اندیشه های فیض کاشانی

۱۳۹۴-۱۲-۱۶
Dr Dinani maarefat 3

برنامه معرفت چهاردهم اسفند ۱۳۹۴

از جهل مطلق هرگز علم بیرون نمی آید. آگاهی نابود نمی‌شود و اگر تمام نیروهای عالم هستی با هم اتحاد کنند، نمی‌توانند آگاهی را نابود کنند. آگاهی برتر، آگاهی کمتر را نابود نمی‌کند. آنچه نابود می‌شود، غیرآگاهی است. نابودی را چه کسی می‌فهمد؟ آگاهی می‌فهمد. ما برای اینکه ناآگاهی را بفهمیم، نیازمند آگاهی هستیم. آگاهی است که ناآگاهی را می‌فهمد. برای اینکه میزان ناآگاهی را بفهمیم، به آگاهی نیازمندیم. طلب و همت چیست؟ طلب خواستن و شوق است. همت چیست؟ انسانی همت دارد که تمام نیروهای درونی و برونی بدن او جمع شده باشد.
۱۳۹۴-۰۱-۲۱
Dr Ebrahimi Dinani marefat (4)

برنامه معرفت ۲۱ فروردین ۱۳۹۴

گذشت موسم غم فصل وصل یار رسید/نوای دلکش بلبل به نوبهار رسید/سحاب خرمی آبی بر وی کار آورد/نوید عیش بفریاد روزگار رسید/شگفته شد گل سوری فلک بهوش آمد/بیار می بملک مستی هزار رسید/صبا پیام وصالی ز کوی یار آورد/شفا بخسته قراری به بی‌قرار رسید/قرار گیر دلا مایهٔ قرار آمدکنار باز کن ای جان که آن نگار رسید
۱۳۹۳-۱۲-۲۹
Dr Ebrahimi Dinani marefat (3)

برنامه معرفت ۲۹ اسفند ۱۳۹۳

بوی رحمان از یمن آمد دل و جان تازه شد/دل چه و جان چه جهان از بوی رحمان تازه شد/آن شراب کهنه چون بر سر دوید از لطف آن/هم دماغ و هم دل و هم عقل و هم جان تازه شد/نفخهٔ بگذشت زان بو بر زمین و آسمان/هم زمین و هم زمان هم چرخ گردان تازه شد/زان نسیمی در چمن شد سرو از رفتار ماند/گل تجلی کرد و بانگ عندلیبان تازه شد
۱۳۹۳-۱۲-۲۲
Davani

برنامه معرفت ۲۲ اسفند ۱۳۹۳

نوروز یعنی روز نو؛ آیا فقط نوروز، روزِ نو است یا هر روز نو است؟ چون نیک بنگری، هر روز نو است. در تاریخ بشر از ازل تا ابد آیا روزی هست که همه چیز آن مثل روز دیگری باشد؟ تکرار در آفرینش نیست. در لحظه های زمان، تکرار نیست. زمان، لحظه به لحظه می گذرد و هر لحظه نو است. و چه جمله خوبی است دعای نوروز که «یا مقلّب القلوب و الابصار و....» شب و روز دائما در حال تغییر است. حال آدمی نیز متحول است. حول (به معنی سال) هم در تغییر است و اصلا تحول یعنی از حالی به حالی شدن. حالا کلمه قلب در (یا مقلّب القلوب) یعنی چی؟ کلمه قلب، عربی است و ترجمه آن به فارسی همان «دل» است.
۱۳۹۳-۱۲-۱۵
Dr Dinani maarefat 3

برنامه معرفت پانزدهم اسفند ۱۳۹۳

در دل شب خبر از عالم جانم کردند / خبری آمد و از بی‌خبرانم کردند / گوش دادند و در آن گوش سروش افکندند / دیده دادند و سر دیده روانم کردند / آشنائی بتماشا گه رازم دادند / آنگه از دیده بیگانه نهانم کردند / مستیم را بنقات حمشی پوشیدند / زین سراپرده چو خورشید عیانم کردند / بنمودند جمالی ز پس پرده غیب / در کمالش به تحیر نگرانم کردند
۱۳۹۳-۱۲-۰۸
dr-dinani-16bahman

برنامه معرفت هشتم اسفند ۱۳۹۳

ارواح به حسب فطرت، قابل توحید و طالب راه راست بودند. چنانچه که در اول محتجب به حُجُب نگشته بودند. چون خطاب رسید که {ألستُ بربِّکُم} جواب آمد از سر صفای اصلی {قالوا بلی} و این خود مختص به بعضی دون بعضی نبود به دلیل حدیث (کلّ مولودٍ یولد علی فطرته) هر مولودی براساس فطرت پاک الهی به دنیا می آید. پس ضلالی که ایشان را بود عارض استعداد تعینی ایشان گشته بود نه عارض استعداد ذاتی اصلی حقانی. وچون غواشی طبیعت آن را فرو گرفت و حُجُب ظلمانی که مناسب استعداد تعینی بود او را محتجب گردانید ضلال عارض ارواح گشت