حرف «ت»

۱۳۹۲-۰۳-۱۷

واژگان «تقدم و تاخر رتبی ،زمانی ،علّی، طبعی،ماهوی»

در تقدم و تاخر رتبی ،ملاک تقدم و تاخر عبارت است از :« نسبت قرب و نزدیکی به یک مبدا معین و محدود » این نوع از تقدم و تاخر در جایی تصویر می شود که چینش و ترتیب خاصی میان چند شیئ برقرار شود و آنگاه آن اشیاء با مبدا خاصی سنجیده و نسبت دوری و نزدیکی آنها به آن مبدا لحاظ شود ؛ پس آنچه به مبدا نزدیکتر باشد، متقدّم و سابق خواهد بود و آنچه از مبدا دورتر باشد ، متاخر و ‏لاحق خواهد بود
۱۳۹۲-۰۲-۱۹

واژگان«تقدم و تاخر به شرف» «‏تقدم و تاخر دهری»

تقدم و تاخر دهری عبارت است از تقدم علت تامه بر معلولش، و تأخر معلول از علت تامّه اش، اما نه از آن جهت که علت تامه به معلولش ‏وجوب و ضرور می دهد، آن گونه که در تقدم و تأخرعلّی ملاحظه شد، بلکه از آن ‏جهت که وجود علت منفک و جدا از وجود معلول است، و عدم معلول دو مرتبه وجود علت تقرر دارد.
۱۳۹۲-۰۲-۱۹

واژگان «تقابل تناقض» «تقدم و تاخر»

‏تقدم و تاخر به حقیقت و مجاز در جایی است که دو چیز در اتصاف به یک وصف مشترک باشند و آن وصف به هر دوی آنها اسناد داده شود، با این تفاوت که اتصاف یکی از آن دو بالذات و حقیقی است، اما اتصاف دیگری بالعرض و مجازی می باشد. مثلا هنگامی که آب در چوب یا ناودان جریان می یابد اگر بگوییم: آب چوب یا آب ناودان جاری می باشد، در اینجا اتصاف، حقیقی و بالذات است
۱۳۹۲-۰۲-۱۸

واژگان «تغیّر» «تقابل»

‏تعریف فنی و دقیق تقابل چنین است: «تقابل عبارت است از امتناع اجتماع دو شیئ در محل واحد و از جهت واحد و در زمان واحد ‏در این تعریف «امتناع اجتماع» به «دو شی ء»، به طور مطلق و بدون مقید کردن آن به یک حیثیت خاص نسبت داده شده تا نشان دهد که این امتناع ، بخاطر ذات آنها می باشد. یعنی تقابل در جایی است که دو شی ء با هم جمع نمی شوند و این جمع نشدن آنها مستند به شیئیت و ذات آنها می باشد، نه امور بیرون از ذات. بنابراین، غیریّت غیر ذاتی از تعریف فوق بیرون خواهد بود.
۱۳۹۲-۰۲-۱۱

واژگان «تعریف اسمی» «تعریف حقیقی» «تعریف لفظی»

تعریف حقیقی : عبارت است از یک رشته مفاهیم که موجب شناسایی چیزی می شوند. به عنوان مثال اگر کسی بداند که مثلث چیست؟ و به او گفته شود: مثلث عبارت است از شکلی که دارای سه ضلع و سه زاویه می باشد یک تعریف حقیقی خواهد بود.‏تعریف حقیقی از جنس و فصل و عرض خاصه تشکیل می شود
۱۳۹۲-۰۲-۱۰

واژگان «تضاد» «تضایف»

متضایفان دو امر وجودی هستند که تعقل هر یک از آنها بدون تعقل دیگری نا ممکن است . از اینجا دانسته می شود که متضایفان از اموری هستند که اگر چه در یک شیئ از جهت واحد جمع نمی شوند ، ولی بدون یکدیگر قابل تعقل و تصور نمی باشند ؛ مانند پدری و فرزندی ، علیّت و معلولیت ، برادری، بالایی و پایینی.