اندیشه های محمود شبستری

۱۳۹۵-۰۱-۰۱
Dr Dinani maarefat 12

برنامه معرفت بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۴

برآور پنبهٔ پندارت از گوش / ندای «واحد القهار» بنیوش / ندا می‌آید از حق بر دوامت / چرا گشتی تو موقوف قیامت / درآ در وادی ایمن که ناگاه / درختی گویدت «انی انا الله» / روا باشد انا الحق از درختی / چرا نبود روا از نیک‌بختی / هر آن کس را که اندر دل شکی نیست / یقین داند که هستی جز یکی نیست
۱۳۹۴-۱۲-۲۱
Dr Dinani maarefat 13

برنامه معرفت بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴

بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است / که اصل مرکز دور محیط است / از او شد خط دور هر دو عالم / وز او شد خط نفس و قلب آدم / از آن حال دل پرخون تباه است / که عکس نقطهٔ خال سیاه است / ز خالش حال دل جز خون شدن نیست / کز آن منزل ره بیرون شدن نیست / به وحدت در نباشد هیچ کثرت / دو نقطه نبود اندر اصل وحدت / ندانم خال او عکس دل ماست / و یا دل عکس خال روی زیباست
۱۳۹۴-۱۱-۳۰
Dr Dinani maarefat 10

برنامه معرفت سی ام بهمن ۱۳۹۴

کتاب حق بخوان از نفس و آفاق/ مزین شو به اصل جمله اخلاق/ اصول خلق نیک آمد عدالت / پس از وی حکمت وعفت شجاعت / حکیمی راست گفتار است و کردار / کسی کو متصف گردد بدین چار - آفاق، سیر بیرونی است و أنفُس سیر درونی است. هر کسی دوستدار حق است و حق را می خواهد. اساسا حق، مطلوب بالذات است نه بالعرض
۱۳۹۴-۱۱-۲۳
Dr Dinani maarefat 3

برنامه معرفت بیست و سوم بهمن ۱۳۹۴

شنیدم من که اندر ماه نیسان / صدف بالا رود از قعر عمان / ز شیب قعر بحر آید برافراز / به روی بحر بنشیند دهن باز / بخاری مرتفع گردد ز دریا / فرو بارد به امر حق تعالی / چکد اندر دهانش قطره‌ای چند / شود بسته دهان او به صد بند / رود با قعر دریا با دلی پر / شود آن قطرهٔ باران یکی در
۱۳۹۴-۱۱-۱۹
Dr Dinani maarefat 10

برنامه معرفت شانزدهم بهمن ۱۳۹۴

فیلسوف هم به آغاز می‌اندیشد و هم به انتها می‌اندیشد؛ منتهی در تفسیر شروع و پایان، اختلاف است. حتی علم به آغاز می‌اندیشد؛ انفجار بزرگ. منتهی در تفسیرها اختلاف است. انسان الهی و خداپرست آغازش خداوند است. انسان با روح قدسی به فرا زمان می‌رود. انسان دو جنبه دارد؛ مادی و معنوی، روحی و عنصری. انسان چون دو جنبه دارد می‌تواند از این عالم به عالم دیگر برود. در واقع از آن عالم آمده است، هبوط کرده است. هبوط یعنی چه؟ یعنی افتادن، پایین آمدن، سقوط کردن، فرو افتادن و از بالا به پایین آمدن؛ این بالا کجا بوده است
۱۳۹۴-۱۱-۰۹
Dr Dinani maarefat 11

برنامه معرفت نهم بهمن ۱۳۹۴

تنها جایی که انسان، به نارسایی سخن و ناتوانی بیان واقف می شود موقعی است که می خواهد سپاسگذاری کند و شکر منعِم به جا بیاورد. زبان، هیچ جا احساس ضعف ندارد و هر چیزی را و حتی عالم را، بیان می کند. هنگامی که من می خواهم شکر بجا بیاورم، از کسی شکر می کنم که نعمت ها را من داده است و صاحب نعمت است. همه عالم، نعمت است برای انسان؛ خود هستی انسان هم یک نعمت است و برای هستی خودم شکر بجا می آورم از صاحب نعمت. برای خود این سخن «که من می خواهم برای نعمت شکر بکنم» چگونه می توانم شکر کنم؟ خود توان شکر کردن، یک نعمت است. بر توان شکر کردن، اگر شکر بجا بیاورم، خود یک شُکر دیگر است.