که اهل سلوک است می گوید که مردم وقتی مرا می‌بینند از ظن خودشان ارزیابی می‌کنند. این ظن نه در مقابل شک است البته ممکن است در مقابل یقین هم باشد. کسی می‌تواند از درون من با من ارتباط برقرار کند که یا همطراز با من باشد یا بالاتر از من. پس مردم هر گونه ارزیابی، داوری و قضاوت که داشته باشند بر اساس ظن است.
تیر ۲۵, ۱۳۸۹
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

برنامه معرفت بیست و پنجم تیر ۱۳۸۹

نیستان عالم اعیان ثابته است زیرا نیستان که در نیزار است خیلی چیزها در آن است انواع نی‌ ها و درختان و هم نی هم یک خاصیت دارد عالم اعیان ثابته به اعتقاد عرفا و حکما رسیده‌ اند، عالم حضرت علمیه حق است. یعنی قبل از ظهور عالم عین ملک و ملکوت و همه عوالم به یک معنی حادث است. حتی عالمی که ما در آن هستم حادث است.
تیر ۱۸, ۱۳۸۹
وجود منبسط

برنامه معرفت هجدهم تیر ۱۳۸۹

مولانا از بشنو کار را آغاز می‌کند در تفسیر کلمه شنیدن تنها این نیست که حرف را بشنود هر کس گوش صحیح داشته باشد حرف را می ‌شنود با فرکانس مشخص اما شنیدن درست این نیست که تنها جملات را بشنوی و یا حتی مفاهیم را بفهمی اگر شما کلامی را شنیدی و با سابقه ذهنی آغشته کردی و در آمیختی در واقع نشنیدی هر کس یک پیش‌ داوری دارد و ذهنیت ‌هایی دارد و کلام را که می ‌شنود به ذهنیت ‌ها تفسیر می‌کند و با پیش ‌فرض ‌ها آنچه دوست داری می‌ خواهی بشنوی و آنچه دوست دارد تفسیر می‌کند.