۱۳۹۳-۱۰-۲۶

برنامه معرفت ۲۶ دی ۱۳۹۳

مطلق، بی مقید نباشد و مقید بی مطلق صورت نبندد. اما مقید محتاج است به مطلق و مطلق مستغنی از مقید. پس استلزام از طرفین است و احتیاج از یک طرف. چنانکه حرکت ید و حرکت مفتاح که در ید است. و ایضا مطلق مستلزم مقید است از مقیدات علی سبیل البدلیه. نه مستلزم مقیدی مخصوص و چون مطلق را بدلی نیست قبله احتیاج همه مقیدات اوست.
۱۳۹۳-۱۰-۱۹

برنامه معرفت ۱۹ دی ۱۳۹۳

از جمال مصطفی روئی بیاد آمد مرا/وز دم و یس القرن بوئی بیاد آمد مرا/فکرتم در سر معراج نبی اوجی گرفت/قرب حق سوی بی سوئی بیاد آمد مرا/درکنار بحرعلم ساقی کوثر شدم/از بهشت معرفت جوئی بیاد آمد مرا
۱۳۹۳-۱۰-۱۲

برنامه معرفت ۱۲ دی ۱۳۹۳

فیض کاشانی مستند می کند کلامش در مورد وجود و موجود را به سخن امام کاظم علیه السلام که فرمود: لیس بینه و بین خلقه حجاب غیر خلقه. احتجب بغیر حجاب محجوب مستتر بغیر ستر مستور. میان او و خلقش پرده ای جز خلایق نیست او بی هیچ حجاب پنهانی مخفی است و بی هیچ پرده ای نهان، پوشیده است. برخی از اهل معرفت گویند همانا عالم غیبی است که هیچگاه ظاهر نشده است و خداوند متعال ظاهری است که هیچگاه پنهان نشده است.
۱۳۹۳-۱۰-۰۵
کنت کنزا مخفیا فأحببت أن اعرف

برنامه معرفت ۵ دی ۱۳۹۳

اهل معرفت گویند اعیان ثابته را دو اعتبار است: اول آنکه آینه های وجود حق و صفات و اسماء حق باشد. دوم آنکه وجود حق، مرآت آنها باشد. پس به اعتبار اول ظاهر نمی شود در خارج مگر وجودی که متعین است در آینه اعیان و متعدد است به تعدد آن. پس به مقتضای این اعتبار غیر از وجود در خارج هیچ چیز نیست. و به اعتبار دوم در وجود، غیر اعیان هیچ نیست و وجود هرکه مرآت اعیان است در غیب است و متجلی و ظاهر نیست مگر از ورای غیب و سرادقات جمال و جلال و این بیان حال کسی است که شهود خلق بر وی غالب است.
۱۳۹۳-۰۹-۲۹

برنامه معرفت ۲۸ آذر ۱۳۹۳

انسان کامل یا نبی است یا ولی. و هر یک از نبوت و ولایت دو اعتبار دارد. اعتبار اطلاق و رها بودن از هر قیدی و اعتبار مقید بودن. می توان این دو اعتبار را عام و خاص هم نامید. در عین حال، نبی از جنس بشر است {أنا بشرٌ مثلُکُم} به این اعتبار نبوت مطلقه همان نبوت حقیقی حاصل در ازل است که تا ابد باقی است و می تواند با تک تک افراد انسانی ارتباط برقرار کند.
۱۳۹۳-۰۹-۲۱

برنامه معرفت ۲۱ آذر ۱۳۹۳

هدهدی کو که از سبا گوید/خبر یار آشنا گوید/کو سلیمان که رمز منطق طیر/از خدا گیرد و بما گوید/کو خضر تا که موسی جانرا/از لدنا اشار ها گوید/نوح کو تا که کشتی سازد/من رکب فیه قد نجا گوید/کو خلیلی که رو بحق آرد/لا احبی بما سوی گوید/کو کلیم اللهی لقا جوئی/روبرو حرف با خدا گوید
۱۳۹۳-۰۹-۱۷

برنامه معرفت ۱۴ آذر ۱۳۹۳

فیض کاشانی: دلیل من برای جدال و مناظره برای آن است که این امور شروط و آدابی دارند. که چاره ای جز مراعات آن نیست ونیز آفاتی بر جدال و مناظره وجود دارد که باید از ان اجتناب کرد. و کم هستند کسانی که پی به این آداب و آفات برده و توفیق و اجابت آنرا پیدا کرده باشند. والله جدال و مناظره به طریق احسنت چیزی است که قرآن برآن امر فرموده است.
۱۳۹۳-۰۹-۰۷

برنامه معرفت ۷ آذر ۱۳۹۳

یکی از صفات وجود این است که «با» زمان و مکان است نه «در» زمان و مکان. با همه چیز هست نه اینکه همنشین آنان باشد و با همه چیز فرق دارد نه اینکه از آنها جدا و بیگانه باشد. گذشته در تعلیق است و آینده نیز چون هنوز نیامده در تعلیق است و ما در حال هستیم اما عقل آنچنان قدرت دارد که حتی «اکنون» را هم در تعلیق می گذارد. شما می توانید در «اکنون» هم نباشید و در جاودانگی به سر ببرید. یعنی به جاودانگی بیاندیشی. اصحاب کهف، افرادی بودند که «اکنون» را نیز تعلیق کردند.
۱۳۹۳-۰۹-۰۲

برنامه معرفت ۳۰ آبان ۱۳۹۳

هرچیز که در خارج موجود است از آن جهت که در خارج موجود است یا عین وجود است یا غیر وجود. اگر عین وجود است ثبت المطلوب و اگر غیر وجود است، موجودیت اش به اتصاف وجود است لا غیر. و اتصاف به وجود، مستلزم تقدم موصوف است عندالعقل. این مستلزم موجودیت است نزد عقل و انصاف. و گویا که به ماهیات که به نور وجود منور شده اند اشاره دارد. آنجا که می فرماید: {ألَمْ تَرَ إِلَى رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ}
۱۳۹۳-۰۸-۲۳

برنامه معرفت ۲۳ آبان ۱۳۹۳

شک نیست که هر چه غیر هستی است در هست شدن و هست بودن محتاج است به هستی و هستی به خود هست نه هستی دیگر. و هر چه محتاج است نه حق است. پس حق، عین هستی باشد که به خود «هست» است. و همه چیزها به او هستند. چون نور که به نفس خود روشن است نه به روشنایی دگر. و روشنایی همه چیزها به اوست. پس همه چیزها به حق محتاج اند و حق از همه چیز غنی.
۱۳۹۳-۰۸-۱۶

برنامه معرفت ۱۶ آبان ۱۳۹۳

طالبان تصور حقیقت را به دور باش (و یحذرکم الله نفسه) میراند تا طلب محال نکنند (تَفَکَّرُوا فِی‏ آلَاءِ اللَّه‏ وَ لَا تَفَکَّرُوا فِی‏ ذات اللَّه‏ فأنّکم لن تقدروا قدره) و عاشقان وصول حضرت را به مقام «و إلی الله المصیر» می رسانند تا در خلوتخانه حق الیقین بیاسایند (من کان یرجو لقاء الله فانّ أجل الله لآت) و شک نیست که حضور شیء غیر تصور حقیقت آن شیء است
۱۳۹۳-۰۸-۰۹

برنامه معرفت ۹ آبان ۱۳۹۳

اگر چه‌ کرّوبیان‌ مَلَا اعلی‌ در مقام‌ لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَهً متوقّفند و مقرّبان‌ حضرت‌ علیا به‌ قصور مَا عَرَفْنَاکَ معترف‌،و کریمۀ لَا تُدْرِکُهُ الابْصَـٰرُ هر بیننده‌ را شامل‌ است‌ و نصّ إنَّ اللَهَ احْتَجَبَ عَنِ الْعُقُولِ کَمَا احْتَجَبَ عَنِ الابْصَارِ رانندۀ هر بینا و عاقل‌