نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو

برنامه معرفت ۲۵ مرداد ۱۳۹۲
۱۳۹۲-۰۵-۲۶
دل دریچه دلبری است
برنامه معرفت اول شهریور ۱۳۹۲
۱۳۹۲-۰۶-۰۲
نمایش همه

نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو

نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو

Nasir al-Din Tusiدوران زندگی نصیر الدین طوسی دارای فراز و نشیب فراوان بوده است. روزگاری مصاحبت با باطن گرایان اسماعیلی و روزگاری عهده دار وزارت در دستگاه هولاکوی مغول. وی را هم مرد اندیشمند و هم مرد عمل دانسته اند. شاید همین ویژگی ها سبب شده است تا دکتر ابراهیمی دینانی اثری مستقل را به بررسی افکار این فیلسوف برجسته با عنوان «نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو» اختصاص دهد. آثار برجای مانده از نصیرالدین طوسی نشان می دهد که وی همواره با اهل فکر روزگار خود چه به صورت حضوری و چه از طریق مکتوبات به تبادل نظر می پرداخته است. دکتر دینانی در این کتاب، نصیرالدین طوسی را در مقام اندیشمندی که راه گفتگو «که همان خصیصه اصلی فلسفه نیز هست» مبنای زندگی وی قرار دارد، در نظر گرفته است و به ارزیابی آثار وی از این منظر پرداخته است.

برخی از فصل های کتاب نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو عبارتند از: خواجه نصیر الدین طوسی در سنگر دفاع از فلسفه، نقطه آغاز در پیدایش نظر، نگاه عقل از جایگاه ناکجا، بلاغت و حکمت در آثار حکیم طوس، حکمت عملی در نظر حکیم طوس، تاویل در اندیشه خواجه نصیر الدین طوسی.

بخشی از مقدمه کتاب نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو

کسانی که با آثار فراوان و گوناگون خواجه نصیرالدین طوسی و چگونگی زندگی او آشنایی دارند به آسانی می توانند ادعا کنند که این انسان والا و برجسته براستی مرد اندیشه و عمل بوده است. بررسی هستی یک انسان و ارزیابی شخصیت او تها در حوزه اندیشه و عمل امکان پذیر می گردد و کسی نمی تواند در بیرون از این دو حوزه به آنچه ذات و جوهر آدمی خوانده می شود دست پیدا کند. ذات یا جوهر انسان هرچه باشد منشا اندیشه و موضوع تفکر شناخته می شود و بدون اندیشه به صحنه تصور و ساحت تصدیق در نمی آید.

در ادامه بخوانید:  کتاب فلسفه و ساحت سخن

اگر بتوانیم از حقیقت اندیشه به عنوان فعلی که ویژه انسان است سخنی بگوییم دایره معنی فعل گسترده تر می گردد و اندیشه و عمل در یک ارتباط تنگاتنگ، فعل آدمی به شمار می آیند. جدایی و دوگانگی اندیشه و عمل نتیجه نوعی خودآگاهی است که بدون تردید از توانایی های تفکر بشر به شمار می آید. ولی از سوی دیگر می توان گفت اتحاد و همبستگی آنها با یکدیگر نیز به مرحله دیگری از آگاهی مربوط می شود که به مراتب، برتر و بالاتر از مرحله نخست است. تردیدی نمی توان داشت که اندیشه و عمل به دو مرحله از هستی انسان بستگی دارد.

وقتی از جدایی و دوگانگی اندیشه و عمل سخنی به میان می آید منظور این نیست که دو رشته جدا و دور از یکدیگر از افعال بشر وجود دارند که یکی از آنها به جهان ذهن و دیگری به عالم عمل اختصاص دارد و هیچ گونه اتصال و همبستگی در میان آنها تحقق ندارد. به عبارت دیگر می توان گفت عالم اندیشه و عالم عمل دو سرزمین دورافتاده ای نیستند که یک دره غیر قابل عبور در میان آنها جدایی افکنده باشد. بلکه مقصود از این سخن آن است که انسان در مقام یک موجود فعال دارای دو گونه فعالیت است که یکی در اندیشه و دیگری در عمل به ظهور و بروز می رسد. بسیار روشن و آشکار است که فعالیت انسان در عالم اندیشه بی اندازه وسیع و گسترده است و به هیچ وجه با آنچه در حوزه عمل به وقوع می پیوندد، قابل مقایسه نیست. انسان در گستره عالم اندیشه می تواند به اموری دست یابد که هیچ موجود دیگری نمی تواند به آن راه پیدا کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *