آنچه آغاز ندارد پایان ندارد

۲۹mordad
برنامه معرفت ششم بهمن ۱۳۹۱
۱۳۹۱-۱۱-۰۶
قاعده ۱۵: اجتماعُ المثلین محالٌ
۱۳۹۱-۱۱-۱۰
نمایش همه

آنچه آغاز ندارد پایان ندارد

home_school_slide_1_bg

آنچه دارای آغازی نیست، انجامی نیز نخواهد داشت یا به تعبیر بهتر در مصراع لطیف و معروف فارسی «آنچه آغاز ندارد نپذیرد انجام»

این قاعده را ابن رشد اندلسی در کتاب تهافت التهافت که در رد کتاب «تهافت الفلاسفه غزالی» نوشته شده است، ضمن مباحث حدوث و قدم عالم، مطرح و از آن به صورت گوناگونی تعبیر کرده است . او در این کتاب می گوید :ما له مبدا فله نهایهٌ که عکس آن نیز صادق است و در همانجا می گوید : ما لیس له نهایه فلیس له مبداٌ سپس می گوید مسئله اول وآخر نیز همانند مسئله مبدا و منتها است؛ یعنی «ماله اول، فله آخر؛ و ما لا اول له لا آخر له» تعبیر سوم از قاعده را به این صورت آورده است: ما لا یبتدئ فلاینقضی لأنّ کل ما انقضی فقد ابتدأ

سپس ابن رشد از این قاعده نتیجه می گیرد که اگر کسی حرکات دوری افلاک را در آینده بی نهایت بداند، ناچار باید برای افلاک مبدئی قائل نباشد. زیرا چیزی که پایان ندارد آغاز هم نخواهد داشت. ابن رشد برای اثبات مفاد قاعده به برهان تضایف تمسک نموده است؛ زیرا مبدا و منتها، یا اول وآخر، همواره نسبت به یکدیگر متضایف اند و دو امر متضایف در وجود و عدم و قوه و فعل همیشه متکافیء و متساوی خواهند بود. او در این باره می گوید: وذلک أیضا بیّن فی کَونِ المبدأ و النهایه من المضاف.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *