سروش غیبی، گوش غیبی می طلبد

استدلال، ظهورِ شهود است
۱۳۹۴-۰۳-۲۵
برنامه معرفت ۵ تیر ۱۳۹۴
۱۳۹۴-۰۴-۰۵
نمایش همه

سروش غیبی، گوش غیبی می طلبد

به حسب آموزه های دینی، جهان هستی با کلمه «کُن» وجودی به وجود آمده است؛ یعنی خداوند تبارک و تعالی به جهان هستی گفت: باش! پس بی درنگ جهان هستی به مرحله هستی درآمد. مسئله «کُن فیکون» به همین معنی اشاره دارد: «أوّلُ کلمهٍ شُقّت اسماع الممکنات کلمهُ کُن» یعنی نخستین سخنی که گوش عالم امکان رسید، همان کلمه «کُن» الهی بود و همین کلمه، منشأ پیدایش عالم شناخته می شود. بنابراین، جهان هستی در هستی خود مدیون گوش شنوای خویش است و اگر از این گوش شنوا برخوردار نبود و ندای حق تعالی را نمی شنید، هرگز به صحنه هستی قدم نمی گذاشت.

آنجا که گوشی برای شنیدن وجود نداشته باشد، خداوند سخن نمی گوید و چون که متکلّم بودن از صفات خداوند تبارک و تعالی است، پس همیشه، گوشی برای شنیدن وجود دارد. پیغمبری نیز همیشه از طریق گوش – که شنوای وحی است- تحقق پیدا می کند. گوش پیغمبر اسلام (ص) گوش کامل بود و سخن کامل خداوند تبارک و تعالی را نیز دریافت کرد. در اینجا این مسئله مطرح می شود که آیا سخن برای گوش است یا برعکس، گوش برای شنیدن سخن آفریده شده است؟ تردیدی نمی توان داشت که هم سخن برای شنیدن گفته می شود و هم گوش برای شنیدن سخن به وجود آمده است.

بنابراین، نوعی رابطه و تلازم در میان «گوش» و «سخن گفتن» برقرار می شود. اما نکته ای در اینجا وجود دارد که نمی توان آن را نادیده انگاشت. از پیام آن نکته چنین بر می آید که رابطه میان سخن گفتن و گوش فرا دادن، در عین اینکه مسلّم و انکار ناپذیر شناخته می شود، هر سخنی با هر گوشی مناسبت ندارد و هر گوشی نیز نمی تواند به درک و دریافت هر سخنی نایل گردد. سخن محرمانه با گوشی که نامحرم است سازگاری ندارد و نباید به آن برسد: گوش نامحرم، نباشد جای پیغام سروش.

سروش غیبی، گوش غیبی می طلبد و پیام آسمانی، در گوش آسمانی فرود می آید. همه چیز را به همه کس نباید گفت و آنچه در کلاس آخر گفته می شود، در کلاس اول نباید مطرح گردد. حضرت خضر (ع) با حضرت موسی (ع) هم سفر و همراه شد و در طی آن سفر، از روی بسیاری از امور پرده برداشت، ولی در مرحله ای دیگر، از او جدا گشت و گفت: «هذا فراق بینی و بینک» این فراق و جدایی در واقع، همان فراق و جدایی است که در میان سخن های دیگر حضرت خضر (ع) و گوش حضرت موسی (ع) پیدا می شود. گوش حضرت موسی (ع) قابلیت فوق العاده داشته و پیام خداوند را دریافت کرده است، ولی حضرت خضر (ع) حامل سخن های اسرارآمیز دیگری از خداوند تبارک و تعالی بوده است که آنها با گوش حضرت موسی (ع) مناسبت نداشته است. این پیغمبر بزرگ، از درون یک درخت، سخن خداوند تبارک و تعالی را استماع کرد ولی حضرت خضر (ع) سخن های دیگری از خداوند دریافت کرده بود که بنا نبود آنها به گوش حضرت موسی (ع) برسد.

در اینجا دوباره با این واقعیت روبرو می شویم که هر گوشی برای هر سخنی آمادگی ندارد و سخن هایی در مخزن غیب «سخن» هست که جز تعدادی انگشت شمار، هیچ کس طاقت شنیدن آنها را نداشته و نخواهد داشت. حکیم سبزواری به این مساله اشاره کرده، آنجا که در یکی از ابیات پرمحتوای خود فرموده است:

گوش اسرار شنو نیست و گرنه اسرار / برش از عالم معنی خبری نیست که نیست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *