کتاب فلسفه و ساحت سخن

خرد و خردورزی
۱۳۹۱-۰۸-۰۱
مساله شناخت و شناخته شدن
۱۳۹۱-۰۸-۰۳
نمایش همه

کتاب فلسفه و ساحت سخن

“فلسفه و ساحت سخن” اثر فیلسوف معاصر ایرانی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی است که به رابطه میان فلسفه و سخن می‏ پردازد و می ‏کوشد تا نشان دهد نقش سخن در عالم اندیشه تا چه اندازه مهم و بنیادی ا‌ست. دینانی در مقدمه کتاب تأکید می‏کند که فهم فلسفی یا فکر علمی همیشه و هر جا در زبان اتفاق می‏افتد و به همین اعتبار، زبان ظهور اندیشه است و سخن مظهر فکر و خرد به شمار می‏رود.

وی با اشاره به اینکه مرزهای جهان انسان همان مرزهای زبان اوست این نکته را نیز مورد توجه قرار می‏دهد که زبان اجتماعی‏ترین پدیدار عالم است و انسان به حکم داشتن زبان بالذات یک موجود اجتماعی به شمار می‏رود. اما باید توجه داشت که آنجا که زبان هست انسان و جهان نیز حضور دارند و به واسطه زبان، انسان در جایگاهی قرار می‏گیرد که که نه تنها به آنچه هست و آنچه بوده است آگاهی پیدا می‏کند بلکه نسبت به آنچه اکنون نیست نیز آگاه می‏شود.

به باور دینانی پرسش هستی با زبان هستی بیان می‏شود زیرا زبان هستی از هستی جدا نیست و چنانکه یادآور شدیم زبان در هر یک از ساحتهای هستی با همان ساحت قرین شناخته می‏شود. دینانی این ساحت را ساحت سخن هستی می‏نامد که فیلسوف می‏کوشد در آن قدم بگذارد و به پرسش هستی گوش فرا دهد.

به گفته دینانی کسی که در ساحت سخن هستی گام بر می‏دارد به پرسش هستی گوش فرا می‏دهد که رو به رو شدن با آن راه رسیدن به پاسخ را هموار می‏کند، راهی که بی‏پایان است و بنابراین ساحت سخن بیش از آنچه تصور می‏شود گسترده خواهد بود.

موضوعات

  • منطق و گفتار

  • مقولات دهگانه و کلیات پنجگانه

  • زبان زیرساخت و اصول بنیادین سخن

  • کتاب الحروف فارابی یک دفتر فلسفی است یا یک نوشته نحوی؟

  • نقش عقل و خردگرایی در پیدایش علم نحو

  • نخستین مسئله نحوی و نقش آن در پیدایش فکر فلسفی

  • آیا مصدر اصل کلام است؟

  • نخستین مسئله مورد اختلاف میان دو مکتب مهم نحوی

  • واضعان الفاظ – واضعان شرایع

  • معضل بزرگی به نام موضوع له

  • زبان چیزی فراتر از صرف و نحو و مجموعه واژگان است

“زبان و زمان”، “نسبت علم با معلوم خود همانند نسبت وجود با ماهیت است”، “ممکن از ان جهت که ممکن است به حسب سرشت خود مجهول است”، “دو واژه علم و معرفت و تفاوت آنها با یکدیگر” و “‌اگر سخن نبود جهان هرگز آشکار نمی‌گشت” از دیگر مباحث طرح شده در این کتاب است.

این کتاب، عصاره آرا و افکار استاد دینانی است که به این پرسش فلسفی پاسخ می‌گوید : زبان در چه مرتبه‌ ای از مراتب وجود آدمی تحقق می‌یابد و چه رابطه‌ای با هستی برقرار می‌کند؟ فیلسوفان گوناگون، پاسخهای متفاوتی به این پرسش داده اند، از آن جمله صدرالمتألهین شیرازی بر آن است که هستی خود کلام خداست و همچنان که هر کلامی بنا به خاصیت ذاتی خود، امر مکتومی را آشکار می‌کند، کلمه «کُن» وجودی نیز جهانی را به ظهور رسانده است که تا پیش از این کلمه، هرگز در میان نبوده است.

به باور این فیلسوف، آنچه درباره هستی صدق می‌کند، درباره زبان نیز صادق است؛ به عبارت دیگر از منظر ملاصدرا زبان با هستی، خصلتی مشترک دارد و این خصلت آن است که زبان نیز مانند وجود که جز با خود با چیز دیگری دیده نمی‌شود و در عین حال اشیایی که در پرتو نور قابل رؤیت است، بسیارند. به همین سیاق موجوداتی که به واسطه وجود یا با حضور در زبان به صحنه هستی می‌آیند، فراوانند، اما وجود یا زبان را جز با خود آنها نمی‌توان شناخت. دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در «» در شرح آرای صدرالمتألهین و دیگر فلاسفه اسلامی و اروپایی به نظریه‌ای جدید با عنوان «زیرساخت عقلانی زبان» دست می‌یابد. خلاصه این نظریه این است که: زبان صرفاً شامل وضع الفاظ و قرارداد واژه ها نمی‌شود، بلکه دارای نوعی زیرساخت و بنیان فطری است. برپایه این زیرساخت است که آدمی می‌تواند جمله‌هایی بدیع پدید آورد که با آنچه در عمر خویش آموخته است، مطابقت ندارد. با همین زیرساخت است که کودک در مدتی کوتاه، دستگاه پیچیده زبان مادری را می ‌آموزد و بدان سخن می‌گوید. بر همین بنیان است که انسان می‌تواند از آنچه در حوزه مشاهده و تجربه‌اش قرار می‌گیرد، فراتر رود و می ‌دانیم که فراتر رفتن از ساحت تجربه، همواره از شئون عقل به شمار می‌آید.

به باور دکتر دینانی هرچند توانایی زبان در فراتر رفتن از ساحت تجربه از سوی اندیشمندان بزرگ به فطرت انسان منسوب شده، ولی حقیقت آن است که آنچه به عنوان فطرت مطرح می‌شود، چیزی جز گوهر عقل نیست. از این رو عقل در هر مرتبه‌ای از مراتب هستی که ظهور یابد، زبان نیز در همان مرتبه قرار می‌گیرد و آنچه از این سخن حاصل می‌آید. این همانی «اندیشه»، «زبان» و «هستی» است. وی به عنوان گواه سخن خویش به ساختار زبانهای زنده و فعال اشاره می‌کند که جملگی از حیث دستوری، انعکاسی از همبستگی موجودات در نظام هستی ‌اند. به همین دلیل است که برخی فلاسفه اروپایی، تقسیمات دهگانه ارسطو از موجودات جهان تحت عنوان «مقولات» را تقسیمی لفظی و دستوری به شمار آورده اند و حتی اندیشمندی چون ابن مقفع، به جای عبارت «مقولات دهگانه» از تعبیر نامهای دهگانه استفاده کرده است.

از نظر دکتر دینانی با استدلال های پیش‌ گفته، می ‌توان به نقش زبان در پهنه هستی پی برد؛ به طوری که از یک سو به درک تأثیر عقل و خردگرایی در پیدایش دستور و قواعد زبان نایل آمد و از دیگر سو، ریشه بسیاری از جریانهای فکری و فلسفی را در زبان‌ شناسی و دستور زبان یافت. از این رو گزاف نیست که بگوییم زبان، مرزهای هستی انسان را ترسیم می‌کند؛ به ویژه که انسان، تنها یک موجود در میان موجودات دیگر نیست، بلکه به رغم آنکه جزئی از عالم هستی است، در واقع فهرست همه موجودات و حقایق عالم به شمار می‌آید. کتاب «فلسفه و ساحت سخن» نوشته دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، علاوه بر آنکه نظر و بلکه نظریه های جدید در حوزه فلسفه زبان مطرح کرده است، در شناخت زبان به عنوان مرتبه‌ای از مراتب هستی انسان، راهگشا و دانش افزاست.

