اندیشه های خواجه طوسی

۱۳۹۱-۱۲-۲۰

برنامه معرفت هجدهم اسفند ۱۳۹۱

بحث ما رسیده بود به تعریف حکمت و انواع حکمت که راجع به حکمت نظری و شاخه های آن بحث شد، رسیدیم به حکمت عملی که خواجه نصیر حکمت عملی را در سه مرحله تعریف نمودند، یکی تهذیب اخلاق بود و تدبیر منزل و سیاست مدن. در رابطه با کتاب تهذیب ، خواجه نصیر کتاب اخلاق ناصری را برای عوام نوشت و کتاب اوصاف الاشراف را برای خواص نوشت .در هر دوی آنها بر مبنای شریعت و حکمت با استناد به آیات و روایات خیلی زیبا بحث کردند و رسیدیم به دو قسمت بعدی . مقوله تدبیر منزل و سیاست مدن. خواجه نصیر در تدبیر منزل ، بیشتر رساله تدبیر منزل ابوعلی سینا را توضیح داده است اگر چه آنجا باز هم تنقیح مناط زیاد می بینیم و از آیات و روایات هم استفاده می کند این را توضیح بفرمایید تا برسیم به سیاست مدن.
۱۳۹۱-۱۲-۱۹

برنامه معرفت یازدهم اسفند ۱۳۹۱

همان طور که استحضار دارید سیری داریم در گلشن اندیشه های ناب و ماندگار خواجه نصیر طوسی که رسیدیم به حکمت عملی . خواجه نصیر طوسی ، یک آسیب شناس واقعی در روزگار خودش بوده است که طبابت او امروز هم به کار ما می آید مخصوصا در حوزه حکمت عملی .خواجه حکمت را به حکمت عملی و نظری تقسیم کرده اند که حکمت نظری سه قسم اصلی داشت الهیات و طبیعیات و ریاضیات که استاد درباره آنها توضیح دادند به زیبایی . امروز و در این جلسه می رسیم به حکمت عملی . حکمت عملی را نیز ایشان به سه مقوله تقسیم می کنند: تهذیب اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن. و برای تشریح و تبیین آنها کتاب های مختلفی هم نوشته اند. استاد اگر اجازه بفرمایید ما از تهذیب اخلاق ایشان شروع کنیم .ایشان کتاب اخلاق ناصری را بر همین مبنا تهیه می کنند که اگر حضرت عالی توضیحی درباره فلسفه تهذیب اخلاق و هم توضیح این کتاب ، مطلب را شروع کنید خوب است .
۱۳۹۱-۱۲-۰۴

برنامه معرفت چهارم اسفند ۱۳۹۱

جلسه پیش از مقامات العارفین شیخ الرئیس ابوعلی سینا مطلبی را انتخاب کردیم در تعریف زاهد و عابد و عارف و شرح خواجه را هم داشتیم و عرض کردیم که عارف کسی است که فکرش منصرف می شود در ساحت قدس اله و از اشراق پرتو حق تعالی در قلب خودش بهره میبرد و محصول این اشراق یعنی چیزی که بر ساحت قلب این سالک عارف نازل می شود مهم است ؛ که آن حکمت است . حالا زاهد دنبال این است که دنبال دنیا نباشد ، عابد دنبال اینکه با خدا معامله بکند اما عارف به دنبال معامله با غیر خدا نیست و دنبال حکمت است .حالا ببینیم که معنی حکمت از نظر خواجه طوسی چیست .
۱۳۹۱-۱۱-۲۸
خالق و مخلوق

برنامه معرفت بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱

فکر آنقدر صافی است و آنچنان پاک است که با اشراق نور حق دارد مستنیر میشه فکر است نه اینکه بی فکری باشد . از بیفکری هیچی درنمیاد. خود فکر شروق ربانی است حالا ما خرابش میکنیم . اصلا فکر از جانب حق میاد . فکر که از ماده نمیاد فکر محصول ماده نیست فکر محصول حجم نیست فکر محصول حرکت نیست . ای کاش کسانی که با عرفان مخالفند یا کسانی که عرفان را غیر تفکر می دانند به این جمله شیخ الرئیس ابوعلی سینا توجه می کردند
۱۳۹۱-۱۱-۲۰
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد

