فلسفه و حکمت

۱۳۹۵-۰۹-۱۲

برنامه معرفت دوازدهم آذرماه ۱۳۹۵

باش با لطف و قهر او صابر/ دار یکرنگ باطن و ظاهر/ فکر را مقیم ذکرت کن/ ذکر را رفیق فکرت کن/ ربنا میزنی بدین معروف / راز خلقت شود تو را مکشوف/ این ره عقل اولوالالباب است/ دل هر ذره مدخل باب است
۱۳۹۵-۰۹-۰۵

برنامه معرفت پنجم آذر ۱۳۹۵

چون بگفتی ثنای حق اوّل/ پس بگو نعت احمدِ مرسل/ چون ز توحید گفته شد طرفی/ گفت خواهم ز انبیا شرفی/ خاصه نعت رسولِ بازپسین/ آن ز پیغمبران بهین و گزین/ انبیا راستانِ دین بودند/ خلق را راه راست بنمودند/ چون به غرب فنا فرو رفتند/ باز خود کامگان برآشفتند
۱۳۹۵-۰۸-۲۸

برنامه معرفت بیست و هشتم آبان ۱۳۹۵

عاشقی را یکی فسرده بدید / که همی مُرد و خوش همی خندید / گفت کاخر بوقت جان دادن / خندت از چیست و این خوش استادن / گفت خوبان چو پرده برگیرند / عاشقان پیششان چنین میرند / عشق را رهنمای و ره نبود / در طریقت سر و کُله نبود / عشق و معشوق اختیاری نیست /عشق زانسان که تو شماری نیست
۱۳۹۵-۰۸-۲۰

آیا یک فرد می تواند به همه حقیقت دست یابد؟

همان گونه که هنر مطلق در آثار هنرمندان به حسب استعداد و آمادگی آنها به ظهور می رسد، آگاهی مطلق نیز در هر یک از اشخاص آگاه به اندازه ظرفیت و شرایط وجودی او ظاهر و جلوه گر می گردد. ممکن است کسی از آگاهی مطلق سخن بگوید، ولی کسی که از آگاهی مطلق سخن می گوید، خودش، مطلق آگاهی نیست. سخن گفتن از «مطلق» غیر از مطلق بودن سخن است. درباره مطلق به آسانی سخن گفته می شود ولی به تصاحب در نمی آید و در حیطه ذهن، محدود و محبوس نمی شود.
۱۳۹۵-۰۸-۱۷

میانه روی در نظر دقیق فلسفی

وجود زمان به حکم اینکه اول و آخر نیست، همواره متوسط است و اگر زمان همیشه یک امر میانی به شمار می آید، همه اموری که در زمان تحقق پیدا می کنند نیز میانی و متوسط شناخته می شوند. چگونه می توان به چیزی در جهان دست یافت که آن متوسط و میانی نبوده باشد؟ البته آنچه متوسط شناخته می شود، همواره به اول و آخر وابسته است و بدون اول و آخر هرگز نمی توان از یک امر متوسط سخن به میان آورد.
۱۳۹۵-۰۸-۱۴

برنامه معرفت چهاردهم آبان ۱۳۹۵

سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه| در دهان هر زبان که گردانست / از ثنای تو اندرو جانست / نامهای بزرگ محترمت / رهبر جود و نعمت و کرمت / هریک افزون ز عرش و فرش و ملک / کان هزار و یکست و صد کم یک / هریکی زان به حاجتی منسوب / لیک نامحرمان از آن محجوب / یارب از فضل و رحمت این دل و جان / محرم دید نام خود گردان
۱۳۹۵-۰۸-۰۹

