حرف «ح»

۱۳۹۲-۰۶-۱۵

انواع واژه «حیثیت» در فلسفه

حیثیت اطلاقیه، حیثیت تعلیلیه، حیثیت تقیدیه؛درقضایایی مانند «انسان از آن جهت که انسان است ناطق است» عبارت «از آن جهت که انسان است» حیثیت اطلاقیه قضیه را بیان می کند؛وظیفه ای که حیثیت تعلیلیه در قضایا بر عهده دارد آن است که همواره واسطه در ثبوت حکم برای موضوع است، نه واسطه در عروض آن؛قیود و جهاتی که حقیقتاً در موضوعیت موضوع قضایا دخالت دارند، تا آنجا که بدون اعتبار آنها موضوع اصلا فاقد شخصیت و عنوان موضوعیت می باشد، حیثیت تقییدیه نام دارد
۱۳۹۲-۰۶-۱۴

واژه «حمل» و انواع حمل در فلسفه

‏حمل بتّی و حمل غیر بتّی،حمل بسیط و حمل مرکب،حمل ذاتی اولی،حمل شایع صناعی،حمل ماهوی،حمل مواطات و حمل اشتقاق
۱۳۹۲-۰۶-۱۲

واژه «حکمت الهی»

‏حکمت الهی علمی است که از احوال موجود از آن جهت که موجود است (یعنی موجود مطلق) بحث و گفتگو می کند. توضیح آنکه: یک موجود احکام گوناگونی دارد. پاره ای از این احکام به شکل و قالب خاصی که آن موجود به خود گرفته مربوط می شود، و بخش دیگر به شکل و قالب خاص آن موجود، مربوط نیست، بلکه در رابطه با اصل «موجودیت» آن است.
۱۳۹۲-۰۳-۲۸

واژه «حکم» در فلسفه

حکم یک فعل نفسانی است.یعنی کاری است که از نفس صادر می شود،واز این جهت مانند اراده وتصمیم و خشم وغضب است که همگی جزء افعال نفسانی است.‏بنابراین، حکم به طور عکس برداری مانند دیگر صور، ‏نزد ما نیامده است؛ بلکه یک فعل خارجی است که البته از سنخ علم و ادراک می باشد
۱۳۹۲-۰۳-۲۷

انواع «حرکت» در فلسفه

حرکت ارادی یا نفسانی،‏حرکت بالذات و حرکت بالعرض،‏حرکت توسطی،‏ حرکت جوهری،‏حرکت ذاتی و حرکت عارضی،حرکت طبیعی،حرکت قسری،حرکت قطعی...
۱۳۹۲-۰۳-۲۶

تعریف «حرکت »در فلسفه

سه تعریف ارائه شده است .تعریف اول :حرکت عبارت است از خروج تدریجی شیئ از قوه به فعل .تعریف دوم : حرکت عبارت است از تغیر تدریجی شیئ.تعریف سوم: حرکت، کمال اول است برای شیئ بالقوه، از آن جهت که بالقوه است. این تعریف از ارسطو نقل شده است.