برنامه معرفت بیستم بهمن ۱۳۹۱

گوهر جان آدمی به معرفت عیان شود / وادی اندیشه فقط فراتر از کران شود/تا که به یمن معرفت عاقل و فرزانه شدی/ نغمه داوودی تو شادی جسم و جان شود/چونکه به حسن روی حق محو جمال گل شوی / شوق نظر بازی دل شکر سحرگهان شود/جوهر اندیشه شود گوهر آزادی جان / عارض آن به صورتی ظاهر این جهان شود/گر به ندای عقل کل ره ببری به کوی او/ راز و نیاز عاشقان در دل شب نهان شود/عقل به پای خوداگر راهی کوی عشق شد / از در میخانه سحر عازم کهکشان شود/محرم راز بندگی گر بشوی ز بندگی / وقت و زمان عمر تو همسفر زمان شود/پند حکیم عارفان زمزمه وصال شد / دفتر عقل مست او مستند بیان شود/در ره دینانی و دین گر سپری دل به خدا/ همره محجوب غزل راهی لامکان شود .شعر از: دوست عزیز "سید جلیل میر وکیلی"
۱۳۹۱-۱۱-۱۵
عکس روی تو چو در آیینه‌ جام افتاد

برنامه معرفت سیزدهم بهمن ۱۳۹۱

سیری داریم در اندیشه های حکمی –فلسفی و عرفانی خواجه نصیر طوسی که گفتگوهایی که این بزرگوار انجام داده اند براساس کتاب نفیس و ارزشمند « خواجه نصیر طوسی ،فیلسوف گفتگو » حضرت استاد دینانی ؛ رسیدیم به نامه ای که صدرالدین قونوی به ایشان نوشته و حول محورهایی از ایشان پرسش کرده که در این کتاب تحت عنوان «هماهنگی شهود و اندیشه در یک گفتگوی شکوهمند » که خیلی اسم با مسمّایی است ، آورده شده است .
۱۳۹۱-۱۱-۱۳
به خود رفتن

برنامه معرفت پانزدهم دی ۱۳۹۱

در خدمت اندیشه پربار و فراگیر خواجه نصیر طوسی هستیم ، شخصیتی ذوابعاد در حوزه فلسفه ، حکمت ، عرفان ، اخلاق ، نجوم ، ریاضی وعلوم پزشکی و حتی ادبیات و شعر و شاعری . واقعا شخصیت خیره کننده ای است که راجع به آداب گفتگوی ایشان در جلسه پیش بحث شد و امروز می خواهم یک مقدار جزئی تر به مسائل نگاه بکنیم که ایشان در زمینه گفتگو از چه مولفه هایی استفاده می کند
۱۳۹۱-۱۱-۰۶

برنامه معرفت ششم بهمن ۱۳۹۱

« ما یَجِدُهُ العالم علی سبیل الوجدان والکشف و لا البرهان والکسب و لا علی طریق الاخذ بالایمان و التقلید فإنّ کلّاً منهم معتبراً بحسب مرتبتهم لکنّه لیس الخبر کالاتصال »اینجا خیلی ذوق را در یک مرتبه عالی برده؛ یعنی هست در حقیقت . تعریفی که از ذوق می دهد غیر از آن چیزی است که در اصطلاح متعارف به آن ذوق گفته می شود .اولا خود واژه ذوق چنانکه می دانید .ذوق به معنی چشیدن . ذاق یعنی چشید . اینکه میگیم فلانی با ذوق است . و من لم یَذُق لم یُدرِک . خود چشیدن هم یک نوع ادراک است .ذوق هم یک ادراک است اما ادراک ویژه ای است ببینید ، شما یک وقتی می بینید یک وقت می شنوی ، یک وقت استدلال می کنی یک وقت تخیل می کنی ، همه اینها ادراکات است ، یک چیزی را میگم که چنان مزه دارد ، و چنان مزه ندارد ، اوصافش را برای شما میگن .یک وقتی می چشی ، آنچه که می چشی با همه آنهایی که شنیدی فرق دارد . ذوق چشیدن است منتها ؛ یکبار چشیدن حسی است که به آن ذائقه می گوییم
۱۳۹۱-۱۰-۲۹

برنامه معرفت بیست و نهم دی ۱۳۹۱

گفته اند که لذت ، دفع رنج است . یعنی تا رنجی نباشد ، لذت معنی ندارد . این را گفته اند اما تعریف ابن سینا به گونه ای دیگر است ، ابن سینا خیلی زیبا تعریف کرده و خواجه هم به درستی در شرح این عبارت ابن سینا ، وارد میدان شده است .هر قوه ای یک لذتی دارد . لذت ، لذت هاست .یک لذت نیست چیزی که عقل درک می کند ، کلی است . در قید زمان نیست ، در قید مکان نیست شرایطی ندارد ، مرسل است .خوب عقل هم لذتش در این است که معقولات را درک کند . درک معقول ، یک امری است که متناسب با عقل است . و عقل وقتی به معقولات می رسد ، لذت می برد