رابطه خالق و مخلوق

خلق بدان معنی نیست که خدا آفرید و رها کرد؛ رها کردن در کار خدا نیست. اصلا قطع ارتباط در کار خدا نیست. «قطع ارتباط خدا» بسیار سخن کفرآمیزی است نه تنها به دلیل اینکه محبت خدا کم می شود بلکه اشکال عقلی دارد؛ قطع ارتباط خدا، اشکال عقلی اش این است که به مجرد گفتن «قطع» هم خدا محدود می شود و هم مخلوق؛ یعنی فاصله. در غیر متناهی فاصله وجود ندارد. حق تبارک و تعالی غیرمتناهی است. غیر متناهی یعنی بی پایان است.
۱۳۹۵-۰۸-۰۸

برنامه معرفت هفتم آبان ۱۳۹۵

ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی یا حکیم سنایی (۴۷۳-۵۴۵ قمری)، از بزرگ‌ترین شاعران قصیده گو و مثنوی سرای زبان پارسی است، که در سدهٔ ششم هجری می‌زیسته است. برخی از آثار او:حدیقهالحقیقه، طریق‌التحقیق، سیرالعباد الی المعاد، کارنامهٔ بلخ و...
۱۳۹۵-۰۸-۰۵

حواس انسان، دریچه ای به زیبایی ها

دیده را فایده آن است که دلبر بیند / ور نبیند چه بود فایده بینایی را | اگر انسان، دلبر را نبیند با چشم چه می خواهد ببیند؛ اگر بینایی چیزهایی را بخواهد ببیند که زیبایی ندارد بلکه تنفر آور است، چه سودی دارد؟ سود بینایی در این است که چیزهایی را ببیند که دلت را می برد. بینایی دریچه ای است که دلبری را برای شما بگشاید. دلبرها دل ببرند. دل، دریچه ای است که باب دلبری را می گشاید و اگر این دیده نبود، دلبری هم نبود.
۱۳۹۵-۰۷-۳۰

برنامه معرفت سی ام مهرماه ۱۳۹۵

با فرا رسیدن مرگ، انسان به آنچه «من» خود خوانده می شود و چهره واقعی او به شمار می آید بیشتر آگاهی پیدا می کند. زیرا انسان در این جهان، آنچنان به امور زندگی اشتغال دارد که از خود غافل می شود و به چهره واقعی خو نمی نگرد. اشتغال بیش اندازه انسان به امور این جهان، نوعی غفلت به شمار می آید. پسندیده نیست که پرسش از زندگی بدون پرسش از ارزش زندگی باشد، هرکجا سخن از زندگی است، سخن از ارزش زندگی نیز به میان می آید. ارزش، به اموری گفته می شود که آثار بقا و جاودانگی را با خود حمل می کند و عقل نیز به این ارزش گذاری حکم می نماید.
۱۳۹۵-۰۷-۲۴

برنامه معرفت بیست و سوم مهرماه ۱۳۹۵

هر مرگ و زندگی به جاودانگی منجر نمی شود؛ آن مرگ و زندگی که به کوی دوست سیر می کند، جاودانه است | مرگ را دانم ولی تا کوی دوست/ راه اگر نزدیک تر داری بگو | یا در جای دیگری مولوی گفته است: مرگ اگر مرد است گو نزد من آی / تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ/ من از او عمری ستانم جاودان / او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ / اندیشه در برابر زندگی می ایستد و آن را تفسیر می کند اگر سیر زندگی به سوی جاودانگی نباشد، اعتراض خواهد کرد
۱۳۹۵-۰۷-۱۷

حقیقت طلبی یا آرامش طلبی؟

انسان‌های عاقل و عمیق حقیقت را ترجیح می‌دهند ما الان هم می‌بینیم که برخی انسان‌ها آرامششان را فدای رسیدن به حقیقت می‌کنند اگر از اولیا شروع کنیم که مسلم است حضرت امام حسین(ع) به دنبال حقیقت بود یا آرامش؟ او به دنبال حقیقت بود و خود و خانواده و اهل بیت را فدای حقیقت کرد قبل و بعد از امام حسین(ع) خیلی افراد عاقل دیگری بودند که آرامششان را برای رسیدن به حقیقت از دست دادند.