فاعل مختار در اختیارش مجبور است
۱۳۹۱-۱۱-۰۱
اتحادالاثنین محالٌ
۱۳۹۱-۱۱-۰۳
نمایش همه

قاعده ۱۰:الامکانُ بالغیر ممتنعٌ

برای شرکت در دوره حضوری آموزش کتاب قواعد کلی فلسفه کلیک کنید

وجوب ، امتناع و امکان، یعنی اصول کیفیات و عناصر عقود که آنها را«مواد ثلاث» نیز می گویند، از جمله معانیی هستند که در لوح نفس انسانی بدون هیچ گونه واسطه مرتسم می شوند و از امور بدیهی به حساب می آیند؛ زیرا بعد از تصور دو مفهوم عام و بدیهی وجود و شیئیت، مفهومی ضروری تر و روشن تر از این مفاهیم سه گانه در ذهن انسان حاصل نمی شود.

بنابراین، تعریف حقیقی برای این معانی، امکان پذیر نیست و کسانی که در مقام تعریف برآمده اند در ورطه دور محال فرورفته اند؛ چنان که در تعریف معنای « ممتنع » گفته اند :«هوالذی لیس بممکنٍ» و در مقام تعریف ممکن گفته اند : «هو الذی لیس بممتنعٍ » و مفهوم هر کدام از آنها را در تعریف دیگری به کار برده اند .

اقامه برهان بر امتناع امکان بالغیر

مخفی نماند که تقسیم شیء به واجب و ممکن و ممتنع ، همواره به طور قضیه منفصله حقیقیه است؛ زیرا هر مفهوم در حد ذات خویش از این دو حال خارج نیست که یا آن مفهوم ضروری الوجود است یا نه. این تقسیم در حقیقت شامل دو قضیه منفصله حقیقیه است که هر کدام از آن دو قضیه از شیء و نقیض آن ترکیب می شود، چنان که این خاصیت را در هر قضیه منفصله ای که اجزاء آن بیش تر از دو واحد باشد، می توان یافت .

در ادامه بخوانید:  دارا بودن یک صفت، لزوما داشتن همه صفات نیست

نتیجه ای که از این تقسیم به دست می آید این است که هر شیئی به هر اعتبار که فرض شود، خالی از یکی از مواد سه گانه یعنی وجوب، امکان و امتناع نخواهد بود. در این صورت هرگاه برای شیء امکان بالغیر فرض شود، جای سوال باقی می ماند که آیا این شیء در حد ذات خویش «ممکن» است یا « واجب» است و یا «ممتنع»

اگر گفته شود که شیء در حد ذات خویش «ممکن» است، لازم می آید که شیء واحد دارای دو امکان باشد: یکی بالذات و دیگری بالغیر و این معنی بالضروره باطل است؛ زیرا با وجود امکان ذاتی، که همان معنی سلب ضرورت وجود و عدم است، تصور امکان دیگری لغو خواهد بود. و چنان که برای شیء واحد به اعتبار واحد، معنی دو وجود یا دو عدم قابل تصور نیست، برای ماهیت واحد نیز معنی دو امکان – یکی ذاتی و دیگری غیری – قابل تصور نخواهد بود.

ولی اگر گفته شود که شیء در حد ذات خویش ضروری الوجود، یعنی واجب یا ضروری العدم، یعنی ممتنع است، لازم می آید معنی امکان بالغیر – که امری عارضی و از ناحیه غیر است – شیء را از مقتضای ذاتی خویش خارج سازد، و این امر امکان پذیر نخواهد بود زیرا هرگز امری عرضی، معارض و جانشین امری ذاتی نمی شود. تعارض و تضاد، همواره در امور عرضی انجام می گیرد و در ذاتیات هرگز تعارض و تضاد نخواهد بود؛ چنان که میان ذاتی و عرضی نیز تعارض امکان پذیر نیست.

در ادامه بخوانید:  قاعده ۲۶ :موجود بین دو شیئ غیر از طرفین خود است

خلاصه برهان بر امتناع امکان بالغیر همین است؛ و اگر کسی ادعا کند این برهان محکم ترین برهان در این باب است، سخنی به گزاف نگفته است؛ زیرا مقدمات برهان بر مبنای صحیح در باب معنای امکان استوار است که از عدم اقتضاء نسبت به ضرورت وجود و عدم حکایت می کند.

برخی معنی امکان را عدم اقتضاء نسبت به ضرورت وجود یا عدم ندانسته، بلکه آن را به معنای تساوی طرفین نسبت به وجود و عدم و از لوازم اصطلاحی ذات به حساب آورده اند، به این ترتیب که گفته اند: امکان نسبت به ماهیت نه ذات است و نه ذاتی؛ و چیزی که نسبت به چیزی ذات یا ذاتی نیست، باید عرض باشد. و چون امکان در ماهیت نمی تواند از ناحیه غیر باشد، پس معلّل به نفس خویش باشد و این بدان معناست که امکان ذاتی را از لوازم ماهیت دانسته اند و کلمه « لازم» را مطابق معنای اصطلاحی که عبارت از لزوم بین شیئین است، تفسیر کرده اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *