متن و فیلم سخنرانی دکتر دینانی در نشست ابن سینا پژوهی

واژگان «جسم» و «جسم تعلیمی »
۱۳۹۲-۰۳-۱۹
واژگان «جعل بسیط و مرکب » «جنس قریب و سافل»
۱۳۹۲-۰۳-۲۳
نمایش همه

متن و فیلم سخنرانی دکتر دینانی در نشست ابن سینا پژوهی

benefit

روز دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲، نشست ابن سینا پژوهی با محوریت نقد دو کتاب تازه منتشر شده «سخن ابن سینا و بیان بهمنیار» تالیف دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی و تصحیح کتاب «التعلیقات» ابن سینا توسط دکتر موسویان در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزارشد. در ابتدا آقایان حجت‌الاسلام دکتر عبدالحسین خسروپناه، فاطمه فنا، دکتر حسین معصومی همدانی، دکتر نجفقلی حبیبی، دکتر سید حسین موسویان، دکتر سید محمود یوسف‌ ثانی، دکتر مقصود محمدی به نقد و بررسی این دو کتاب پرداختند و در انتها مولفین محترم سخنرانی داشتند.

مهمترین محورهای سخنان دکتر ابراهیمی دینانی به شرح ذیل است :

  • فلسفه در جهان اسلام ، یک ماجرای غم انگیزی دارد. فلسفه در جهان اسلام، در دادگاه شریعت محکوم بوده است در مسیحیت شاید عکس باشد و دین در دادگاه فلسفه محاکمه میشد.
  • ابن سینا، توسط امام محمد غزالی در ۳ مساله حکم کفرش صادر شد. (معاد جسمانی (شیخ الرئیس قبول ندارد )- علم خداوند به جزئیات-حدوث عالم ، شیخ الرئیس حدوث عالم را زمانی نمی داند )
  • رگه فکر فلسفی ابن سینایی در تمام علوم اسلامی از صرف و نحو تا اصول فقه و …… وجود دارد.
  • اگر ابن سینا نبود در فرهنگ اسلامی ، فقط فرهنگ عربستان سعودی بود فلم یبقَ الّا بن لادن و ملا عٌمِر .!
  • هیچ کتابی نمی نویسیم که کتاب نوشته باشم . یک دغدغه ای دارم که به خاطر اون میرم سراغ آن.
  • ابن سینا ۵۸ سال بیشتر در این عالم عمر نکرده است . این هم تمام روزها گرفتار شمس الدوله و عین الدوله و …. اینها بوده ! و دست از سرش بر نمی داشتند . حالا این هم نه به خاطر حکمت اش . به خاطر طب اش
  • من در تمام عمرم صدرایی ام و صدرایی هم میمیرم و ارادت عجیب و غریب به ملاصدرا دارم اما ملاصدرا یک نسبت هایی به ابن سینا می دهد که ناروا و ظلم است.

فایل صوتی و تصویری در انتهای همین صفحه قابل دانلود است 

متن سخنرانی دکتر دینانی

حقیقتش این است که فلسفه در جهان اسلام ، یک ماجرای غم انگیزی دارد. به همین جهت است که بعد از گذشتن وفات ابن سینا ،بعضی از کتاب هایش را که آقای دکتر یوسف ثانی در سخنرانی شان اشاره کردند را خود بنده هم نشنیده بودم . بعضی کتاب های ابن سینا اصلا چاپ نشده و بعضی دیگر چاپ های غلط دار است و آنهایی هم که قبلا چاپ شده ، خوانده نشده است. ولی معجزه ابن سینا این است، با اینکه کتاب هایش در طول دو هزار سال گذشته کم خوانده شده البته غیر از دو کتابی که بین اهل فلسفه شایع بوده (مثل شفاء) کتاب های رایجی بوده و همیشه می خوانده اند.

اما خوب فلسفه در جهان اسلام، در دادگاه شریعت محکوم بوده است. در مسیحیت شاید عکس باشد و دین در دادگاه فلسفه محاکمه میشد. غلبه هم اکثرا با اهل شریعت بوده و در واقع فلسفه یک چیز جنبی و یا یک قدری اغراق آمیز بگم که قاچاقی بوده است. یک عده ای که اهل فلسفه بودند اونها میرفتند و کار خودشان را میکردند. این است که غالب فلاسفه معروف در جهان اسلام یا تبعید شدند یا اعدام شدند یا گرسنه ماندند. خود ملاصدرا ملا بوده و وضع مالی اش خیلی خوب بوده و اگر وضع مالی پدرش خوب نبود، گرسنه میمرد خود شخص ابن سینا هم تکفیر شده است. تکفیر، یک امر شوخی نیست اگر یک کسی تکفیر بشود از طرف منابع دینی او باید اعدام بشود. حجت الاسلام غزالی در سه مساله، حکم کفر ابن سینا را صادر کرد در ۱۷ مساله تکفیر اش کرده است. در ۳ مساله هم حکم کفر صادر کرده است. ۲۰ مساله دارد در همین کتاب تهافت الفلاسفه ۲۰ مساله دارد. آن سه مساله چیست؟

