فکر فلسفی در تطور تاریخی

benefit
شطحیات عرفا منافی عقل نیست
۱۳۹۵-۰۷-۱۱
۲۹mordad
برنامه معرفت شانزدهم مهر ۱۳۹۵
۱۳۹۵-۰۷-۱۶
نمایش همه

فکر فلسفی در تطور تاریخی

philosophy

کسانی که می دانند جریان تاریخ و حوادث آن بر اساس اندیشه شکل میپذیرد چگونه می توانند از اهمیت فکر و فلسفه غافل بمانند. حوادث تاریخ و رخدادهای زمانه تنها در فتوحات و پیروزی های اهل قدرت خلاصه نمی شود. صلح و جنگ، پیروزی و شکست و آنچه به زندگی انسان مربوط می گردد نمونه هایی است که به امواج خروشان اقیانوس اندیشه اتصال دارد. کسانی که در تاریخ به سراغ افراد می روند و زندگینامه های شخصی را مورد بررسی قرار می دهند به این نکته توجه ندارند که تاریخ حاصل جمع این امور نیست. اگر طبیعت کتابی است که با دست پروردگار نوشته می شود کتاب تاریخ نیز لوحی است که با نقش اندیشه و قلم اعلای عقل و تفکر رقم میخورد؛ آنجا که نقش اندیشه برجسته می شود و عقل و تفکر اساس حوادث تاریخ به شمار می آید فاصله میان فلسفه تاریخ و تاریخ فلسفه نیز سست و کمرنگ می گردد. باید به این نکته نیز توجه داشت که نسبت تاریخ فلسفه با فیلسوف غیر از نسبتی است که میان تاریخ علم و شخص عالم برقرار میگردد. دلیل این مدعا آن است که تاریخ فلسفه در هر مرحله از ادوار و اعصار به هیچ وجه خود را بر فیلسوف آن عصر تحمیل نمیکند در حالیکه تاریخ علم به گونه ای است که در هر مرحله از مراحل رشد و تکاملش عالم را به حال خود وا نمیگذارد و او را به قبول آن مرحله ملزم می سازد. به عبارت دیگر میتوان گفت یک فیزیک دان بزرگ تنها هنگامی میتواند در زمره علمای علم فیزیک قرار گیرد که با آخرین نظریات فیزیکی در عصر خود آشنا باشد ولی یک فیلسوف بزرگ به هیچ وجه مجبور نیست آخرین نحله های فلسفی عصر خود را بپذیرد و با آنها سازگار گردد.

هیچ دلیلی وجود ندارد که گفته شود نظریه فلسفی لذت مثلا در نظر فلاسفه قرن بیستم میلادی کاملتر از نظریه لذت در نظر فیلسوفانی مانند محمد بن زکریای رازی یا اپیکور یا افلاطون است. این سخن در مورد آنچه فلاسفه امروز در باب وجود می گویند نیز صادق است یعنی هرگز نمی توان ادعا کرد آنچه فیلسوفان وجودی قرن بیستم در باب وجود می گویند کاملتر است از آنچه ابن سینا و ارسطو در این باب ابراز داشته اند. به این ترتیب فکر فلسفی در تطور تاریخی خود ضمن اینکه نسبت به برخی امور ژرف تر و کاملتر می گردد در برخی موارد ژرفتر نیست و نمیتوان آن را نسبت به مراحل تاریخی گذشته اش کاملتر به شمار آورد. دلیل این امر آن است که فیلسوف در عین اینکه پیوسته به آینده مینگرد به گذشته نیز عنایت دارد یعنی فکر فلسفی با عروج و رجعت همراه است و با نگاه عمیق به گذشته همواره قدم به پیش می گذارد. کسانی بر این عقیده اند که گذشته سپری نشده است زیرا به وسیله هویتی که در گذشته ریشه دارد آینده را می توان تضمین نمود. با توجه به آنچه تاکنون در اینجا ذکر شد اهمیت ماجرای فکر فلسفی بیش از پیش آشکار میگردد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *