ردپای عقل و عشق در عاشورا

۱۳۸۷-۱۰-۱۴

برنامه معرفت چهاردهم دی ۱۳۸۷

بدون تردید حضرت موسی یک پیغمبر اولوالعزم است و یک پیغمبر اولوالعزم از خداوند تقاضا می کند که خودت را به من نشان بده تا ببینمت! این یک تقاضاست. اما شما می دانید که تقاضای امر محال شایسته فرد عاقل نیست. شخص عاقل اگر تقاضای امر محال بکند، این نشانه عقل نیست؛ در این کار یک نوع سفاهت است و به قول حافظ، زنجیر اقبال ناممکن جنباندن است! حافظ می گوید: زنجیر اقبال ناممکن نجنبانید. چیزی که ممکن نیست را نمی توان تقاضا کرد. پس اگر [رؤیت خدا] ممتنع است و معقول نیست، چگونه یک پیغمبر اولوالعزمی مانند حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) تقاضای رؤیت می کند؟!
۱۳۸۷-۱۰-۱۴

برنامه معرفت سیزدهم دی ۱۳۸۷

یوم یعنی «آن» و یک لحظه و حتی از لحظه هم کمتر، چون ما لحظه را یک ثانیه فرض می کنیم. حق تعالی هر آن، در یک شأنی است و شأن یعنی تجلی. هر شأنی هم غیر شأن دیگر است. یعنی از ازل تا ابد، دو شأن و دو تجلی یکسان وجود ندارد بنابراین هستی همواره بدیع و تازه است. از دید کسی که تجلی بین باشد، هستی همواره نو و بدیع و تازه است
۱۳۸۷-۱۰-۱۳
وجود منبسط

برنامه معرفت دوازدهم دی ۱۳۸۷

در انسان ادراکی وجود دارد که به آن «بِنطاسیا» می گویند. بنطاسیا معرب فانتزی یا فانطاسیا است که ما در اصطلاح حکمت اسلامی به آن «حس مشترک» می گوییم. حس مشترک به این معنا نیست که در بین مردم، امری مشترک باشد. این عبارت، معنای خاصی دارد که آن را خواهم گفت. حس مشترک به این معناست: من یک سری امور دیدنی دارم که از شنیدنی هایم جداست. همچنین یک سری شنیدنی ها و چشیدنی ها و بساویدنی ها هم دارم. این پنج حسی که ما داریم هر کدام یک ادراک جداگانه ای دارد. هیچ وقت دیدن با شنیدن ترکیب نمی شود
۱۳۸۷-۱۰-۱۱
الا یا ایها الساقی أدر کأسا و ناول ها

برنامه معرفت یازدهم دی ۱۳۸۷

فیض اقدس یعنی ظهور و تجلی ذات در صفات . این یک نوع ظهور است، ظهوری در مقام اسماء و صفات، که به آن «فیض اقدس» می گویند. تجلی به آفرینش منشاء ظهور فیض مقدس است
۱۳۸۷-۱۰-۱۰
شناخت ظاهری

برنامه معرفت دهم دی ۱۳۸۷

شناخت واقعی در شناختن خود است. شناخت ظاهری و علمی با شناخت واقعی تفاوت هایی دارند. عرفا روی این موضوع تاکید دارند. سقراط هم توصیه می کرد که خودت را بشناس
۱۳۸۷-۱۰-۰۹
تقابل عقل و عشق

برنامه معرفت نهم دی ماه ۱۳۸۷

بنده به تقابل عقل و عشق عقیده ای ندارم. انسان در عین عقلانیت، می ‌تواند عاشق باشد و در عین عاشق بودن و شیدایی نیز می ‌تواند عین عقلانیت را داشته باشد