اندیشه های حکیم فردوسی

۱۳۹۳-۰۲-۰۷

سخن هرکس، تراز روح اوست

آدم وقتی که اشعار فردوسی را می خواند و می شنود دیگر در اینکه این مرد یک موحد درستی بوده است شک ندارد و یک مسلمان تمام عیار و یک شیعۀ کامل، شیعۀ تمام عیار، در تشیعش انسان هیچ شکی نمی کند. همه این اشعار دلالت دارد بر متدیَن بودن و موحد بودن این مرد. یکی از بزرگان ما، قاضی نورالله شوشتری، آن مرد بزرگ، شیعه شناس خوبی است و معروف است به شیعه شناس، او می کوشد علمای بزرگ شیعه را معرفی کند. این جالب است که شما قضاوت قاضی نورلله شوشتری را درباره فردوسی بشنوید.
۱۳۹۲-۱۱-۲۸
molavi5

هستی و راستی

کسی با هستی همسو بوده که راستی دارد، وقتی که راستی با هستی همسو شد، پیروز است. اگر هم که شکست ظاهری بخورد، در آخر پیروز است و این منطق انسانیت است. وقتی راستی با هستی همراه شد آن نیروی الهی و واقعی است. اکثر شعرا و بزرگان ما به نوعی تحت تأثیر فردوسی بودند، متأسفانه ما قدری بیگانه شدیم و تنزل کردیم و به تاریخ و گذشته بی‌توجه شدیم، صدق و عدالت مظهر فرهنگ ایرانی- اسلامی است. فردوسی در واقع بیش از هر چیز اهل نظر بوده ولی او یک حکیم علمی- اخلاقی است. در واقع او توحید نظری را به توحید عملی گره زده است.