• تمام مطالب موجود در بخش «قواعد فلسفه» برگرفته از کتاب قواعد کلی فلسفه در فلسفه اسلامی تالیف دکتر ابراهیمی دینانی می باشد.
  • عنوان هر قاعده فلسفه به صورت آنچه در کتب فلاسفه آمده عینا نقل شده تا یادگیری مطلب آسان تر شود.
  • مطالعه قواعد فلسفه برای همه توصیه نمی شود و فقط افرادی که یک قدم بیشتر دوست دارند به دنیای فلسفه وارد شوند، مطالعه کنند.
  • در بخش هایی از هر قاعده، عنوان و متن اصلی کتابی که یک اندیشمند به آن پرداخته است، کاملا نقل شده تا بتوانید در فرصت دیگری به آنها رجوع کنید.
  • وب سایت دکتر ابراهیمی دینانی تمام مطالب این قواعد را به طور رایگان و در یک کتاب الکترونیکی منتشر نموده تا دانشجویان و علاقه مندان استفاده کنند.
۱۳۹۴-۰۱-۱۱

ادراک شده، بر صورت ادراکی مقدم است

به مقتضای قاعده شیء ادراک شده همواره بر صورت ادراکی مقدم است، نفس ناطقه را مبدأ اشیاء قابل ادراک دانسته اند؛ و چون که اشیاء قابل ادراک مانند آب و آتش و زمین و هوا از حیث حقیقت مختلف اند، در حقیقت نفس ناطقه، که آن را مبدأ این اشیاء دانسته اند، نیز اختلاف کرده اند ولی کلیه کسانی که نفس را مبدأ این گونه اشیاء می دانند، در این مسئله با یکدیگر هم آهنگ اند که ادراک نفس نسبت به این اشیاء به واسطه این است که آنها از جنس مبدا خویش اند و مبدا آنها نیز از جنس آنهاست
۱۳۹۳-۰۵-۱۹

هر شیء مدرک با آنچه ادراک می کند، شباهت دارد

‏الشیء إنّما یدرک ما هو شبیهه/ شیخ الرئیس ابوعلی سینا این قاعده را به فیلسوف قدیم یونان انباذقلس که یکی از ‏فلاسفه معروف است، نسبت داده است. هر شیء مدرک با آنچه ادراک می کند، شباهت دارد
۱۳۹۳-۰۴-۱۹

ذات شیء، هرگز مقتضی نیستی خودش نیست

‏به مقتضای این قاعده، هیچ چیز خود به خود نابود نمی شود و ذات شیء هرگز مقتضی نیستی خود نمی باشد. بلکه همواره نیستی عارض بر ذات شیء می شود؛ زیرا اگر ذات هر شیء نیستی را اقتضا می کرد، هرگز موجود نمی شد.
۱۳۹۳-۰۴-۱۰

اثر یک شیئ از هرجهت با خودش، مشابهت کامل ندارد

اگر بین اثر و مؤثر، مشابهت کامل وجود داشته باشد، لازم می آید که وجود اثر از هرگونه فایده ای خالی باشد و چیزی که از هر گونه فایده خالی باشد عبث است؛ و این امر در مورد حق تبارک و تعالی که اصل الاصول و مؤثر حقیقی است، ناروا و محال است؛ اگر اثر شیء با خود شیء از هر جهت مشابهت کامل داشته باشد، لازم می آید که وجود در یک حقیقت و یک رتبه بر وجه واحد دوبار حاصل شود؛ و این تکرار وجود و تحصیل حاصل است؛ و چون که تحصیل حاصل محال است، چیزی که موجب تحصیل حاصل می شود نیز امکان پذیر نخواهد بود.
۱۳۹۳-۰۲-۰۸

منشأ صدور چیزی، منشأ صدور ضد آن نیست

‏صدرالدین قونوی این قاعده را یک قاعده عام می داند. یعنی هر چیزی که بتواند مصدر یک شیئ و یا اشیاء قرار گیرد، از دایره شمول آن بیرون نخواهد بود. به موجب این قاعده، مبدأ صدور هر شیئ هرگز منشأ صدور ضد خود نیست، بلکه آنچه صادر می شود، همواره با مصدر خویش مناسبت دارد و آفریده را هرگز با آفریدگار تباین و تناقض نیست؛ چنانکه در قرآن شریف آمده {قل کلّ یعمل علی شاکلته}
۱۳۹۳-۰۱-۱۷

‏الشیئ مالم یتشخّص لم یوجَد

‏بهمنیار، شاگرد برجسته ابن سینا، در کتاب التحصیل، این قاعده را مطرح کرده، ولی برای اثبات آن استدلالی نیاورده است. آنچه بهمنیار در این باب می گوید این است که شیئ بدون اینکه تشخص یابد، هرگز موجود نمی شود. سپس اقسام تشخّص را نسبت به ذات هر شیئ برشمرده است. به این ترتیب که تشخّص را یا مقتضای ذات دانسته، مانند واجب الوجود یا از لوازم ذاتی شیئ به حساب آورده است
۱۳۹۳-۰۱-۰۷

الشیئ مالم یوجَد لم یوجِد

وجود مادام که به سر حد وجوب نرسد، ایجاد امکان پذیر نیست؛ چنان که وجوب بدون وجود وجه معقولی نخواهد داشت و این از آن جهت است که وجوب جز ضرورت وجود، چیز دیگری نیست؛ بنابراین، وجود و وجوب که هر دو مفهوم، جز از یک حقیقت حکایت نمی کنند، ملاک ایجاد و مبدأ آفرینش موجودات اند. مفهوم این قاعده در یک بیت لطیف فارسی به صورت ضرب المثل در آمده و در میان مردم معروف و مشهور است و آن عبارت است از این بیت: ذات نایافته از هستی بخش/کی تواند یافت که شود هستی بخش؟
۱۳۹۲-۱۲-۱۳

‏قاعده ۵۱: الشیئ ما لم یجِب لم یوجَد

حاج ملاهادی سبزواری نیز در مقام رد عقیده متکلّمین مبنی بر تعریف صفت قدرت حق تعالی به صحت فعل و ترک، ذات مقدس باری تعالی را فاعل موجِب (به کسر ج) دانسته است و اضافه می کند که واجب الوجود بالذات، واجب الوجود من جمیع الجهات است؛ یعنی همان طور که وجود برای ذات حق تعالی واجب است، سایر صفات نیز برای او واجب است. بنابراین، فعل خداوند به اراده و اختیارش واجب است و معنی امکان را به هیچ وجه در ساحت مقدسش راه نیست
۱۳۹۲-۱۲-۰۵

هر قوه ای امکان وصول به مرتبه اعلی را دارد

‏در برخی از موجودات عشق و شوق غریزی به مافوق بدیهی است و در برخی دیگر محسوس است، به طوری که مشهود بالعیان است. در برخی هم به وسیله برهان کشف می گردد و بالاخره از طریق استقراء می توان این خاصیت را در کلیه موجودات اثبات نمود
۱۳۹۲-۱۱-۲۷

سعادت هر نیرو، رسیدن به اقتضای ذات است

‏این قاعده را صدرالمتألهین در باب سعادت نفس ناطقه و کیفیت حصول آن مطرح کرده است. به موجب این قاعده: «سعادت هر نیرو، رسیدن به چیزی است که ذاتش اقتضاء می کند، بدون اینکه مانعی سد راه کند و از رسیدن به مقتضای ذاتی آن جلوگیری به عمل آورد» بنابراین سعادت هر شیئ، از نوع همان شیئ است و به خود آن اختصاص دارد. چنانکه گفته اند: کمال قوه شهویه همانا وصول به شیئ مورد اشتها است و کمال قوه غضبیه غلبه و انتقام است
۱۳۹۲-۱۱-۲۳

تجلی کلی الهی از حیث عام بودن، ظهور معینی ندارد

هرگونه تجلی کلی الهی که سبب ظهور صور جزئیات و نسب تعلقات است، از حیث این که سبب عام است و علت پیدایش عالم است، به هیچ گونه ظهور معینی تعیّن نمی پذیرد. چنانکه وجود عام از جهت اینکه نسبت به همه وجودات دارای نسبت عام است، هیچ گونه تعیّن مخصوص را اقتضا نمی کند. همچنین طبایع کلیه هنگامی که بشرط لا اعتبار شوند و از حیث کلیت و شمول مورد ملاحظه قرار گیرند، تعیّن به هیچ یک از آحاد را نمی پذیرند؛ مگر اینکه به نحو کلی طبیعی و لا بشرط اعتبار شوند و حیثیت کلیت و شمول آنها لحاظ نگردد
۱۳۹۲-۱۱-۰۹

‏الزائد علی المتناهی بقدر المتناهی متناهی

اگر برای ممکنات سلسله ای از علت ها و معلول ها را در نظر بگیریم و آن سلسله به یک مبدأ که واجب بالذات است؛ منتهی نگردد، سلسله ای از علت ها و معلول ها تا بی نهایت به طور بالفعل تشکیل خواهد شد.