دکتر دینانی در مقدمه تا حدودی کلیات موضوع کتاب را بیان نموده و خواننده را به مسیری که تا پایان کتاب پیش رو دارد، آشنا و از ضرورت تأمل و تعمق در آن و از رهاورد نتایج روشن و مفید مطمئن می‌سازد و این گونه سخن آغاز می‌کند: «فهم فلسفی یا فکر عمل همیشه و همه جا در زبان اتفاق می‌افتد و به همین اعتبار، زبان ظهور اندیشه است و سخن مظهر فکر و خرد به شمار می‌آید.» دکتر دینانی برای تبیین این نکته کلیدی که عالم هستی کلام خداوند است، می‌گوید: کلمه و کلام در زبان عربی از «کلم» اشتقاق پیدا کرده و این لغت در اصل به معنی خراشیده شدن پوست چیزی است. با خراشیدن پوست، چیزی آشکار می‌شود که بیش از آن آشکار نبوده است. از ویژگیهای ذاتی کلام نیز این است که چیزی را آشکار می‌کند که آن چیزی بیش از کلام ظاهر و آشکار نبوده است. به این ترتیب، کلمه خداوند تبارک و تعالی (کن) است که عالم هستی را ظاهر و آشکار می‌سازد. بر اثر کلمه حق، چیزی آشکار می‌گردد که بیش از آن، هرگز ظاهر و آشکار نبوده است.

دکتر دینانی در بخشی دیگر از مقدمه خود با بیان اینکه جنبه بیرونی انسان به هیچ وجه از جنبه درونی او منفصل و جدا نیست و انسان در واقع همان چیزی است که آن را انجام می‌دهد، شناخت اشیا را محصول شناخت خود می‌داند و می‌گوید: هر گونه شناخت و معرفتی که انسان نسبت به چیزی پیدا می‌کند، نوعی معرفت به معرفت نیز هست و البته هر گونه کلامی در یک موضوع، کلام درباره همان کلام نیز خواهد بود. عبارت دیگری از مقدمه کتاب به بیان این نظر می ‌پردازد که: همه چیز در پرتو هستی ظاهر می‌شود و برای روشن کردن این مطلب، دکتر دینانی اظهار می ‌دارد که انسان پیش از آنکه درباره هر یک از پدیده‌ ها بیندیشد، از هستی آن پدیده سخن می‌گوید. به عبارت دیگر می ‌توان گفت: بدون فهم هستی چیزها، ادراک ماهیات، امکان ‌پذیر نیست و تنها هنگامی برای یک ماهیت تعریفی واقعی و حقیقی خواهیم داشت که آن ماهیت به زیور هستی آراسته شده باشد، در غیر این صورت الفاظ و کلماتی که در مورد ماهیت به کار گرفته می‌شوند، فقط جنبه شرح الاسم پیدا می‌کنند و میان شرح الاسم و آنچه معرفت و شناخته به شمار می‌آید، فاصله فراوان وجود دارد. دکتر دینانی با اشاره به توانمندیهای انسان یکی از خلاقیتهای آشکار زبان را این می‌داند که زبان از وسایل محدود و قابل شمارش می‌تواند به طور بی ‌پایان و نامحدود بهره‌مند شود و واضح می‌داند که بهره‌مندی نامحدود از وسایل محدود و متناهی نوعی خلاقیت آشکار است.

