وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامی
وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامی
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
معاد
معاد
۱۳۹۱-۰۵-۳۱
نمایش همه

شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی

شعاع اندیشه و شهود

شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردیمقارن ایامی که ابن رشد در مغرب جهان اسلام از فلسفه دفاع می کرد و موضع فلاسفه مشائی را تثبیت می نمود در مشرق اسلامی فلسفه دیگری در حال تکوین بود که با فلاسفه نوعی اندیشه و نحوی از مشهود است که آن را حکمت اشراقی نام نهاده اند مبدع این فلسفه و مبتکر این مکتب در دوره اسلامی جز شهاب الدین سهروردی شخص دیگری نمی باشد. کتاب شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی در معرفی این اندیشمند بزرگ نگاشته شد.

در میان فلاسفه و متفکران اسلامی شیخ شهاب الدین سهروردی از موقعیتی خاص برخوردار است افق دید و منظر شهود سهروردی بسیار وسیع و گسترده است به عقیده وی انس پیشینیان با واقعیت و درک آنان از حقیقت بیشتر و روشنتر از متاخران می باشد در برخی از کلمات قصار یا جمله های کوتاهی که از قدما به ارث رسیده معانی بزرگی نهفته است که در صدها کتاب و دفتر متاخران نظیر آن را نمی توان یافت تأثیر و نفوذ افکار سهروردی در آثار متفکران بعد از وی به هیچ وجه قابل انکار نمی باشد نشان اندیشه های سهروردی در آثار خواجه نصیرالدین طوسی و صدرالمتالهین شیرازی چیزی نیست که با سهولت و آسانی بتوان از آن گذشت.

«مواضع سهروردی در مقابل ابو البرکات»، «صدر المتألهین و سهروردی»، «وجود ذهنی»، «رؤیت از نظر سهروردی» و «نور اسپهبد و روح حیوانی»، بخش‏هایی از عناوین این اثر را تشکیل می‏دهند. چاپ پنجم کتاب شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی در سال ۱۳۷۹ توسط مؤسسه انتشارات حکمت در تهران انجام گرفته است.

در ادامه بخوانید:  کتاب فلسفه و ساحت سخن
بخشی از مقدمه کتاب شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی

گیاه ریشه در خاک دارد و جایگاه هر یک از گونه های گیاهی نیز براساس همین اصل مشخص و معین می گردد. جایگاه هریک از گونه های حیوانی و نوع زندگی آن در صحنه تنازع بقا نیز، با میزان و معیار غریزه ای که به او داده شده است قابل بررسی و سنجش خواهد بود. آنچه در اینجا مورد پرسش واقع می شود این است که جایگاه انسان در این عالم کجاست و چگونه می توان به آن دست یافت؟ تردیدی نمی توان داشت که بدون تفکر و تعقل و نوعی از هنر که آن نیز، بدون تفکر امکان پذیر نیست، هرگز نمی توان از جایگاه انسان در این عالم سخن به میان آورد. بی جایگاه بودن، یک درد بزرگ و بیماری خطرناکی است که تحمل آن برای مردم دردآشنا بسیار سخت و دشوار است و پیامدهای ناگواری را نیز به همواره به دنبال می آورد.

فیلسوفان و هنرمندان از جمله کسانی هستند که این درد را احساس می کنند و پیسوته در صدد بوده اند که این جایگاه را کشف کنند و به آن دست یابند. انسان موجودی است که برحسب ذات و فطرت خود میان زمین و آسمان ایستاده و ضمن اینکه پای خود را بر روی زمین گذاشته است، سر به آسمان دارد. وقتی گفته می شود انسان بر روی زمین ایستاده و سر به آسمان دارد منظور این است که او همواره طالب کمال بوده و در جستجوی آنچه می توان آن را مثل اعلی نامید کوشش می کند. «مثل اعلی» اشاره به آخرین مرحله از مراحل کمال انسان است که همانند یک آینه، همه حقایق هستی را آشکار می سازد و مظهر تام و تمام جمیع اسماء و صفات حق تبارک و تعالی به شمار می آید.

در ادامه بخوانید:  کتاب راز راز

یکی از شعرای باذوق و خوش قریحه در این باب می گوید: «اگر من به مثل اعلی ایمان پیدا کردم و سپس معلوم گشت که چنین حقیقتی در واقع وجود ندارد، خطای من در این نیست که به مثل اعلی ایمان دارم بلکه خطا به موجود نبودن مثل اعلی بر می گردد»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *