برگزیده سرشت و سرنوشت

۱۳۹۳-۰۸-۱۰

افق و ایدئولوژی

توحید یکی از اصول دین است اما معنای توحید چیست؟ اگر بگویید به این معنی است که یعنی خدا یکی است. این سوال مطرح می شود که مقصود از یکی بودن خدا، «یک عددی» است یا «یک حقه حقیقیه» ؟! اگر دین ایدئولوژی باشد و و شخصی بگوید که یک همان وحدت عددی شما نمی توانید بگویید که عقیده او اشتباه است اما از نظر یک عارف این موضوع صحیح نیست!
۱۳۹۲-۱۲-۱۶

مرجع ضمیر «من» سرچشمه همه آگاهی ها

انسان تنها موجودی است که با هستی خود، نسبتی آگاهانه دارد و به همین جهت می تواند به طرح پرسش از هستی مبادرت نماید. پرسش از هستی را نباید با کسب معلومات و فراگیری دانش درباره موجودات، متحد و یگانه به شمار آورد؛ زیرا پرسش از هستی به مراتب فراتر از کسب معلومات درباره موجودات شناخته می شود. پرسشی هستی، هنگامی پیدا می شود که فهم هستی تحقق یابد؛ ولی فهم هستی جز از طریق آگاهی انسان نسبت به خویشتن خویش، به ظهور و بروز نمی رسد.
۱۳۹۱-۰۶-۱۰

معارف قرآن را به اعراب نسبت ندهید !

قرآن بدون تردید و بدون شک به زبان عربی است چون حضرت ختمی مرتبت، عرب بوده است. ولی این لزوماً به این معنی نیست که حال و هوای قرآن عربی باشد. حال و هوای قرآن اصلاً عربی نیست. وقتی می‌توان این حرف را زد که قرآن نیز مثل شعرها و سروده های عرب باشد.
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
philosophy

فکر چگونه می اندیشد؟

عظمت فکر در این است که فکر به خود فکر می کند. یعنی اندیشه به خود می اندیشد. معنای این امر این است که: اندیشه خود را موضوع خود قرار می دهد. به عبارت دیگر: به بالا می پرد و روی خودش سوار می شود. یعنی خودش از بالا به خودش نگاه می کند. این امر مستلزم یک جهش است و این جهش همان چیزی است که من از آن به «فاصله گرفتن از خود» تعبیر می کنم. یعنی فکر، خود فکر را موضوع قرار می دهد و از بالا به خودش نگاه می کند
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
molavi6

آیا می توان گفت که دین یک راز است؟

دین روزآمد هست. چون دین برای زندگی انسان‌ها فرود آمده است، منتها باید تفسیر شود. تفسیر باید روزآمد شود. آن وقت ما هر حرفی که می‌زنیم، تفسیر است. قرآن بدون تفسیر ممکن نیست. حتّی کسانی که می‌گویند: قرآن قابل تفسیر نیست خود آن‌ها هم تفسیر می‌کنند. بدون تفسیر نمی‌توان هیچ کتابی خواند. شما هر کتابی را که بخوانید دارید آن را تفسیر می‌کنید. روز آمدی دین به این معناست که باید نسبت به مسائل روز، پاسخگو باشد و اگر نبود، معلوم می‌شود که مفسران دین کوتاهی کرده‌اند یا نتوانسته‌اند آن را فهم کنند.
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
rain

پایانی برآغاز

انسان بدون توجه به واقع یا آنچه واقعیت خوانده می‌شود، نمی‌تواند زندگی کند و از ادامه زندگی خود سخن بگوید، زیرا صرف نظر از واقعیت، همه چیز لغو و بدون معنا خواهد بود. با این همه، درباره این مسأله سخن بسیار گفته می‌شود که آیا واقعیت تنها‌‌‌ همان چیزی است که در گذشته تحقق پذیرفته یا اینکه آنچه ممکن بوده است، تحقق پذیرد و تحقق نیافته و آنچه در آینده ممکن است تحقق پذیرد نیز از شئون واقعیت شناخته می‌شوند؟