  • معاد جسمانی (شیخ الرئیس قبول ندارد )
  • علم خداوند به جزئیات
  • حدوث عالم (شیخ الرئیس حدوث عالم را زمانی نمی داند )

من اینها را از این جهت میگم که کار فلسفه سخت است و معجزه ابن سینا این بوده است با اینکه فلسفه محجور بوده، اثر افکار فلسفی ابن سینا در تمام علوم اسلامی منعکس است از صرف و نحو گرفته که ایرانی ها برای اعراب صرف و نحو نوشتند و گرنه اونها صرف و نحو نداشتند. علم اصول که مقدمه منطق فقه است، پر از فلسفه ابن سینایی است که الان وقت نیست نشان بدهم که کجاها اصولیین از فلسفه ابن سینا استفاده کرده اند. تا بیایی علم بلاغت، فلسفه و… در همه اینها رگه فکر فلسفی ابن سینایی وجود دارد. در علم نحو، ابن مالک شعری دارد که می گوید:

إن عاملان اقتضیا فی اسمٍ عَمَل       قبلٌ فللواحد منه العمل

دو عامل بر معمول واحد نمی توانند عمل کنند. چرا؟ برای اینکه دو علت بر معلول واحده محال است. این فلسفه است اما دستور زبان است. حالا اگر من الان یادم بود و وقت بود نمونه های خیلی زیادی نشان می دادم. خوشبختانه ابن سینا آثارش در همه علوم اسلامی هست و من یک وقتی گفتم، البته مقداری مبالغه آمیز است. اسلام را کار نداریم، اسلام آسمانی و متعالی است. فرهنگ مدون اسلامی را میگم اگر ابن سینا نبود در فرهنگ اسلامی، فقط فرهنگ عربستان سعودی بود فلم یبقَ الّا بن لادن و ملا عٌمَر .! این یک واقعیت است. ابن سینا فهم اسلام را احیا کرده است. فهم اسلام را عقلانی کرده است و خوب این کار ایرانی ها بوده حالا من نمیخوام جنبه ناسیونالیستی به حرف هایم بدهم اما ابن سینا کار عظیمی کرده. ابن سینا در طول این دوهزار سال به همین دو کتاب شفا و اشارات بیشتر مشهور بوده است. و گاهی هم به او ظلم شده است حتی از جانب کسی مثل ملاصدرا. من در تمام عمرم صدرایی ام و صدرایی هم میمیرم و ارادت عجیب و غریب به ملاصدرا دارم نمیخوام ازش انتقاد کنم. گاهی یا در اثر عدم توجه بوده ندیده بوده، نخوانده بوده، یا کتاب به دستش نرسیده بوده؛ یک نسبت هایی به ابن سینا می دهد که ناروا و ظلم است. خود ملاصدرا که بسیاری از افکار اش را از ابن سینا گرفته است

فیلسوف دیگری که در جهان خیلی شهرت دارد و گرچه در بین ما ایرانی ها زیاد شهرت ندارد ابن رشد است که در جهان غرب فوق العاده مشهور است. ابن رشد، یک فیلسوف مهم است. یک وقت من رفتم سراغ ابن رشد. البته هیچ کتابی نمی نویسیم که کتاب نوشته باشم. یک دغدغه ای دارم که به خاطر اون میرم سراغ آن. یک جاهایی ابن رشد، به ابن سینا توهین می کند. یک جایی می گوید که ابن سینا اصلا فیلسوف نبوده است. یک متکلّم اشعری بوده و از این و اون چند کلمه می نوشته ! خیلی به من برخورد ! رفتم ببینم که حرف حساب ابن رشد واقعاً چیه. البته در ابتدا فکر میکردم که با یک حمله ابن رشد را از میدان به در می کنم. رفتم با ابن رشد کشتی بگیرم. بعد که کتاب هایش را خواندم فهمیدم که با یک غول بی شاخ و دم روبرو هستم. ابن رشد هم کم آدمی نیست.

الحق و الانصاف کم آدمی نیست .اما یک جاهایی بی انصافی کرده یا ندیده بوده کتاب های ابن سینا را ، یک نسبت هایی را به ابن سینا می دهد که نارواست. به همین دلیل بعد از ابن رشد رفتم سراغ ابن سینا . کتاب « درخشش ابن رشد در حکمت مشّاء» را نوشته بودم و بعد رفتم سراغ ابن سینا .دیدم کتاب شفا و اشارات را که به صورت درسی خواندیم و هست . البته خیلی کتاب های مهمی هستند .همچنین اشارات هم خیلی کتاب مهمی است که ابن سینا در زندان نوشته است . ابن سینا ۵۸ سال بیشتر در این عالم عمر نکرده است . این هم تمام روزها گرفتار شمس الدوله و عین الدوله و …. اینها بوده ! و دست از سرش بر نمی داشتند . حالا این هم نه به خاطر حکمت اش . به خاطر طب اش .چون طبیب بوده و قولنج فلان شمس الدوله و عین الدوله را معالجه میکرده . دعوا بوده سر ابن سینا که در دربار من باشد . ابن سینا در روز وقت نداشته و مدتی متواری بوده . فقط شبها می نشسته و این هم که عمرش کم شده به خاطر همین است .

