بررسی کتاب من و جز من

مهر ۳۰, ۱۳۹۵
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

برنامه معرفت سی ام مهرماه ۱۳۹۵

با فرا رسیدن مرگ، انسان به آنچه «من» خود خوانده می شود و چهره واقعی او به شمار می آید بیشتر آگاهی پیدا می کند. زیرا انسان در این جهان، آنچنان به امور زندگی اشتغال دارد که از خود غافل می شود و به چهره واقعی خو نمی نگرد. اشتغال بیش اندازه انسان به امور این جهان، نوعی غفلت به شمار می آید. پسندیده نیست که پرسش از زندگی بدون پرسش از ارزش زندگی باشد، هرکجا سخن از زندگی است، سخن از ارزش زندگی نیز به میان می آید. ارزش، به اموری گفته می شود که آثار بقا و جاودانگی را با خود حمل می کند و عقل نیز به این ارزش گذاری حکم می نماید.
مهر ۲۴, ۱۳۹۵
فلسفه گریه و خنده چیست

برنامه معرفت بیست و سوم مهرماه ۱۳۹۵

هر مرگ و زندگی به جاودانگی منجر نمی شود؛ آن مرگ و زندگی که به کوی دوست سیر می کند، جاودانه است | مرگ را دانم ولی تا کوی دوست/ راه اگر نزدیک تر داری بگو | یا در جای دیگری مولوی گفته است: مرگ اگر مرد است گو نزد من آی / تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ/ من از او عمری ستانم جاودان / او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ / اندیشه در برابر زندگی می ایستد و آن را تفسیر می کند اگر سیر زندگی به سوی جاودانگی نباشد، اعتراض خواهد کرد
مهر ۱۶, ۱۳۹۵
فراق و حال زار در عین وصل به معشوق

برنامه معرفت شانزدهم مهر ۱۳۹۵

باید توجه داشت که پاسخ به معنی زندگی دوگونه است و میان این دو معنی، تفاوت بسیار است؛ یک معنی «نه» گفتن به زندگی است که از هیچ انگاری و نگاه بدبینانه ناشی می شود. یک معنی دیگر آن است که زندگی زوال پذیر در جنب جاودانگی و بیکرانه بودن حیات معنوی بی اعتبار است و در عین حال، کسب ارزش و اعتبار می کند. کسانی مانند ابوالعلای معری، کافکا، بکت و گروهی دیگر به معنی اول نظر داشته اند ولی بزرگان اهل معرفت و اکابر اندیشه به معنی دوم گرایش داشته اند، البته هر زندگی و مرگی به جاودانگی منجر نمی شود.
مهر ۹, ۱۳۹۵

برنامه معرفت نهم مهر ۱۳۹۵

سوال مهمی که مطرح می شود، این است که آیا «من» برای رسیدن به فضائل و آراسته کردن خود به آنها، از خود فرا می رود و یا اینکه فضائل به سوی «من» فرود می آیند. در صورتی که شقّ اول پذیرفته شود که «من» برای دست یافتن به فضائل از خودش بیرون می رود، بی درنگ این پرسش پیش می آید که بیرون از «من» کجاست و فضائل در کجای آنچه بیرون خوانده می شود، قرار گرفته اند.
مهر ۲, ۱۳۹۵
الا یا ایها الساقی أدر کأسا و ناول ها

برنامه معرفت دوم مهر ۱۳۹۵

حل مشکل شناخت و معرفت به حل مساله «من» وابسته است. مادامی که این مساله به سرانجام خود نرسد، هیچ مساله دیگری حل نخواهد شد. کلید باب معرفت همان چیزی است که تحت عنوان «من» مطرح می گردد. معرفت به خداوند تبارک و تعالی نیز جز از طریق «من» میسر نمی شود زیرا انسان تنها موجود این جهان است که «من» می گوید و تنها موجودی است که سایه ممدود خداوند شناخته می شود.
شهریور ۲۷, ۱۳۹۵
معرفت حاصل فکر و ذکر

برنامه معرفت بیست و ششم شهریور ۱۳۹۵

«من» به هر چیزی که «آری» بگوید با آن هماهنگ و متحد می شود، بنابراین خواستن حقیقت، از حقیقت آنچه «من» خوانده می شود می آید و آنجا که «من» به عنوان یک حقیقت مطرح نباشد، خواستن حقیقت معنی پیدا نمی کند. به عبارت دیگر خواستن حقیقت، از «حقیقت» می آید و حقیقت است که حقیقت را می خواهد. چنین نیست که خواستن بدون حقیقت، خواست حقیقت باشد. راه بین آن دو طرفینی است اگرچه دشوار است.
شهریور ۲۰, ۱۳۹۵

برنامه معرفت نوزدهم شهریور ۱۳۹۵

«من» نه تنها میل به جاودانگی دارد بلکه تنها و یگانه نیز هست. انسان در سرّ سویدای خود پیوسته تنهاست. چون تنهاست، غم نهانی و شادی پنهانی خودش را خودش احساس می کند ولی صاحب آن غم می تواند غم خود را به دیگری بگوید در حالی که احساس نکند و این هم دردی ها غالبا زبانی است، در احساس نمی تواند مشترک باشد.
شهریور ۱۴, ۱۳۹۵

برنامه معرفت دوازدهم شهریور ۱۳۹۵

انسان به واسطه قفل حس و خیال مسدود می گردد، گشودن آن قفل آسان نیست و دروازه ورود به وادی عقل و قلب همچنان بسته می ماند. جهانی وسیعتر از جهان عقل و گسترده تر از معقولات وجود ندارد. هرآنچه از جهان معقولات بیرون می ماند یا وجود ندارد و یا درباره آن باید سکوت اختیار کرد. مرکز عقل، قلب است و قلب در عین اینکه با تحول و دگرگونی جهان سازگار و هماهنگ است، به جاودانگی و ابدیت نیز می اندیشد و توگویی که اقلیم جاودانگی است.
شهریور ۶, ۱۳۹۵
فلسفه گریه و خنده چیست

برنامه معرفت پنجم شهریور ۱۳۹۵

انسان، زبان هستی است از آن جهت که تنها انسان می فهمد و آگاهی دارد. اگر انسان نبود، هستی خاموش بود زیرا که مقام اطلاق، تا در قید نیاید مطلق نیست زیرا مرتبه ای را کم دارد. هستی اگر هستنده نداشت، خاموش بود و فعلیت معنی نداشت. فهم این مسائل متوقف بر تفکر در بنیادی ترین مسائل هستی است که دقیقا موضوع «فلسفه» است و تنها فلسفه است که در عمق این مسائل غوطه ور است. فهم فلسفه بسیار ظریف و دقیق است و اگر «استاد» نداشته باشید، در گمراهی مستغرق خواهید شد. استاد بسیار مهم است.
شهریور ۲, ۱۳۹۵
فراق و حال زار در عین وصل به معشوق

برنامه معرفت بیست و نهم مرداد ۱۳۹۵

دکارت گفت، می اندیشم پس هستم. اگر من نباشم، چگونه می اندیشم پس «من» اول است و از سوی دیگر اگر اندیشه نباشد، چگونه می توانم بگویم «من» هستم. وقتی می گویم «من» از روی آگاهی می گویم و آگاهی همان اندیشه است. پس در یک نگاه «من» مقدم بر اندیشه است و در نگاهی دیگر «اندیشه» است که می گوید «من» هستم؛ خود این یک معضل و مسئله فلسفی است که نیاز به تفکر دقیق دارد و در کتاب «من و جزمن» به تفصیل درباره آن پرداخته شده است.
مرداد ۲۲, ۱۳۹۵
عکس روی تو چو در آیینه‌ جام افتاد

برنامه معرفت بیست و دوم مرداد ۱۳۹۵

آیا انسان به واسطه شناخت به جهان اطراف خود، به شناختن خود دست می یابد یا چون خود را می شناسد، می تواند جهان اطراف خود را نیز بشناسد
مرداد ۱۶, ۱۳۹۵
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد

برنامه معرفت پانزدهم مرداد ۱۳۹۵

ماهیت علم چیست و آیا علم، اضافه است یا حقیقتی است که «ذات اضافه» است. اتحاد علم و عالم و معلوم چیست. آیا روح و جسم ترکیبی هستند که انضمام به یکدیگرند یا متحدند؟