وی برای تبیین این نگاه خود ساختار و نحوه تشکیل یک جمله را مثال می‌زند و می‌گوید: آنچه «جمله» خوانده می‌شود و در اصطلاح علمای علم نحو در مقابل «کلمه» قرار می‌گیرد، هرگز نمی‌توان ادعا کرد که از کلمه‌ های دیگر پیچیده ‌تر بوده و وحدت یا یگانگی آن پیشرفته ‌تر و گسترده ‌تر از وحدت در کلمه‌ های دیگر است؛ زیرا وحدت و یگانگی یک جمله از نسخ وحدت و یگانگی در یک کلمه مفرد نیست. به عبارت دیگر علم مربوط به کلمه‌ های مفرد علم علامت‌ شناسی است، در حالی که علم مربوط به جمله‌ ها علم معنی‌ شناسی یا علم دلالت است؛ بنابراین نمی ‌توان ادعا کرد که جمله چیزی بیش از مجموعه کلمات نیست و باید اذعان نمود که جمله علامت نیست، بلکه جمله دلالت است و همواره حامل یک حکم است و حکم چیزی است که در اجزا و … جمله وجود ندارد.

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در مقدمه به موضوعات دیگری چون تجربه شخصی من و غیرقابل انتقال بودن آن، معنی یک تجربه و تفکیک ناپذیر بودن آن از خود تجربه، ظهور هستی در زبان، خصلت مشترک نور و زبان و اینکه زبان محل ظهور ایده است، می ‌پردازد و به یک نکته با اهمیت دیگر در باب قوس نزولی و سیر صوری سخن اشاره می‌کند و می‌گوید: «وقتی از دو قوس نزول و صعود زبان سخن گفته می‌شود و آغاز و انجام آن به صورت یک دایره ترسیم می‌گردد، در واقع به فرود و فراز انسان اشاره می‌شود که این فرود و فراز نیز نمونه کاملی از دو قوس دایره هستی شناخته می‌شود. معنی این سخن آن است که آنچه درباره هستی صادق است، درباره زبان نیز صدق می‌کند و اگر چنین است، می‌ توان گفت زبان، زبان هستی است و هستی نیز در زبان ظاهر و آشکار می‌گردد. منطق و گفتار، مقولات دهگانه و کلیات پنجگانه، زبان زیرساخت و اصول بنیادین سخن، کتاب الحروف فارابی یک دفتر فلسفی است یا یک نوشته نحوی؛ نقش عقل و خرد گرایی در پیدایش علم نحو، نخستین مسئله نحوی و نقش آن در پیدایش فکر فلسفی، زبان و زمان، آیا مصدر اصل کلام است؟ نخستین مسئله مورد اختلاف میان دو مکتب مهم نحوی، واضعان الفاظ، واضعان شرایع، معضل بزرگی به نام موضوعٌ له، دو واژه علم و معرفت و تفاوت آنها با یکدیگر، نسبت علم با معلوم خود همانند نسبت وجود با ماهیت است، ممکن از آن جهت که ممکن است به حسب سرشت خود مجهول است، زبان چیزی فراتر از صرف و نحو و مجموعه واژگان است و اگر سخن نبود، جهان هرگز آشکار نمی‌گشت،

بخشهای متنوع کتاب است که در کل به تبیین موضوع با اهمیت جایگاه زبان در مراتب وجود پرداخته و با وجودی که موضوع از مباحث بسیار سنگین و عمیق در حوزه فکر و اندیشه و فلسفه است، باید اعتراف نمود که دکتر دینانی از پس مباحث عمیق و دریای ژرف دیدگاههای مختلف، به خوبی برآمده و توانسته است خواننده کتاب را به ساحل امن تفهیم و تعقل و اقناع رهنمون سازد و با این جملات پایانی به جایگاه و مرتبه زبان در مراتب هستی پی ببرد: «می ‌توان ادعا کرد که آنچه در یونان قدیم به عنوان «لوگوس» مورد توجه قرار گرفت، تعبیر دیگری است از آنچه در ایران باستان با عنوان مسئله نور در مقابل ظلمت مطرح گشت و منشأ آثار فکری و معنوی بی شمار شناخته شد و البته مضمون مسئله «نور» و محتوای «لوگوس» نیز در «کلمه» است و اگر کلمه نبود، جهان به ظهور نمی ‌رسید.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *