۱۳۹۴-۰۳-۲۵

استدلال، ظهورِ شهود است

سهروردی می‌گوید خود استدلال، مکاشفه است و اگر مکاشفه نباشد، استدلال نیست. مقدمات برهان بدیهی است و بداهت آن با شهود اثبات می‌شود. بحث انکشاف این است که پس از صغری و کبری، نتیجه از درون این‌ها درمی‌آید یا در مواجهه با صغری و کبری، بر ما افاضه می‌شود؟ مفری از شهود نیست و مبنای سهرودی این است که استدلال ظهور، شهود است. برخی شهود را در مقابل استدلال می‌دانند، آن‌ها توانایی استدلال ندارند و توهمات خود را مشاهده می‌دانند. اگر شهودی استدلال نداشته باشد، موهوم است
۱۳۹۳-۱۰-۱۸

مسئله ای سهمناک به نام «علیّت»

در نظر دقیق عقلی، همه چیز به همه چیز ربط دارد و هیچ چیز با هیچ چیز بی‌ارتباط نیست. آیا چیزی هست که با چیزی ارتباط نداشته باشد؟ همین که آن را پیدا کنیم، یعنی با آن ارتباط داریم. چگونه می‌توان چیزی را تصور کرد که هیچ ارتباطی با هیچ چیز نداشته باشد. ابتدا ارتباط را پیدا می‌کنیم سپس مرتبط را یا ابتدا مرتبط را پیدا می‌کنیم سپس ارتباط را؟ اگر این دو متضایف‌اند، در این تضایف، تقدم برای ارتباط است یا مرتبط؟
۱۳۹۳-۱۰-۱۷
خواستن مهم‌تر است یا دانستن

خواستن و دانستن، نزاع اشعری و معتزلی

خداوند که می‌خواهد بیافریند، چون می ‌آفریند خوب است یا خوبی‌ هست که براساس آن می ‌آفریند خواستن مهم‌تر است یا دانستن اگر دانستن بود و خواستن نبود چه می شد
۱۳۹۳-۰۷-۰۶
متافیزیک

متافیزیک را فیزیکی نکنید!

متافیزیک و فیزیک و فرق بین آنها در دنیای مدرن امروز، دنیای علم زده امروز به فراموشی سپرده است. متافیزیک را نمی توان اندازه گرفت و سعی هم نکنید اندازه بگیرید
۱۳۹۲-۱۰-۰۳

اوج معرفت کجاست؟

این‌که می‌گوییم ذات خداوند همان وجود اوست، یعنی از وجود او بالاتر نمی‌توانیم برویم و در وجود می‌توانیم صحبت کنیم و ماهیتش هم در حد وجودش است. حق تعالی صرف هستی است ولی هستی هنوز توصیف است و درباره ذات نمی‌توان صحبت کرد. کلمه ذات جنبه دینی دارد. بهترین راه برای شناخت خداوند هستی شناسی است و خداوند را هستی مطلق بدانیم، این اوج معرفت است و راهی بالاتر از این نیست.
۱۳۹۲-۰۹-۱۴

کاف کفر خوشترم آید زفاء فلسفه!

نه تنها هر انسان یک جهانی دارد که با انسانهای دیگر متفاوت است، بلکه انسان، جهان ها دارد. جهان حس، خیال، جهان وهم و عقل. جهان حس هم یکسان نیست. جهان دیدنی ها، شنیدنی ها، چشیدنی ها، بوئیدنی ها، لامسه ها. مجموع این پنج حس با عالم خیال فرق دارد. خیال یعنی همه محسوسات وقتی که مواجه با محسوسات قطع می شود. صورت اشیاء در خیال است. خیال، صورتی است که از طریق محسوسات آمده اما اکنون رابطه ما با جهان حس قطع است.
۱۳۹۲-۰۸-۰۶

آگاهی، حقیقت ذات اضافه است

ماهیت علم، حیث التفاتی است. آگاهی خودیتی ندارد مگر اینکه آگاهی از چیزی باشد. آگاهی یعنی توجه به غیر. علما چیزها را می دانند اما دانستن خود را نسبت به چیزها نمی دانند. در واقع علم ما همان ، معلومات ماست. عربها می گویند: عندی معلوماتُ- معلومات نزد من است.
۱۳۹۲-۰۷-۲۵

ماجرای «علم» در فلسفه

معنی کوجیتوی دکارت این نیست که بگوید می اندیشم، پس «اندیشنده هستم» بلکه معتقد است «می اندیشم، پس اندیشه هستم» دکارت اصالت را به مِتُد داد و چهره جهان را عوض کرد. عقل از نظر دکارت، مِتُد است. اما حکما معتقدند: عقل مِتُد نیست، بلکه متدساز است.
۱۳۹۲-۰۷-۲۲

هرمنوتیک در لسان قرآن

عقل باید خود بنیاد باشد. عقل خود بنیاد عیبی ندارد. شهوت خود بنیاد بد است. عقل اساساً خود بنیاد است. ولی بنیاد عقل، الهی است. چون عقل الهی است، پس اگر خود بنیاد هم باشد، باز هم الهی است. بله عقل شهوانی، عقل گرفتار اوهام، عقل نفسانی، عقل سودانگار و هزاران عقل گرفتار، وقتی که خود بنیاد شد، اشکال دارد.
۱۳۹۲-۰۷-۱۸

سلوک فکری در نظر عطار

برخی کتاب تذکره الاولیا را از ساده اندیشی عطار می دانند. در واقع بین نفس تذکره الاولیاء و منطق الطیر و مصیبت نامه تناقض دیدند. این اشخاص به شکل و محتوا توجه ندارند، اصطلاح فلسفی آن ترکیب اتحادی و ترکیب انضمامی است.
۱۳۹۱-۰۸-۲۳

فلسفه نور از دیدگاه شیخ نجم الدین کبری

شیخ نجم الدین کبری روی مساله نور خیلی تکیه داشت . سهروردی هم که فیلسوف نور است . اتفاقا اینها تقریبا معاصر هم بودند اما همدیگر را ندیده بودند . با این تفاوت که شیخ نجم الدین کبری یک عارف است اما سهروردی یک فیلسوف اشراقی است
۱۳۹۱-۰۸-۲۲
معرفت حاصل فکر و ذکر

دایره عقل برنقطه مرکزی عقل

دایره قلب که بر نقطه مرکزی عقل استوار می گردد واسطه ای است که همواره زوج و فرد یا واحد و کثیر را به هم مرتبط می سازد واسطه بودن قلب در میان واحد و کثیر و زوج و فرد، سرّی از اسرار است که در این آیه، از آیات قرآن کریم به آن اشاره شده است {ومن کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون ففرّوا الی الی الله}