حرف الف

۱۳۹۲-۰۲-۰۷

واژگان «اولیّات» «ایجاب عدولی» «أین(=کجایی)»

اولیّات : قضایایی هستند که اگر حملیّه باشند، انسان با صرف تصور موضوع و محمول و نسبت حکمیّه ، به آن تصدیق می کند و آن را می پذیرد؛ مانند قضیه «کلّ از جزء بزرگتر است » و اگر شرطیّه باشد ، تصور مقدم و تالی و نسبت حکمیّه برای اذعان به آن کفایت می کند ، مانند قضیه :« عدد زوج است و یا فرد است »
۱۳۹۲-۰۲-۰۷

واژگان «اولویت» «اولویت ذاتی» «اولویت غیر کافی»

اولویت :نام نظریه ای است که در باب علیّت از سوی متکلّمان ارائه شده است .بنابراین نظریه، علت برای به وجود آوردن معلول ، لزومی ندارد وجود معلول را ضروری گرداند ، بلکه همین اندازه که طرف وجود را بر عدم رجحان دهد و ممکن را از حالت استوا نسبت به وجود و عدم خارج گرداند برای موجود شدن آن کفایت می کند.
۱۳۹۲-۰۲-۰۷

واژگان «امور عامه» «کنش و واکنش» «انتزاع» «انقلاب در ماهیت»

انتزاع در فلسفه معمولا به یک عمل خاص ذهنی گفته می شود، بدین شرح که ذهن پس از آنکه چند چیز مشابه را درک کرد، آنها را با یکدیگر مقایسه می کند، و صفات مختص هر یک را از صفت مشترک آنها تمیز می دهد و از آن صفت مشترک یک مفهوم کلی می سازد که بر همه افراد کثیر صدق می کند . در این هنگام گفته می شود این مفهوم کلی از این افراد انتزاع شده است
۱۳۹۲-۰۲-۰۱

واژگان «امکان اخص» «امکان استعدادی» «امکان استقبالی»

امکان اخص بیانگر آن است که محمول نه برای ذات موضوع ضرورت دارد و نه آنکه موضوع مقید به وصف و یا وقتی شده است که به لحاظ آن وصف یا وقت، محمول برایش ضروری باشد. مانند قضیه «انسان ممکن است نویسنده باشد» بنابراین ، امکان اخص هم ضرورت ذاتیه را نفی می کند و هم ضرورت وصفیه و وقتیه را ؛ امکان استعدادی ذاتاً همان استعداد است و مغایرت اش با آن اعتباری است . یعنی یک حقیقت است که به اعتبار اضافه اش به مستعد، استعداد نامیده می شود و به اعتبار اضافه اش به مستعدٌلَه ، امکان استعدادی نامیده می شود.
۱۳۹۲-۰۱-۲۹

واژگان «امتناع بالذات» «امتناع بالغیر» «امتناع بالقیاس»

امتناع بالغیر در جایی است که ذات شیئ فی نفسه ممکن است ، اما عامل بیرونی وجود اش را محال ساخته است .اگر یک چیز با چیز دیگر قابل اجتماع نباشد، نسبت به آن امتناع بالقیاس دارد. هر گاه میان وجود دو چیز رابطه وجوب بالقیاس برقرار باشد، میان وجود هر یک و عدم دیگری رابطه امتناع بالقیاس برقرار خواهد بود.
۱۳۹۲-۰۱-۲۸

واژگان «اعتباریت ماهیات» «اعراض ذاتیه و غریبه»

ما هر گاه ماهیتی مانند انسان را در ذهن خود تصور کنیم ، و آن را با توجه به عوارضی که می تواند به آن ملحق شود – مانند رنگ، وزن، نسبت مکانی، نسبت زمانی، علم، شجاعت و.... – ملاحظه می کنیم، نحوه لحاظ و اعتبار ما نسبت به ماهیت انسان بر سه گونه می تواند باشد: