مسئله حدوث ذاتی

Dr-Dinani-Philosophy
معرفت و محبت، دوگام اساسی عشق
۱۳۹۴-۰۱-۱۸
Dr Ebrahimi Dinani marefat (4)
برنامه معرفت ۲۱ فروردین ۱۳۹۴
۱۳۹۴-۰۱-۲۱
نمایش همه

مسئله حدوث ذاتی

The riddle.Of.time

بدون تردید خداوند تبارک و تعالی واجب الوجود قدیم بالذات بوده و همواره نیز فعال است. کسی نمی تواند بگوید خداوند، زمانی فعال نبوده و سپس فاعل بودن در او حادث شده است زیرا حق تعالی محل حوادث نیست و هیچ گونه تغییر و دگرگونی در ساحت مقدس او راه ندارد به عبارت دیگر می توان گفت در دستگاه آفرینش تعطیل وجود ندارد و خداوند تبارک و تعالی هرگز بیکار و بدون فعل نبوده است. چگونه ممکن است کسی به ذات و صفات حق تعالی باور داشته باشد و چنین پندارد که ذات و صفات حق تعالی برای مدتی نامعلوم یا غیر متناهی منشأ آثار نبوده است؟ شاید بتوان این پرسش را گسترش داد و با درک معنی واقعی وجود پرسید که آیا می شود یک موجود هر اندازه کوچک و فرومایه باشد، بی اثر شناخته شود و هیچ فعلی از آن صادر نگردد؟

اگر بپذیریم که وجود عین منشأیت آثار است چگونه می توانیم از یک موجود بدون اثر و بی خاصیت سخن بگوییم؟ با توجه به آنچه در اینجا ذکر شد به آسانی می توان گفت خداوند که واجب الوجود بالذات و قدیم ازلی است هرگز بدون فعل نبوده و در دستگاه آفرینش او تعطیل جایگاهی ندارد. فلاسفه و حکمای مسلمان ضمن اینکه فاعل بودن حق تبارک و تعالی را قدیم می دانند به حادث بودن عالم سخت باور دارند. زیرا در نظر آنان عالم، ممکن الوجود است و خارج شدن جهان از حد امکان و مرحله تساوی میان هستی و نیستی به سوی وجود، حادث شناخته می شود. ممکن، از آن جهت که ممکن است با هستی و نیستی نسبت مساوی دارد. خارج شدن ممکن از حد تساوی همان چیزی است که در نظر حکما حادث شناخته می شود.

در خارج شدن ممکن از حد تساوی میان هستی و نیستی و رسیدن به مرحله وجود، فاصله زمانی تحقق نمی پذیرد زیرا اگر میان واجب الوجود بالذات و جهان به عنوان یک مخلوق، زمان نیز به عنوان یک مخلوق زمان دیگری فاصله شود و این امر مستلزم تسلسل بی پایان یا دور باطل خواهد بود. بنابراین حادث بودن عالم با فاصله زمانی صورت نمی پذیرد بلکه حدوث عالم همان چیزی است که «حدوث ذاتی» خوانده می شود.

در حدوث ذاتی فاصله زمانی مطرح نیست بلکه تأخر مخلوق از خالق به معنی تاخر فعل از فاعل شناخته می شود. همانگونه که میان معلول و علت تامه فاصله زمانی وجود ندارد میان فعل از آن جهت که فعل است با فاعل خود نیز فاصله زمانی تحقق نمی پذیرد. حرکت و گردش یک کلید علت گشوده شدن قفل است بنابراین تقدم گردش کلید بر گشوده شدن قفل یک امر مسلم به شمار می آید ولی در این تقدم و تاخر فاصله زمانی دخالت ندارد. با این همه گشوده شدن قفل اثر گردش و چرخیدن کلید شناخته می شود و در نتیجه یک امر حادث به شمار می آید. کسانی که از حدوث ذاتی سخن می گویند و حادث بودن را یک امر موخر می شناسند به همین معنی از تأخر اشاره می کنند و البته معلوم است که این نوع از تأخر، تأخر زمانی نیست و زمان هیچ گونه نقشی در آن ایفا نمی کند.

1 دیدگاه

  1. مهدی می‌گه:

    اگر مثال کلید را بر حادث شدن عالم هستی تطبیق دهیم، می بینیم که یک زمانی بوده که خداوند شروع خلق عالم را آغاز کرده، همانطور که کلید شروع به گردش می کند، بنابراین این چه لحظه ای بوده؟ از طرفی خداوند موجودی فرا زمانی است، فعل خداوند خارج از زمان است، بنابراین فعل خلق عالم متاخر است از فاعل یا خدا، اما سوال اینجاست، اگر خداوند کلید را شروع به چرخش می کند و سپس قفل باز می شود و عالم خلق می شود، اما ما در حال حاضر می بینیم که عالم در حال انبساط است حتی در خود قرآن سوره ی ضاریات هم آمده است، آیا عالم خلق شد و تمام شد؟ یا عالم اکنون هم دارد خلق می شود؟ زیرا عالم در حال گسترش است، کلید تا چه حدی چرخانده شده؟ منظور، عالم تا چه حدی خلق شده است؟ از لحظه ی انفجار بزرگ تا به اکنون عالم دارد گسترش می یابد و خلق می شود، آیا تاخر شروع به خلق تا خلق فاصله ی زمانی نیست؟ یا اگر فاصله زمانی نیست بنابراین خود عالم هم قدیم می شود. از طرفی هم خداوند همیشه در حال فاعلیت است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *