متن تفسیر ابیات حافظ

۱۳۹۵-۰۲-۱۵
Dr Dinani maarefat 3

بعثت و برانگیختی

خداوند رسولی را برانگیخت و این برانگیختگی همه چیز انسان را فرامی گیرد یک وقت انسان در احساساتش برانگیخته می شود یک وقت انسان در بعدی از ابعادش برانگیخته می شود در خرد برانگیخته می شود این برانگیختگی در اینجا یعنی کسانی که امی بودند چیزی نمی دانسته چیزی فرانگرفته همینطور مادی باقی مانده در یک قوم امی که خود حضرت ختمی مرتبت هم امی بود یعنی مدرسه نرفته وخط نمی نوشته،نوشتن یک صنعت و یک فن است می خواهد بگوید اینها تکنیک و صنعت است و آن دریافت واقعی می تواند غیر از اینها باشه نه اینکه اینها کم بها هستندهر کدام مهم است ولی می خواهد بگوید یک چیز فوق این حرفها است از نسخ دیگری است. نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
۱۳۹۴-۰۱-۱۳
The-most-fundamental-message-of-Hafez

بنیادی ترین پیام حافظ

حافظ پیام آزادی به ما داده، یعنی اگر وابسته شوی دیگر آزاد نیستی. مشخص نیست او چطور زندگی کرده، اما به هر حال خوب زندگی کرده است، وابسته و ریاکار نبوده، به همین جهت قیام اول او آزادی و نتیجه‌ آن پرهیز از ریاکاری بوده است. بنیادی‌ ترین پیام‌های حافظ را می‌شود در آزادی و پرهیز از ریاکاری و دورویی خلاصه کرد. وای به حال جامعه‌ ای که ریاکاری سراپای آن را فرا بگیرد، ریاکاری، انحطاط است. ریاکاران و منافقان در قرآن کریم مذمت شده‌اند، چون ام‌الفساد است. جامعه‌ای که در آن ظاهر و باطن آدم‌ها یکی نیست چه امن عیشی در آن هست؟
۱۳۹۲-۰۸-۰۱
Dr Dinani maarefat 7

زهد در آموزه های اسلام

اصلاً راه انبیا این نبوده که همه یک گوشه بیفتند و ترک دنیا کنند، تعلیمات اسلام هم این نبوده بنابراین حافظ هوشیارانه حرف می‌ زند و می‌گوید راه ما راه استفاده از دنیاست به اندازه‌ ی لازم و عبور از این عالم یعنی این معبر ماست، مرکب ماست ما باید از اینجا عبور کنیم و به اندازه‌ ی لازم استفاده کنیم و به معرفت راه یابیم
۱۳۹۲-۰۷-۱۹
molavi2

آیا عرفان، مرادف با حزن است؟

عرفان تمامی شاد است و شور و عشق و در عرفان حزن و غم نیست، غم فراق هست اما غم لذیذ ترین چیز است و در عین اینکه غم است خیلی لذت بخش است هیچ عاشقی غم فراق را با همه‌ عالم عوض نمی‌کند و عرفان مملو و سرشار از شادی و شور و عشق و هیجان نسبت به معشوق است
۱۳۹۱-۰۷-۰۲

آیا معرفت و شناخت حدّ دارد ؟

معرفت حصولی حد دارد اما معرفت حضوری حد ندارد ولی انسان هیچ وقت متوقف نیست و توقف راکد است و آنجا که توقف است رکود است مثل آب متوقفی که متعفن می‌شود رکود در عالم نیست عالم راکد نیست این را در بحث حرکت جوهری صحبت کردیم
۱۳۹۱-۰۶-۳۱

آیا زمان تازه می ماند؟

بعضی ممکن است بگویند شعر حافظ در امروزه به چه دردی می‌خورد و چه دردی را می‌گشاید؟ در جواب من می‌گویم که حافظ اگر هیچ گره‌ای را نگشاید و هیچ مشکلی را حل نکند یک کار مهمی انجام می‌دهد و آن این است که ما را به زمان خودمان آشنا می‌کند.