می نشسته با چند تا از شاگرد های خوب مثل: جوزجانی، بهمنیار. اینها عجب شاگردانی بودند! تا صبح با اینها حرف میزده و فلسفه می گفته و اینها می نوشتند. بعد من به این کتاب تعلیقات که مراجعه کردم دیدم که مطالبی در این کتاب هست که اصلا ابن سینا را یک جور دیگه ای نشان می دهد . غیر از ابن سینایی است که حتی ملاصدرا ازش صحبت می کند .اصلا ملاصدرا با صراحت تمام میگه که ابن سینا علم حق تعالی را صور مرتسمه می داند! این معقول نیست و مشکلات عقلانی دارد ، مرتسمه دانستن علم خداوند .در همین کتاب و کتاب های دیگر اصلا ابن سینا آن ابن سینای صور مرتسمه نیست. یک چیز دیگه است .پیداست که ملاصدرا ندیده بوده. البته همان طور که دوستان اشاره کردند ، کتاب التعلیقات و کتاب المباحثات و کتاب التحصیل و حرفهای خود بهمنیار، مورد توجه بنده قرار گرفت و گفتگو کردم. طبیعت من هم این است که با فیلسوف گفتگو می کنم . البته کتابها خیلی منقّه نیست ولی خوب یک جاهایی خودم به صورت قیاسی تصحیح می کردم. خلاصه مواجه به این چند کتاب بوده است و چهره ابن سینا در این دو سه کتاب ، عوض می شود. غیر از چهره ابن سینای قبل از این چند کتاب است و حاصل اش هم کتابی است که ملاحظه می فرمایید. و در جایی از کتاب گفته ام که وقتی بهمنیار یک حرفی درباره ابن سینا میزند واقعاً اینها چه شاگردانی بودند ! شاگرد هم شاگرد خوب اش خوبه !

یک جمله ای دارد که ابن سینا، مردی است که در تاریخ مثل اش نیست و یک شبه معجزه می داند. یک چیزی است که این آدم عادی نیست و اینها خوب حرفهای استاد را می گرفتند. خیلی از حرفهای ابن سینا را ما باید از زبان بهمنیار باید بشنویم. بهمنیار ، بیان می کند اما حرف استاد است. وقت داشته و قشنگ بیان می کند. ما اگر بهمنیار را نخوانیم خیلی از حرفهای ابن سینا را نمی فهمیم این است که اسم این کتاب هم هست «سخن ابن سینا و بیان بهمنیار» یعنی یک مطلب است. بهمنیار از خودش نگفته، سخن استاد است و حاصل این تلاش ما بعد از کتاب ابن رشد. البته اونجا هم آخر کار با ابن رشد رفیق شدم . می خواستم خیلی با ابن رشد دق دل در بیاورم که چرا به ابن سینا توهین کرده و بعد دیدم که او هم آدم کمی نیست، کتاب هایش اینجا خوانده نشده ، اسمش اصلا معروف نیست درباره ابن رشد شاید یک کتاب در ایران نوشته نشده است حتی الان هستند که به ابن رشد بعضی ها ابن رشید ! هم گفته اند. خوب این یک فیلسوف اسلامی است و فیلسوف مشّائی تمام عیار که یک ذره از مشائیت کم ندارد ، ابن رشد است. اصلا با اشراق و عرفان هیچ میانه و سر سازگاری ندارد ولی ابن سینا به همان اندازه که یک فیلسوف بزرگ است ،یک عارف بزرگ است .(این مطلب را تازه دارم میگم) همین مقامات العارفین اش را بخوانید و در خلال همین کتاب هایش نکته های عرفانی که ابن سینا بیان می کند . ابن سینا یک فیلسوف بزرگ و یک عارف سترگ است. من وقت بیشتر نمی گیرم. خلاصه ای بود. البته وقتی کتاب را مطالعه بکنند آقایان خوب توجه می کنند و البته ای کاش این کتاب آقای موسویان (تصحیح التعلیقات ابن سینا) در آمده بود که من با یک کتاب صحیح تری مواجه می شدم برای گفتگوی با ابن سینا.

Video-DownloadSound-DownloadYoutube-download

1 دیدگاه

  1. منصور می‌گه:

    با عرض سلام و خسته نباشید به شما
    یک سوالی داشتم خدمت شما
    مولانا در عالی ترین مرتبه ی خداشناسی، توحید شهودی را مطرح می کند و مرادش این است که هرکس باید بی هیچ واسطه ای ، خدا را به شهود قلبی خود بشناسد. لیکن ابن سینا « امکان» را که از خواص ماهیات است واسطه قرار داده و ملاصدرا اصالت وجود را که خود یک بحث فلسفی و حکمی است واسطه قرار داده است و نهایتا باز توحیدشان واسطی است، نه مستقیم. ( کتاب میناگر عشق جلد ۱ کریم زمانی صفحه ۳ )
    ممنون میشم شناخت خدا به شهود قلبی ، «امکان» و اصالت وجود را توضیح بدین؟
    با سپاس از شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *